ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ٦ اعتقاد به مفسران وحى بودن امامان
شايان ذكر است كه در ميان ائمه معصومين (ع)، امام على (ع)، به عنوان يك استثنا هم فرشته وحى را مى ديد و هم صداى او را مى شنيد.
آن حضرت در اين زمينه چنين مى فرمايد:
هنگامى كه وحى بر پيامبر (ص) نازل مى شد صداى ناله شيطان را شنيدم، پرسيدم: اى پيامبر خدا، اين صداى ناله چيست؟ فرمود: اين شيطان است از اين كه او را بپرستند نوميد شده است، تو هم مى شنوى هرچه من مى شنوم، و مى بينى آنچه من مى بينم، جز آن كه تو پيامبر نيستى، ولى تو وزير منى، و به راه خير مى روى.[١]
٦. اعتقاد به مفسران وحى بودن امامان
شيخ صدوق (ره) ششمين موضوعى را كه هر مسلمان بايد در مورد امامان خود بدان معتقد باشد، اين گونه بيان مى كند:
[واجب است كه معتقد باشد كه] آن ها ترجمان (مفسران) وحى هستند.[٢]
ائمه معصومين (ع) در روايات متعددى خود را با اين تعبير توصيف كرده اند. از جمله در روايتى كه «سدير» از امام صادق (ع) نقل كرده، آمده است:
ما خزانه داران علم خدا و ترجمان امر اوييم.[٣]
در زيارت جامعه كبيره نيز امامان (ع) با تعبير «تراجمة لوحيه»[٤] توصيف شده اند.
در اين جا براى روشن شدن مفهوم «ترجمان وحى بودن امامان معصوم (ع)» برخى از آيات و روايات مرتبط با اين موضوع را بررسى مى كنيم:
قرآن كريم در بيانى زيبا تنها خداوند و «راسخون فى العلم؛ ريشه داران در دانش» را به عنوان كسانى كه دانا به تأويل كتاب (=قرآن) هستند، معرفى كرده، مى فرمايد:
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا.[٥]
تأويل كتاب را جز خدا و ريشه داران در دانش كسى نمى داند. [آنان كه] مى گويند: «ما بدان ايمان آورديم. همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست».
در روايتى كه «بريد بن معاويه» از امام باقر يا امام صادق (ع) در ذيل آيه ياد شده نقل كرده، چنين آمده است:
پيامبر خدا (ص) برترين ريشه داران در علم است. خداوند- عزّ و جلّ- هم تنزيل و هم تأويل آنچه را بر او نازل كرده، به او آموخت. امكان ندارد كه خداوند چيزى را بر او نازل كند، اما تأويلش را به او نياموزد. اوصياى پيامبر نيز پس از او همه اين امور را مى دانند ... و قرآن خاص و عام، محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد، اما ريشه داران در علم همه آن ها را مى دانند.[٦]
ترديدى نيست كه قرآن به عنوان كلام خدا، از اصلى ترين منابع استنباط احكام و معارف دين بوده و ظواهر آن بر ما حجت است. اما سخن در اين است كه اين كتاب عهده دار بيان همه معارف و حقايق الهى نبوده است و تنها به تبيين اصول معارف و احكام پرداخته است. قرآن كريم بسان ساير متون دينى با ارائه رهنمودهاى كلى و بيان چارچوب تفكر اسلامى، وظيفه تشريح و توضيح آن را به پيامبر (ص) و اوصياى او گذاشته است. در قرآن كريم تصريح شده است كه:
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ.[٧]
اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آنچه را كه به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى.
پيامبر گرامى اسلام (ص) بنابر خبر متواترى كه به طريق شيعه و اهل سنت از ايشان نقل شده است، مى فرمايند:
من دو چيز گرانبها را در ميان شما به يادگار مى گذارم، و تا زمانى كه بدان ها تمسك مى جوييد هرگز گمراه نمى شويد؛ يكى كتاب خدا و ديگرى خاندان و اهل بيت من. اين دو از يكديگر جدا نمى شوند تا زمانى كه در [كنار] حوض [كوثر] بر من وارد شوند.[٨]
قرآن كريم، چنان كه در كلام نبى اكرم (ص) نيز بدان اشاره شده از اهل بيت (ع) جدايى ناپذير بوده و نمى توان براى شناخت احكام خدا تنها به ظواهر قرآن اكتفا كرد، بلكه بايد با مراجعه به روايات امامان معصوم (ع) كه مفسران قرآن و مبلغان احكام آن مى باشند، از ابعاد مختلف حكمى در قرآن بدان اشاره شده، آگاه شد.
امام على (ع) در روايتى كه از ايشان نقل شده است، ارتباط قرآن و اهل بيت (ع) را چنين بيان مى كند:
خداوند ما را پاكيزه داشته و از خطا حفظ كرده است. او ما را گواه بر آفريدگان خويش، و حجت خود در زمين قرار داده است. ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داده است، نه ما از قرآن جدا مى شويم و نه قرآن از ما.[٩]
در كتاب وسائل الشيعة بابى وجود دارد با عنوان: «باب