ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - \* زايل شدن ترديد و انتصاب مهزيار به نمايندگى امام (ع)
من با خود گفتم: پدر من كسى نيست كه وصيت نابجا كند، من اين اموال را به عراق مىبرم و در آنجا خانهاى در بالاى شط اجاره مىكنم و مقصودم را با كسى در ميان نمى گذارم، اگر موضوع همان طور كه درباره امام عسكرى (ع) بود، برايم روشن شد، اموال را به او مىدهم وگرنه آنها را مصرف مىكنم و مدتى با آنها خوش مىگذرانم.
وارد عراق شدم و منزلى در بالاى شط اجاره كردم و چند روزى آنجا بودم. ناگاه فرستادهاى آمد و توقيع مباركى همراه داشت، كه در آن آمده بود: اى محمد! تو چنين و چنان ظروفى، همراه دارى؛ تا آنجا كه همه اموالى را كه همراه من بود و خودم هم به تفصيل نمىدانستم، برايم شرح داد. آنها را تسليم نمودم و همراهش فرستادم و چند روز ديگر آنجا ماندم، اما كسى به سويم نيامد. پس از آنكه اندوهگين شده بودم، توقيع مباركى به دستم رسيد كه طى آن فرموده بودند:
تو را به جاى پدرت به [نيابت خويش] منصوب ساختيم، خدا را شاكر باش.[١] و[٢]
پىنوشتها:
[١]. إرفع السّتر.
[٢]. هذا هو صاحبكم.
[٣]. يا بنى ادخل إلى الوقت المعلوم.
[٤]. يا يعقوب انظر إلى من فى البيت؟
[٥]. الصدوق، محمد بن على بن الحسين، كمال الدين و تمام النعمة، باب ٤٣، ح ١٥؛ با استفاده از ترجمه منصور پهلوان.
[٦]. إمض بها إلى المدائن فإنّك ستغيب أربعة عشر يوماً و تدخل إلى سرّ من رأى يوم الخامس عشر و تسمع الواعية فى دارى و تجدنى على المغتسل.
[٧]. من طالبك بجوابات كتبى فهو القائم من بعدى.
[٨]. من يصلّى على فهو القائم بعدى.
[٩]. من أخبر بما فى الهميان فهو القائم بعدى.
[١٠]. تأخّر يا عمّ فأنا أحقّ بالصّلاة على أبى.
[١١]. يا بصرى هات جوابات الّتى معك.
[١٢]. الصدوق، همان، باب ٤٤، ح ٢٥.
[١٣]. الطوسى، محمد بن الحسن، الغيبة، ص ٢٤٨، ح ٢١٨.
[١٤]. الكلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، ج ١، ص ٣٣٢، ح ١٥؛ با استفاده از ترجمه جواد مصطفوى.
[١٥]. عباسيه روستايى در نهر الملك بوده است.
[١٦]. الكلينى، همان، ج ١، ص ٣٢٩، ح ٦ و ص ٥١٤، ح ٢.
[١٧]. يا حسن ابن النضر، إحمد الله ما منّ به عليك ولا تشكّنّ، فودّ الشّيطان أنّك شككت.
[١٨]. خذها فستحتاج إليه.
[١٩]. الكلينى، همان، ج ١، ص ٥١٧، ح ٤.
[٢٠]. قد أقمناك مكان أبيك فاحمدالله.
[٢١]. الكلينى، همان، ج ١، ص ٥١٨، ح ٥.