ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - حقيقت حج
حقيقت حج
از عرفات و عرفان چه مىدانى؟ با تو هستم، تو كه به دنبال درياى معرفت مىگردى تو كه كوى به كوى آمدهاى تا مفهوم عرفه را دريابى. به من خرده نگير، نگو در كربلا، پى عرفات مىگردى! حاجى اين ره كه تو مىروى به تركستان است ...
اما شايد باور نكنى، اولين بار است كه احساس مىكنم به جايى كه مىخواستم، رسيدهام. سراغ مروه و صفا از من مىگيرى، از مشعر سؤال مىپرسى؟ فقط كافى است نيمنگاهى به اطرافت بياندازى تا دريابى كه منزل درست است.
مگر نه اينكه فاصله صفا و مروه سيصد متر است. دو طرف بينالحرمين را كه بنگرى دو كوه مىبينى كه هر كدام سمبل تمامى صفات انسانىاند. اصلًا اين دو به كوه معنا بخشيدهاند، و كوه را مظهر ايستادگى و صلابت نمودهاند، كوه، همه اين عناوين را از نام و نگاه آنان به عاريت گرفته است.
مىگويى قبل از رسيدن به عرفات بايد توقفى در مشعر نموده باشى. ديده بگشا تا مشعرى به تو بنمايم به وسعت محشر. آن طرف، همان سو، سمت باب القبله حرم آقا اباعبدالله الحسين (ع) گشته و خود در حال عروج است. درست فهميدى، «تل زينبيه» را مىگويم. به راستى در كجا مىخواهى به شعور برسى جز اينجا ... آن كسى كه از بلنداى تل به نظاره ايستاده، مقسم شعور است.
در مشعر بايد به اين نكته برسى كه عاشق شوى و همراه و مطيع و تمامى وجودت فقط مملو از عشق و اطاعت از امام زمانت باشد. دريابى كه، تويى كه حجاب ظهور مولايى، تويى كه با اعمال نسنجيدهات، او را به يكروز غيبت بيشتر مجبور مىنمايى. نامه حضرت را به شيخ مفيد به ياد دارى؟ جز اين بود كه مولايمان فرموده بودند: ما هميشه مراعات حال شيعيان خود را مىكنيم، حال آنكه آنان با گناهان خويش ما را مىآزارند ....
ا با هم سعى صفا و مروه كنيم، بيا فاصله بينالحرمين را هروله نماييم، بيا بارها اين فاصله را با نگاه جان طى كنيم، بيا در عرفات به اين معرفت