ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - ١ ضرورت معرفت امام
ضرورت و آثار معرفت
حجت الاسلام و المسلمين سيد مهدى ميرباقرى
مقدمه
در اين مجال درباره «معرفتالامام» گفت وگو مىكنيم تا جايگاه معرفت امام و راه رسيدن به معرفت و آثار معرفت امام را بيان نماييم. اساساً ما يك تلقى ظاهرى از معرفت امام داريم كه همان معرفت جسمانى امام و خصوصيات ظاهرى آنهاست. اما بحث اصلى اين است كه معرفت واقعى امام چيست و چگونه واقع مىشود و چه ضرورتى دارد، و آثار و بركات اين معرفت كدامند؟
لازم است قبل از ورود به اين بحث، ابتدا بحث «معرفت شناسى» مورد دقت قرار گيرد تا روشن شود كه اساساً معرفت چيست و چگونه حاصل مىشود؟
آيا معرفت يك جريان جبرى و عليتى است يا يك جريانى است كه اختيار انسان در آن نقش دارد؟ تا اين قضاوت را بهدست بدهيم كه از جمله در معرفت امام و يا در معرفت به ساحت مقدس خداى متعال آيا اختيار انسان و نوع عملكرد اراده او در كيفيت معرفتش حضور دارد يا خير؟ لذا بر اساس معارف دينى انسان مومن و انسانى كه عبادت را اختيار مىكند، به يك معرفتهايى دست مىيابد در حالى كه انسانى كه اهل عبادت نيست، از آن معرفتها محروم مىشود. اينها بحثهاى پردامنه اى است كه در مبحث معرفتشناسى بايد طرح شود.
١. ضرورت معرفت امام
در باب ضرورت معرفت امام كه در روايات و آثار ما مطالب بسيار فراوانى موجود است. اين روايت نبوى معروف را- كه فريقين (شيعه و اهل سنت) شايد به حد تواتر نقل كردهاند- همه مكرر شنيدهايد كه آن حضرت (ص) فرمودند:
من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية.[١]
اگر كسى از دنيا برود و امام خودش را نشناخته باشد، او به مرگ جاهلى مرده است.
يعنى دو نحوه مردن متصور است: يكى مردن زمان جاهلى و ديگرى مردن دوره نبوت نبى اكرم (ص) كه دوره حيات معنوى بشر است. انسانى كه بميرد و امام زمانش را نشناسد مردن او مردن جاهليت است. البته حيات و مردنش هر دو جاهلى است. اما اينكه چرا فقط بر مسئله مرگ تكيه شده، و نسبت به جنبه حيات اشاره نشده است، نكات متعددى دارد؛ شايد يك نكتهاش اين