ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - ١٤ دجال در لغت به معنى بسيار فريبنده است
ديگرى چشمى كه با آن خدا را مى ديده است. تعبير «انسان يك چشم» اشاره به پيدايش انسان مادى و ماترياليست است كه تنها يك چشم دارد: چشم طبيعت بين او تصور مى كند كه جز طبيعت هيچ چيز حقيقت و واقعيت ندارد.
٢. يك چشم در وسط پيشانى اوست
صورت انسان متقارن خلق شده است و انسان، عيب و نقص صورت خود را از لحاظ قانون تقارن ارزيابى مى كند: يك دهان روى خط تقارن ولى دو گوش در دو سوى خط تقارن با فاصله مساوى. مى فرمايند اين چشم انسان يك چشمى و يك بعدى در وسط پيشانى اوست. يعنى روى خط تقارن صورت اوست و تقارن صورت او با يك چشم به هم نخورده است. در نتيجه، احساس نياز به چشم دوم نمى كند. و اين واقعيتى است كه با آن روبه رو بوده ايم. ماترياليست ها و مخصوصاً كمونيست ها فلسفه خود را فلسفه علمى مى ناميدند و آن را علم محض مى دانستند و كسانى كه به ماوراءالطبيعه معتقد بودند را عقب مانده و مرتجع و واپسگرا مى نامند و هيچ گونه احساس نقص در سيماى شخصيت خود نمى كردند.
٣. يك چشم او مثل ستاره مى درخشد
از زمان بطلميوس تا زمان انتشار كتاب مرايا توسط ابن هيثم، تصور عمومى بر اين بود كه نور از چشم انسان بر اشيا مى تابد و در پرتو نور چشم، اشيا ديده مى شوند. ابن هيثم براى اولين بار طرز كار چشم را كشف كرد و قوانين تابش و بازتاب نور را مطرح نمود و اتاق تاريك و عدسى را اختراع كرد. ولى از همان زمان اصطلاح «نور چشم» در ادبيات باقى ماند و اصطلاحاً به چشم قوى، «چشم پرنور» گفته شد و اين اصطلاح هنوز هم وجود دارد و كسى كه چشم او ضعيف شده اصطلاحاً مى گويند نور چشم او كم شده است. تعبير درخشش چشم انسان يك چشمى مثل ستاره اشاره به قوت چشم طبيعت بين اين انسان است و ما امروز شاهد آن نيز هستيم. چشم طبيعت بين انسان ماترياليست تا اندازه اى قوى شده كه مى تواند از اتم تا سوپر كهكشان ها را ببيند و توصيف كند.
٤. سوار بر خرى است كه ...
خر، مركب و مركب وسيله رسيدن از مبدأ به مقصد است. از بين همه مركب هاى جاندار آن كه به «ماشين» شبيه تر است خر است، زيرا خر از برقرار كردن يك رابطه عاطفى با راكب خود عاجز است و ماشين نيز دقيقاً همين طور است.
٥. بين دو گوش خر او يك ميل راه است
گوش، مركز شنوايى است و يك ميل در اين جا يك عدد كامل است و اشاره به فاصله زياد دارد. امروز ماشين امكان ايجاد شنوايى با فواصل طولانى را فراهم آورده است.
٦، ٧. داخل درياها مى شود و زمين زير پاى او درهم نورديده مى شود
اين امر، اشاره به امكاناتى است كه ماشين امروز براى بشر فراهم آورده است.
٨. جلوى او دود و آتش است
انسان ماترياليست سوار بر خر تكنولوژى با اسلحه آتشين وارد جهان اسلام و ساير نقاط جهان شد و بدين وسيله سلطه خود را گسترش داد. به همين دليل مى فرمايند در پيش روى او دود و آتش است.
٩. پشت سرش چيزى است كه مردم آن را نان مى بينند
نفرموده اند پشت سرش نان است بلكه فرموده اند پشت سرش چيزى است كه مردم آن را نان مى بينند. اشاره به مدرنيزاسيون، وعده زندگى بهتر و رفاه بيشتر است كه در همه كشورهاى استعمارزده داده شد، ولى هيچ كس از ميان استعمارزده ها به زندگى بهتر و رفاه بيشتر به طور واقعى نرسيد.
١٠. از سر هر موى او سازى بلند است
بهترين تعبير براى تشريح ارتباطات بين المللى در جهان امروز همين تعبير است. هر موى يك جانور، يك سيستم مستقل است. مى توان يك موى را كند در حالى كه بقيه آن ها بر سر جاى خود باقى بمانند ولى همه «مو» ها از يك خون تغذيه و از آن طريق رشد و نمو پيدا مى كنند.
هر يك از وسايل ارتباطى در جهان امروز از نظر حقوقى يك سيستم مستقل هستند؛ نظير روزنامه جنگ پاكستان و يا خبرگزارى سودان و ... ولى همه آن ها از يك خون كه همان جريان انحصارى خبررسانى بين المللى است تغذيه مى شوند و اين جريان به وسيله چهار خبرگزارى سه كشور غربى از جناح پروتستان- يهودى- انگلوساكسون دنياى مسيحيت كه فاتح جنگ جهانى دومند اداره مى شود. اين چهار خبرگزارى روزانه چهل ميليون كلمه خبر به سراسر چهان مخابره مى كنند.
١١. خرما دفع مى كند
دفع خرما اشاره به توليدات ماشينى است. از ميان همه ميوه ها خرما شبيه تر به كالاى بسته بندى شده است يك زرورق بر رو و در داخل آن مواد غذايى و همه تقريباً اندازه هم.
١٢. اغلب طرفدارانش يهوديان و زنازادگانند
ظاهراً روشن است و اشاره به مسئله صهيونيسم و فروپاشى خانواده در غرب و افزايش زنازادگانى دارد كه عملًا گردانندگان چرخ هاى تكنوكراسى جهانى اند.
شگفت انگيز است در صدر اسلام نيز زنازادگان در پيشبرد اهداف ارتجاع عرب نقش مهمى داشته اند، نظير عمروعاص و زياد ابن ابيه ...
١٣. مردم در زمان او به دو دسته تقسيم مى شوند عده اى براى دين و عده اى براى دنياى خود عزا دارند
اين امر، اشاره به نهضت هاى ضداستعمارى است كه با شعارهاى دينى و يا بعضاً شعارهاى مادى (نظير نان، مسكن و ...) به وجود آمدند.
١٤. دجال در لغت به معنى بسيار فريبنده است.
پى نوشت:
\* برگرفته از كتاب: آيين برنامه سازى راديويى، انتشارات سروش.