ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - ٣ معرفت به نورانيت و مراتب آن
مىكند.
براى درك اين معنا لازم است دقت شود كه اينها انوار الهى هستند، اينها ستاره و ماه خورشيد عالم اند و همه هدايتها به وسيله آنها واقع مىشود. و حضرت ابراهيم (ع) هم به همين وسيله هدايت شد؛ يعنى حضرت به وسيله اين انوار به سمت خداى متعال هدايت شد، تا به آن حقيقت محض رسيد كه شهود حقيقت نورانى نبى اكرم (ص) و اميرالمومنين (ع) بود كه از اين طريق متوجه به حضرت حق شد، و بيان نمود:
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ. ٢٢
آن مرتبه اى از توجه بعد از سير در اين مراتب است. اين مراتب از معرفت به نورانيت بايد حاصل بشود؛ بعد از اينهاست كه انسان متوجه مىشود كه آن مرتبه از توجه هم خودش توجه به وجه الله است؛
وجه الله الّذى إليه يتوجّه الأولياء. ٢٣
[وجه خدا كه اوليا به سوى آن توجه مى نمايند.]
طريق وجه الله واقع مىشود. وقتى انسان به آن وجه اتمّ روى آورد و حقيقت و جه اتم مشهود شد، آنگاه توجه به حضرت حق واقع مىشود.
تحليل مقام نورانيت بر دو قسم است: يك تحليل، تحليلى است كه ما بر اساس ادراكاتى كه از عالم داريم انجام مى دهيم؛ شروع به بحث كردن مىكنيم و براى خودمان يك صورتهايى هم درست مىكنيم و احياناً ممكن است كه از طريق هدايتهاى باطنى هم يك چيزهايى براى ما حاصل بشود. ولى يك مرتبه اش اين است كه انسان بايد حركت كند تا به آن نورانيت برسد، آنگاه است كه مىفهمد آن نورانيت چيست. به ميزانى هم كه انسان سير كند، درجات نورانيت برايش مشهود مىشود؛ يعنى ممكن است در قدم اول خيال كند حقيقت انوار را مىبيند، بلكه بالاتر ممكن است وقتى جلوه اول حضرت امير (ع) را ديد بگويد خود خدا را ديدم؛ بعد هم ادعا كند كه حضرت امير (ع) خداست.
مرتبه نازله درك از نورانيت همين نورانيت ظاهرى است كه انسان به كلمات ايشان پيدا مىكند؛ وقتى انسان كلمات معصومين (ع) را مىخواند واقعاً نورانى مىشود مگر اينكه انسان كاملًا بيگانه باشد و نتواند با همين مراتب ظاهرى فهم برقرار كند كه در اين صورت هيچ بهرهاى نخواهد برد؛ مانند اهل عناد. همه قرآن نور است، از عالم بالا تا پايين نور است، جلوه هاى ظاهريش هم نور است. لذا در روايت هست خانه اى كه قرآن در آن تلاوت مىشود براى ملكوتىها مانند ستاره مىدرخشد. آنهايى كه اهل اين انوار هستند آن را مىبينند. در همين عالم دنيا، آنهايى كه اهل سير معنوى هستند، نورانيت قرآن را مىبينند. ولى كسى كه دنبال بازيگرى با قرآن است، به وسيله همين قرآن اضلال (گمراه) مىشود. اين گونه نيست كه هر كس به قرآن روى آورد، ولو بخواهد با قرآن بازيگرى كند، هدايت بشود.
يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً.[١]
[ (خداوند) به وسيله آن (قرآن) تعداد زيادى را به گمراهى مى افكند و تعداد زيادى را هدايت مى كند.]
البته خداى متعال مى فرمايد:
وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ. ٢٥
كسانى كه فسق و خروج از ولايت دارند، آنها با قرآن اضلال مىشوند. چون آنها مىخواهند با قرآن بازى كنند و قرآن به كسى اجازه نمىدهد با آن بازى كند، و لذا با قرآن تاريك تر مىشوند و اين هم عين عدل است. يعنى خداى متعال گمراه مىكند و گمراه كردنش عين عدل است، مانند آنكه عذاب مىكند و عذابش هم عين عدل است. كسى كه مىخواهد با نور الهى بازى كند طبيعى است با همين نور هم اضلال و گمراه مىشود.
نورانى شدن قلوب مؤمنين در شعاع نور امام: اين نورى كه خدا نازل كرده، اين نور در قلوب مؤمنين تجلى پيدا مىكند، ظهور در قلب پيدا مىكند. اين نور از نور خورشيد روشنتر است و قلب مؤمن نورانى مىشود؛ و در شعاع همين روشنى است كه حجابها و حجاب عالم ملكوت و حتى حجب نورانى برداشته مىشود؛ لذا در ذيل آيه «وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ ...» نقل شده است: جابر بن يزيد جعفى مىگويد به امام صادق (ع) عرض كردم اين آيه يعنى چه؟ حضرت به طرف بالا اشاره نمودند و سپس فرمودند: «يعنى اين»[٢]، و حجاب را از او برداشتند و در قلبش نورانيت ايجاد كردند به طورى كه در پرتو اين نور، حجاب ملكوت را هم كنار زد.
ملكوت مرتبهاى از مراتب باطن عوالم است كه در آنجا اداره عالم اتفاق مىافتد. ما خيال مىكنيم كه خود باران مىبارد يا وقتى هوا گرم مىشود بعد