ماهنامه موعود
(١)
شماره پنجاه و هفتم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
تا به كى اينچنين؟
٢ ص
(٤)
پيش نويس منشور راهبردى
٣ ص
(٥)
1 در سطح كلان
٤ ص
(٦)
2 در سطح خرد
٥ ص
(٧)
پيوند قرآن با امام عصر (ع)
٦ ص
(٨)
معرّفى كتاب
٧ ص
(٩)
سحر و رمضان
٨ ص
(١٠)
يهود دشمن ديرينه اسلام
١٠ ص
(١١)
بررسى گروه هاى مذهبى غيرمتداول و نوظهور در جهان غرب
٢٠ ص
(١٢)
علل پيدايش اين گروه ها
٢١ ص
(١٣)
ويژگى هاى برجسته اين گروه ها
٢٢ ص
(١٤)
حاكميت اصول گرايى پروتستان بر سياست آمريكا
٢٤ ص
(١٥)
استيلاى جناح يهوديزه شده
٢٧ ص
(١٦)
شب اشك و توبه
٢٩ ص
(١٧)
معماران امپراتورى
٣٠ ص
(١٨)
1 ايروينگ كريستول
٣٠ ص
(١٩)
2 نورمن پودهرتز
٣٠ ص
(٢٠)
3 پل ولفويتز
٣٠ ص
(٢١)
4 ريچارد پرل
٣٠ ص
(٢٢)
5 داگلاس فيث
٣٠ ص
(٢٣)
6 لوئيس لبى
٣١ ص
(٢٤)
7 جان بولتون
٣١ ص
(٢٥)
8 اليوت آبرامز
٣١ ص
(٢٦)
9 روبرت كاگان
٣١ ص
(٢٧)
10 مايكل لدين
٣١ ص
(٢٨)
11 ويليام كريستول
٣١ ص
(٢٩)
12 فرانك گافنى
٣١ ص
(٣٠)
امام زمان (ع) غيب مخصوص خداوند
٣٢ ص
(٣١)
ياران امام مهدى (ع)، برادران پيامبر
٣٣ ص
(٣٢)
ماه رمضان، ماه امام زمان (ع) است
٣٣ ص
(٣٣)
خادم امام زمان (ع) باشيد
٣٤ ص
(٣٤)
عصر غيبت، عصر آزمايش
٣٥ ص
(٣٥)
سلام خدا بر تو اى نهايت آرزوها؛
٣٦ ص
(٣٦)
مهدويت و غفلت تصوير
٣٧ ص
(٣٧)
شعر و ادب
٤٠ ص
(٣٨)
ترانه آه
٤٠ ص
(٣٩)
درياى درد
٤٠ ص
(٤٠)
يك طلوع
٤١ ص
(٤١)
آن شب
٤١ ص
(٤٢)
شمع جان
٤١ ص
(٤٣)
آينده جهان در قرآن
٤٢ ص
(٤٤)
نگاهى اجمالى به آيات تفسير شده به ظهور حضرت مهدى (ع)
٤٣ ص
(٤٥)
نمونه هايى از مصادر شيعه و سنى
٤٣ ص
(٤٦)
نمونه هايى از مصادر شيعى
٤٤ ص
(٤٧)
آگاه تر
٤٨ ص
(٤٨)
معرفت امام زمان و تكليف منتظران
٥٠ ص
(٤٩)
1 ديدگاه كلامى- تاريخى
٥٠ ص
(٥٠)
2 ديدگاه فرهنگى- اجتماعى
٥٠ ص
(٥١)
1 امام مهدى (ع)؛ خصايص و ويژگى ها
٥١ ص
(٥٢)
2 انتظار؛ رويكردها و كاركردها
٥١ ص
(٥٣)
3 ظهور؛ نشانه ها و چشم اندازها
٥١ ص
(٥٤)
4 باور مهدوى؛ آسيب ها و بايسته ها
٥١ ص
(٥٥)
5 انتظار؛ روزها و يادها
٥١ ص
(٥٦)
رابطه شب قدر با حجّت زمان، امام عصر، ارواحنا فداه
٥٢ ص
(٥٧)
بياييد ترانه صبورى نجوا كنيم
٥٥ ص
(٥٨)
معجزات امام زمان (ع)
٥٨ ص
(٥٩)
طلب وجه اسب و شمشير از جانب حضرت
٥٨ ص
(٦٠)
مژده مولود توسط حضرت
٥٨ ص
(٦١)
پاسخ حضرت و رفع اختلاف درباره امامت
٥٩ ص
(٦٢)
پيشگويى حضرت درباره وفات اسحاق بن يعقوب
٥٩ ص
(٦٣)
بيان دقيق مقدار اموال و صاحبان آن توسط حضرت
٥٩ ص
(٦٤)
رفع حوائج و تولد فرزند با دعاى حضرت
٦٠ ص
(٦٥)
يقين پسر مهزيار به امام زمان (ع) و انتصاب به نمايندگى حضرت
٦١ ص
(٦٦)
جهان در بحران
٦٢ ص
(٦٧)
سيب زمينى هاى ژنتيكى و موش هاى آزمايشگاهى
٦٤ ص
(٦٨)
ويروس هاى جديد
٦٤ ص
(٦٩)
كشت گياهان دارويى ژن پيوندى
٦٥ ص
(٧٠)
راهنماى مسجد مبارك الاقصى
٦٦ ص
(٧١)
تاريخچه قدس
٦٦ ص
(٧٢)
قداست و اسلاميت حرم شريف
٦٧ ص
(٧٣)
حرم شريف
٧٠ ص
(٧٤)
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
٧١ ص
(٧٥)
ملكوتى خاك نشين
٧١ ص
(٧٦)
خصوصيات منحصر به فرد
٧٢ ص
(٧٧)
الف) حافظه نمونه
٧٢ ص
(٧٨)
ب) سير در زمين
٧٢ ص
(٧٩)
ج) فقدان عيال و اولاد
٧٢ ص
(٨٠)
د) خوراك مختصر و محدود
٧٢ ص
(٨١)
د) اختيار نكردن منزل
٧٢ ص
(٨٢)
ه) روزه مدام
٧٢ ص
(٨٣)
و) طى الارض
٧٢ ص
(٨٤)
كلماتى از شيخ بهلول
٧٣ ص
(٨٥)
دروغ در جمكران
٧٣ ص
(٨٦)
سؤالى در خصوص رؤيت حضرت مهدى (ع)
٧٣ ص
(٨٧)
دعاى مجرّب
٧٣ ص
(٨٨)
بركت فراوان از دو عمل
٧٣ ص
(٨٩)
هرچه دارم از تبرّى دارم
٧٣ ص
(٩٠)
بهلول از ديدگاه فرزانگان
٧٣ ص
(٩١)
داستانى شنيدنى از زندگى شيخ
٧٣ ص
(٩٢)
پرسش شما، پاسخ موعود
٧٤ ص
(٩٣)
دسته بندى آيات موعود در قرآن
٧٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - حاكميت اصول گرايى پروتستان بر سياست آمريكا

گرايش پروتستانى آنقدر قوى بود كه مى توان گفت، پروتستان ها نه تنها با آغوش باز آنرا پذيرفتند، بلكه تمام تلاش خويش را بر لزوم احياى ملت يهود متمركز نمودند و در اين زمينه با اصول و مبادى جنبش صهيونيسم در يك نقطه تلاقى نمودند.

كشيش ژوزف اسميت، بنيان گذار كليساى «مورمون ها»، نظريه برانگيختگى يهود در فلسطين را پذيرفته، گروهى از ستارگان تابناك لاهوتى هاى انجيلى مانند: سيروس اسكوفيلد، و كشيش ديليلم بلاكستون، كه شهرك هايى براى يهود ايجاد كردند، را به دنبال خود كشاند. به طور مثال: و. گريسون، شهركى زراعى- يهودى ساخت تا در آنجا به مهاجران يهود مسائل و امور زراعى و توليد زراعى را آموزش دهد. پس از آن مورخان از تحول مهم ديگرى سخن مى گويند كه عبارت از: گذشتن از مرحله عشق و علاقه وجدانى و روحى و توجيه لاهوتى و پاى گذاشتن به مرحله فشار سياسى براى تحقق اين هدف روحى- سياسى است كه در برپايى وطنى يهودى نمود پيدا مى كند. به همين دليل ملاحظه مى كنيم، كشيش بلاكستون سازمانى به نام «هيئت عبرى براى اسرائيل»[١] را تأسيس مى كند كه همچنان به فعاليت خويش با نامى جديد ادامه مى دهد و اين بار با نام «انجمن آمريكايى در انتظار مسيح»[٢] كه قلب تپنده دستگاه فشار صهيونيستى در ايالات متحده به شمار مى آيد. اولين اقدام به ثبت رسيده در اين سازمان، اقدام بلاكستون در جمع آورى امضا در تأييد تأسيس وطنى صهيونيستى در فلسطين و ارسال درخواست آن به رئيس جمهور وقت آمريكا بود. مدت كوتاهى پس از اين اقدام، كنگره آمريكا (هم مجلس سنا و هم نمايندگان) با «قرارداد بالفور» موافقت كرد و حمايت هاى رسمى سياسى و ملى با شكل گيرى و تشكيل سازمان ها و انجمن هاى مختلف دوام يافت و تمام اين سازمان ها و انجمن ها به عنوان اهرم فشار عليه دولت آمريكا عمل مى كردند.

به اين ترتيب مذهب با سياست و لاهوت با تاريخ درآميخت و رابطه اى بى همتا ميان پروتستانيسم و يهوديت به طور عام و ميان اصولگرايى پروتستانتيستى و صهيونيسم يهودى، به طور خاص، ايجاد گرديد و آنقدر گسترش يافت كه «صهيونيسم مسيحى» پاى به عرصه وجود گذاشت. «صهيونيسم مسيحى» پيش از تأسيس اسرائيل به بازگشت يهود به عنوان يك ملت به سرزمين موعودش در فلسطين و تأسيس مملكت هزار ساله آن در جهان بود. پس از برپايى اسرائيل «صهيونيسم مسيحى» به اسرائيل به عنوان حادثه اى مى نگريست كه بر درستى اعتقاداتش تأكيد داشت.

از جهت ديگر، پروتستان ها از مهاجرت كاتوليك هاى جديد به آمريكا نگران بودند، چون اگر ايشان نيز مانند پروتستان ها خواهان تحقق اهداف و خواسته هاى خويش و گرفتن امتيازات و حضور در دستگاه هاى مذهبى و دولت بودند، رو در روى پروتستان ها قرار مى گرفتند، اين باعث شد تا پروتستان ها خواهان تطبيق اصل تئوريك جدايى دين از حكومت شدند. اين خواسته پروتستان ها نيز برآورده و مقرر گرديد، اصل جدايى دين از سياست در قانون اساسى آمريكا، كه براى اولين اصلاحات قانونى در سال ١٧٨٩ آماده مى شد، گنجانده شد. در اين ماده قانونى مى خوانيم:

كنگره آمريكا هيچ قانونى در زمينه حاكميت يك مذهب يا جلوگيرى از درآمدن به آن آيين وضع نمى كند.

و جفرسون، رئيس جمهور وقت آمريكا، با ارسال نامه اى به جمعيت مردان مذهبى يكى از كليساهاى ايالت كانيتكت در سال ١٨٠٢ ضمن تفسير اين ماده قانونى، در نامه خويش تاكيد كرد:

هدف از اولين اصلاح در قانون اساسى ايجاد ديوارى حايل ميان كليسا و دولت است.

اين بدان معنا بود كه كنگره از وضع قوانينى كه مذهبى را بر كشور حاكم مى گرداند يا مانع آزادى بيان مذهبى يا واداشتن پيروان آيينى خاص به انجام كارى يا منع از انجام كارى به هر طريقه و وسيله، يا كمك به دولت در اين زمينه، چه در بعد مادى و چه بعد معنوى، منع مى گرديد. به همان اندازه كه اين ماده قانونى دولت را از حمايت از آيينى خاص منع مى كرد، به همان اندازه ماده قانونى ديگرى به آن منضم شد كه حق آزادى بيان مذهبى به تمام اديان كشور را مى داد.

به نظر مى رسد، اين ماده قانونى چندان مورد توجه نيروهاى جامعه واقع نشده و اهميتى به اجرا يا