ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - جاذبه هاى تشيّع
من شهر علم هستم و على درب آن است.
بنابراين، من به عقلم رجوع كردم و گفتم: «امام مالك» رسول خدا (ص) را نديد، «ابوحنيفه» رسول خدا (ص) را نديد، «شافعى» و «حنبلى» نيز در زمان رسول خدا (ص) نبودند. پس چگونه از پيشوايانى پيروى كنم كه با حضرت محمد (ص) همعصر نبوده و او را نشناختهاند؟ بنابراين، صراط مستقيم و درست- كه همان على بن ابى طالب است- قوىترين دليل شيعه شدن من بود.
\* فرموديد قوىترين دليلتان براى شيعه شدن، حضرت على (ع) بود. آيا جهان، حضرت على (ع) را نمىشناسد، پس چرا ديگران مثل شما شيعه نشدند؟
چون فرصتى كه براى من پيش آمد، براى آنان پيش نيامده است. براى من اين فرصت فراهم شد كه با علما و مراجع شيعه ديدار كنم. آنها كه شيعه نشدهاند، اين فرصت برايشان به وجود نيامده است. همچنين من بيش از هفتاد كتاب شيعى را مطالعه نمودم و مقايسه كردم، ولى براى آنان چنين فرصتى به وجود نيامده است. آنها فقط با برخى از افراد كه تازه شيعه شدهاند تماس برقرار مىكنند. بايد اين فرصت براى فرد به وجود بيايد كه با علماى بزرگ به صحبت بنشيند، مطالعه كند، بحث كند و سپس مقايسه كند. اين فرصت براى من فراهم شد كه من آن را در كتاب آنگاه هدايت شدم در فصل «سفر موفقيت آميز» آوردهام. براى همين هر فرد غير شيعه كه اين كتاب را مطالعه مىكند، به تشيع گرايش مىيابد؛ زيرا تمام چيزى را كه مىخواهد، درون آن مىيابد و همان مقايسهاى را كه من كردم، انجام مىدهد و اعتقاد پيدا مىكند.
\* پس از اينكه ديگران فهميدند شما به تشيع روى آوردهايد، با شما چگونه برخورد كردند؟
واكنشهامنفى و شديد بود. مرا بهانههاى گوناگون متهم ساختند. حتى مرا اسرائيلى ناميدند و گفتند از سوى اسرائيل تأمين شدهام تا ميان مسلمانان تفرقه بياندازم. مرا متهم ساختند كه از شيعيان پول مىگيرم. هر كسى مرا به چيزى متهم مىكرد. مرا گوشهنشين كردند و روزهاى سختى را در تنهايى و عزلت گذراندم. اين مسئله را براى شهيد باقر صدر بازگو كردم. او مرا آرام ساخت و گفت: شيعيان اوليه كه پيرو على (ع) بودند، چوبه دار خود را با خود حمل مىكردند؛ آنها را مىكشتند و هر كس در مدح على (ع) چيزى مىگفت زبانش را قطع مىكردند. بنابراين در عمل در برابر اين مسئله صبر پيشه كردم، اما پس از آن همان طور كه در همين كتاب گفتهام، خداوند پاداش مرا داد و همراهانى يافتم كه شيعه شدند و به حق روى آوردند، و اين فضلى از جانب خداوند بود.
\* براى اينكه ديگران را به سوى تشيع هدايت كنيد، تا كنون چه اقداماتى انجام دادهايد؟
شهيد محمد باقر صدر به من توصيه كرد كه از دخالت در امور سياسى كشور تونس دورى كنم و عليه دولت اقدام نكرده، و به ميدان مخالفت با آن وارد نشوم، و نقش من همانند امام جعفر صادق (ع)، معرفى حقيقت مذهب اهل بيت (ع) باشد. اين توصيهاى بود كه از آن پيروى كردم و موفق شدم. من انديشه اهل بيت (ع) را از راه سفر و تجارب آن و بعدها به وسيله كتابهايم به مردم معرفى كردم، و با سخنرانىهايى كه گاهى ايراد مىكردم، مردم مرا شناختند و دانستند كه من شيعه شدهام و براى اهل بيت (ع) تبليغ مىكنم.
\* به نظر شما، آيا جهان واقعاً آماده شنيدن معارف تشيع هست يا خير؟
بله، مردم تشنه شناخت واقعيتها هستند؛ زيرا انديشههاى ديگر تناقضات فراوان و گوناگونى دارند. اما در مذهب اهل بيت (ع)، دوازده امام وجود داشتهاند كه هيچ يك با ديگرى اختلاف نداشته، همگى در يك انديشه و يك فقه با هم توافق دارند. بنابراين براى انسان ساده خواهد بود كه اين افكار و انديشهها را به مردم ارائه دهد تا به آن اعتقاد پيدا كنند.
\* مبلغان شيعه براى ترويج تشيع چه كارهايى مىتوانند انجام دهند؟
علماى شيعه بايد بدون استفاده از روايات مبالغهآميز يا خيالى كه با قرآن يا واقعيات زمان رسول اكرم (ص) ارتباطى ندارد، اهل بيت (ع) را معرفى كنند؛ يعنى تنها به ابراز فضايل اهل بيت (ع) از جهت قرآن و سنت نبوى اكتفا كنند. با مردم، تنها با چيزى كه مىفهمند، صحبت كنيد. متأسفانه برخى خرافاتى را همه جا نقل مىكنند و بدين ترتيب، مسلمانان ديگر را از ايشان و مكتب تشيع گريزان مىسازند.
\* هم اينك تشتتى ميان مسلمانان، و حتى ميان خود شيعيان وجود دارد. شما چه راهكارهايى پيشنهاد مىكنيد تا جوامع مسلمان و نيز جوامع شيعى به وحدت برسند و آيا چنين وحدتى دست يافتنى است يا خير؟
اين همان سخن پيامبر (ص) است كه فرمودهاند:
امت من به ٧٣ گروه مختلف انشعاب مىيابد كه همگى درگمراهىاند، مگر يك گروه.
حتى ميان تشيع نيز فرقههاى ضالهاى وجود دارد و تمام