ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - غنچه نرگس
گلبانگ
محراب جمكران
|
شگفت نى، ندمد مهر خاوران بى تو |
سپيده دم ز گريبان كهكشان بى تو |
|
|
زمين ز سردى دى، چون دل من افسرده است |
چو گوى يخ زده در بستر زمان بى تو |
|
|
ترانه، گل نكند در نگارخانه عشق |
پرنده، پر نزند سوى آشيان بى تو |
|
|
به سوى ساحل اميد، ره نخواهد برد |
عنان كشتى از اين موج بى كران، بى تو |
|
|
پريده رنگ گل از زخم تازيانه باد |
گرفته رنگ خزان باغ ارغوان بى تو |
|
|
در اين كوير كه در اوج آتش است و عطش |
اسير دام سراب است، كاروان بى تو |
|
|
به گلبن سحر از غم، نواى سرمستى |
شكسته در گلوى مرغ نغمه خوان بى تو |
|
|
بيا كه سوسن آزاد در سراى بهار |
حديث عشق نگويد به ده زبان بى تو |
|
|
سر از كرانه غيبت بر آر و چشم مرا |
ببين چو جام شفق گشته خون فشان بى تو |
|
|
تمام هستى ام از انتظار، لبريز است |
تهى است، از مىِ اشراق، جام جان بى تو |
|
|
مگر كه كوكب مهرت، دريچه باز كند |
دو ديده دوخته دارم بر آسمان بى تو |
|
|
تهى مباد در اين رهگذر سير و سلوك |
ز عطر عاطفه، محراب جمكران بى تو |