ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - كيفيت حصول معرفت به نورانيت
آبها تبخير مىشوند آنگاه وقتى در دماى تقطير قرار مىگيرند، تبديل به باران مىشوند. اما ما نمىبينيم قوانينى كه اينها را اداره مىكند، از عالم ملكوت است؛ يعنى قوانيناش، ارادههاى ملكوتى است. يعنى اين ارادههاى ملكوتى هستند كه عالم را اين گونه اداره مىكنند و آنها خود فاعلهاى مسخّر خداى متعال هستند، منتهى فاعلهاى مسخر مراتب دارند كه مرتبه ملكوت عالم يك مرتبه از فاعل مسخر است و پايينتر مرتبه پايينترى است.
به هر حال حضرت امام باقر (ع) در ادامه بياناتشان فرمودند:
به خدا قسم كه آنان (ائمه (ع)) قلوب مؤمنين را نورانى مىكنند.
پس نورانيت قلب، فعل ما نيست بلكه تنوير، فعل ولى الله و فعل امام است. به ميزانى هم كه قلب نورانى مىشود، حجب از او برداشته مىشود.
حجب نور را بعضى اين گونه توضيح داده اند كه حقيقت نور به نبى اكرم (ص) عطاء مىشود و آنگاه از طريق ايشان به همه مىرسد. اساساً آنچه از مجراى ايشان مىرسد، نورانى است و آنچه از مجراى دستگاه ابليس مىرسد، ظلمانى است. گاهى در تلقى (دريافت) انوار و حقايق بين ما و نبى اكرم (ص) بين ما و حجت خدا واسطههاى فراوانى است؛ يعنى با واسطههاى فراوانى ارزاق و خيرات، اعم از رزق علم و غير علم، به ما مىرسد. حال اين واسطههايى كه واسطه جريان و نزول رحمت خداوند بر ما هستند، اينها حجب نور هستند. لذا به ميزانى كه حجب نور برداشته مىشود، انسان به سرچشمههاى معرفت نزديك تر مىشود و مىتواند از سرچشمه بخورد. به عنوان نمونه يك ليوان آبى كه ما مىخوريم چقدر گشته تا از آن سرچشمه به دست ما رسيده است و احياناً در هر واسطهاى هم كه از آن گذشته يك محدوديتهايى پيدا كرده و آن صفا و باطن خودش را از دست داده است. البته تا آنجايى كه در حجب نور مىچرخد ظلمانى نمىشود ولى محدوديت پيدا مىكند؛ يعنى نور نازل تر مىشود. ولى اگر انسان بتواند حجابها را كنار بزند آن نورهاى وسيع تر يا كلى تر و جامع تر را مىتواند تلقى و اسقا نمايد و بچشد و برخوردار بشود. منتهى اين امر تابع نورانيت قلب است. به ميزانى كه قلب انسان به شعاع نور امام- كه همان نور الله عزوجل است- نورانى مىشود، اين حجب برداشته مىشود.
امام باقر (ع) سپس مى فرمايند:
[تا آنكه ديدگان قلب ها حجاب هاى نور را بردرد و به معدن عظمت برسد و خداى عزوجل بين آنها و هر كس بخواهد حجاب قرار مى دهد، پس قلب هايشان تاريك وظلمانى مى گردد.][١]
خداى متعال بين آنها و كسانى كه بخواهد حجاب مىاندازد و در نتيجه قلوب آنها ظلمانى مىشود. به تعبير ديگر اگر بين اين نور و قلبى حجاب شد، اين قلب ظلمانى مىشود. به خاطر اينكه نور فقط «نورالله» است و «نورالله فى السّموات و الأرض» هم فقط همين ائمه هدات معصومين (ع) هستند. بنابراين اگر قلبى محجوب از اين نور شد، انسان در هر مرتبه اى از مراتب سير باشد، در ظلمت است؛ چون فراتر از اين نور، نور ديگرى نيست كه بگوييم حالا از اين نور به نور ديگرى روى آورده است.
كيفيت حصول معرفت به نورانيت
بحث بعدى اين است كه معرفت به نورانيت چگونه حاصل مىشود، آيا اين معرفت با برهان و استدلال و با خواندن تاريخ به دست مىآيد؟ البته ممكن است اينها قسمت هايى از آن باشد و بى تأثير در معرفت نباشد، ولى طريق اصلى تحصيل معرفت به نورانيت در روايات به گونه ديگرى بيان شده است. از جمله در روايات «كتاب الحجة» كافى در باب «معرفت الإمام» و باب «فرض طاعة الأئمة (ع)» اين روايات آمده است:
تسليم، تصديق، معرفت: در باب «معرفة الإمام و الرّد إليه» روايتى است كه توضيح مىدهد معرفت ائمه (ع) چگونه واقع مىشود. من آن روايت را اين گونه مىفهمم- البته ممكن است غير از اين هم معنى بشود- ولى يكى از معانى روايت شايد اين باشدكه:
شما به مقام صلاح نمىرسيد و صالح نمىشويد تا معرفت پيدا كنيد و معرفت پيدا نمىكنيد تا تصديق كنيد و تصديق نمىكنيد تا به مقام تسليم برسيد.[٢]
پس جريان معرفت از بستر اراده انسان عبور مىكند. لذا معرفت چيزى نيست كه فقط با برهان و استدلال حاصل شود، بلكه معرفت مستند به اراده انسان است؛ وبنابراين روايت، براى انسان بعد از تسليم، تصديق و معرفت حاصل مىشود؛ البته