ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - گفت وگو با خانم زينب لانتسل اهل اتريش
جرعه نوشان خم غدير
اشاره:
جاذبههاى درونى و بيرونى مذهب شيعه در نگاه زنان متدين ساير اديان بسيارند. متون دينى متقن و قطعى الصدور، شريعت مستغنى و دستورالعملهايى فراوانى كه مانع تحير در مقام عمل مىشوند و وجود الگوهاى تربيتى متعالى از مهمترين جاذبههاى مذهب تشيع به شمار مىآيند. در گفتوگوى صميمانهاى كه با چند تن از بانوان مسيحى مشرف شده به اسلام؛ «كلارا لانتسل»، «اودوليا مونيس» و «آتانوس رنالان» ترتيب داده شده است بر اين گونه نقاط مثبت در مذهب تشيع تأكيد گرديده است.
گفتوگو با خانم زينب لانتسل اهل اتريش
\* خانم لانتسل، ضمن عرض سلام و تشكر، با اشاره به مليت خود بفرماييد در مذهب تشيّع، چه جاذبههايى وجود داشت كه موجبات كشش شما به اين دين را فراهم نمودند؟
با سلام، من اهل اتريش هستم. مذهب تشيّع جاذبههاى بسيارى دارد، ولى شايد بتوانم در اين ميان، به دو محور اصلى كه براى شخصِ من، بسيار زيبا و دوست داشتنى و مهم بودهاند، اشاره كنم: يكى از اين جاذبهها، كه در خاطرات دوران كودكى من نيز ريشه دارد، حضور با بركت جانبازان شيعهاى بود كه براى معالجه به اتريش مىآمدند و بنا به مناسبتهايى، ما مىتوانستيم در ارتباط نزديك با آنان قرار بگيريم و جاذبههاى روحى و رفتارى ايشان را درك نماييم. بعضى از جانبازان در طول جنگ، با وجود اينكه خيلىهاشان نه دست داشتند و نه پا و صورتهايشان به خاطر گازهاى شيميايى غير قابل تشخيص بود، ولى از روحيه بسيار شادى برخوردار بودند و با ما بچهها شوخى مىكردند. رفتار آنها به گونهاى بود كه تأثير عميقى بر ما مىگذاشت. به طور كلى، هميشه ابعاد عاطفى و مهرآميز يك دين يا آيين جاذبه زيادى براى معطوف نمودن دلها به سوى خود دارا هستند. حال اگر اين عواطف در رفتار و شخصيت پيروان يك آيين مجسم شوند، مىتوانند بهترين زمينه را براى جذب افراد به سوى آن آيين فراهم نمايند.
اما نكته ديگرى كه در آيين تشيع براى شخص من جالب بود، وجود «شريعت» محكم در اين آيين است. مراد من از شريعت همان دستورالعملهاى ظاهرى اين مذهب است كه براى همه عرصههاى عمل مكلفان، احكامى را پيشبينى كرده است.
به نظر من، يكى از دلايلى كه موجب شده است دين مسيحيت براى مردم و جوانان جذابيتهاى خود را از دست بدهد، اين است كه از ستون فقرات محكمى برخوردار نيست؛ زيرا احكام آن چارچوب خاصى ندارند و هر كسى مطالب آن را به گونهاى تفسير مىكند. براى مثال، از روزهاى كه در مسيحيت وجود دارد، تعريفهاى مختلفى در دست است: بعضى آن را به صورتى سختتر از روزههاى اسلام مطرح مىكنند، و بعضى مىگويند: براى تحقق روزه فقط نبايد گوشت خورد يا فقط نبايد شيرينى خورد و امثال اين مطالب. نماز هم در مسيحيت اختيارى است و مراسم روز يكشنبه هم اجبارى نيست.
به نظر من، وقتى انسان مىخواهد به هدف والايى برسد، بايد تلاش بيشترى بكند و دستورالعملهاى بيشترى انجام دهد. همان گونه كه يك ورزشكار براى كسب مدال تلاش مىكند و حاضر است براى رسيدن به پيروزى، هر دستورى را انجام دهد. در هر حال، براى رسيدن به معنويت، انجام حداقلى از امور لازم است تا نتيجه حاصل شود، اين