ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - تو اى تنها وارث
تو اى تنها وارث
سعيد سامكن
كم كم داشت غروب مى شد، كه صداى زنگ خانه به صدا درآمد. در را باز كردم. برادرزاده ام «اميد» بود كه گاهى به من سر مى زد. و به خانه ما مى آمد اين بار در حالى كه مجله اى در دست داشت، وارد اتاقم شد و با صداى بلند گفت: عمو! ببين معلم كلاس مان اين مجله را به ما معرفى كرده، تا آن را مطالعه كنيم. البته يك بخش از اين مجله مربوط به هم سن و سال هاى ماست. و اضافه كرد: موعود مجله اى است كه موجب آشنائى بيشتر و علاقمندى ما به امام زمان (ع) مى شود. و من تا حالا دو شماره آن را از كتابخانه مدرسه گرفتم و همه مطالب «موعود نوجوان» اش را خواندم.
اميد كه هميشه مرا هم صحبت خوبى براى خود مى دانست مجله، را روى ميز گذاشت و شروع به ورق زدن صفحه به صفحه آن كرد، من كه با مجله آشنا بودم وآن را مطالعه مى كردم به اميد گفتم: خوب عموجان چه مطالبى را خوانده اى و كدام مطلب برايت جالب بود؟ برايم تعريف كن بدانم؟
اميد كه توى صورتش حالت تعجب نمايان بود گفت: البته مجله خوبى است و مفيد ولى نمى دانم چرا بعضى از مطالب درباره يهوديان صهيونيستى يا آمريكا و مسيحيان صهيونيست و يا ... است. آخه معلم ما گفته بود وظيفه ما آشنايى با امام زمان (ع) است و اگر او را نشناخته و به گفته هايش عمل نكنيم و از دنيا برويم با آدم هاى جاهل و نادان هيچ فرقى نداريم. پس چرا اين مجله كه به نام امام زمان (ع) و براى آشنايى با آن حضرت منتشر مى شود همه مطالبش درباره آن حضرت نيست؟
من كه از اين پرسش اميد خوشحال شدم، از روى صندلى بلند شدم و دست روى شانه هاى اميد گذاشتم و به آرامى گفتم: آفرين عموجان! اين كه تو به اين نكته توجه كردى خوب است و جاى بسى خوشحالى و اميدوارى است كه نوجوانى مثل تو برايش از اين سؤال ها پيش آيد و به دنبال جواب آن بگردد.
اميد هم از جايش بلند شد و با هم به طرف حياط رفتيم و روى پله ها نشستيم.
- راستش را بخواهى عموجان براى من هم از اين سؤالات پيش آمده بود و جوابش را با كمى صبورى و پرس و جو پيدا كردم ولى حالا براى اين كه بتوانم كمى به تو كمك كنم، مطلبى را برايت مى گويم كه شايد جواب بعضى از سؤال هايت را پيدا كنى.
و ادامه دادم: همانطور كه مى دانى در زمان همه پيامبران و فرستادگان خداوند، كسانى بودند كه از دستورات آن ها پيروى نمى كردند و با پيروى از شيطان به خدا كافر مى شدند و با آن ها مخالفت مى كردند.
اميد گفت: بله درست است.