ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - پرسش شما، پاسخ موعود
آورده و ميگويند: در دوران تقيه چه خوف بر ايشان و چه خوف بر خودمان باشد، ذكر نام حضرت حرام است؛
ولى در غير از تقيه دليلى بر حرمت نداريم. و نيز روايات مطلق و بدون قيد را بر موارد تقيه حمل مينماييم.[١]
البته گرچه برخى روايات منع از تسميه، مقيد به خوف و تقيه ميباشند وليكن اكثر آنها بر عموم منع از تسميه در همه مكانها و در همه زمانها حتى زمان غيبت كبرى دلالت دارند. برخى بهطور مطلق و برخى صراحتاً از ذكر نام ايشان تا زمان ظهور منع ميكنند همانند روايتى كه شيخ صدوق به سند متصل در كتاب كمال الدين از عبدالله بن أبى يعفور روايت نموده كه ميگويد:
از امام صادق (ع) سؤال كردم:
سرورم؛ مهدى كدام فرزند شماست؟ فرمودند: پنجمين از هفتمين [امام] كه از شما غايب مىشود و بردن نام او براى شما جايز نيست.
يا روايتى كه در كتاب كمال الدين به سند متصل از عبدالعظيم حسنى منقول است كه گفت:
به خدمت امام على نقى (ع) رسيدم. وقتى به من نگاه كرد فرمود: مرحبا بر تو اى ابوالقاسم ... پس از من فرزندم حسن [امام] است و مردم پس از او چه خواهند كشيد؟ پرسيدم: چطور مولاى من؟ فرمود: چرا كه او ديده نمىشود و بردن نامش مجاز نيست تا زمانى كه قيام كند و زمين را آكنده از قسط و عدالت كند.
همينطور روايت احمد بن زياد كه در كتاب كمال الدين است از حضرت موسى (ع) و در آخر آن در وصف حجت مىفرمايد:
كسى كه ولادتش از مردم مخفى است و نام بردن از او تا پيش از ظهورش مجاز نيست.
پس مقتضاى مجموع اين احاديث حرمت تسميه آن جناب است مطلقاً، خواه در زمان حضور و خواه در زمان غيبت صغرا و كبرا.
و مؤيد مطلب اينكه در بيش از هزار حديثى كه درباره ايشان در كتب حديثى و ادعيه و زيارات آمده، به جز يكى يا دو مورد تصريح به اسم ايشان نشده است.
شايان ذكر است كه نام مبارك آن حضرت (أرواحنا لمقدمه الفداء) توسط حضرات معصومين (عليهمالسلام) و منجمله از طريق ناحيه مقدسه امام عصر (ع) در برخى از ادعيه و زيارات معروف نظير: دعاى شريف ندبه؛ «اللهم صل على محمّد و آل محمّد و صل على محمّد جدّه و نبيك السّيد الأكبر و على أبيه السّيد الأصغر»، كه مرجع ضماير به نام مبارك «محمّد» ابتدايى برميگردد و لذا بايد نام آن حضرت بوده باشد، آمده است و از جمع اينگونه موارد با روايات دلالت كننده بر نهى و حرمت بردن نام ايشان، به اين نتيجه ميرسيم كه احتياط را در نبردن نام و كنيه مبارك ايشان، كه همان نام و كنيه رسول خدا (ص) ميباشد، در محافل و مجامع عمومى، مراعات نماييم، همانگونه كه سيره بسيارى از علماى سلف نيز چنين بوده است.
٢. چرا امام على (ع) با آن توجه خاصى كه در حال نماز داشتند و غرق مناجات با پروردگار مىشدند، تا آنجا كه معروف است پيكان تير از پايش بيرون آوردند و متوجه نشدند، چگونه ممكن است در حال ركوع صداى سائلى را شنيده و انگشتر خود را به او ببخشد؟ شنيدن صداى سائل و به كمك او پرداختن توجه به خويشتن نيست، بلكه عين توجه به خداست، اميرالمؤمنين (ع) در حال نماز از خود بيگانه بود نه از خدا، و ميدانيم بيگانگى از خلق خدا، بيگانگى از خداست؛ به تعبير روشنتر، پرداختن زكات در حال نماز، انجام عبادت در ضمن عبادت است؛ نه انجام يك عمل مباح در ضمن عبادت. به تعبير ديگر آنچه با روح عبادت سازگار نيست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى است و اما توجه به آنچه در مسير رضاى خدا است، كاملًا با روح عبادت سازگار است و آن را تأكيد ميكند، ذكر اين نكته نيز لازم است كه معنى غرق شدن در توجه به خدا اين نيست كه انسان بياختيار احساس خود را از دست بدهد، بلكه با اراده خويش توجه خود را از آنچه در راه خدا و براى خدا نيست برميگيرد.[٢]
پى نوشتها:
[١]. اصول كافى، ج ١، ص ٣٣٢.
[٢]. كمال الدين، ص ٢١٤.
[٣]. وسائل الشيعه، ج ٢٠، ص ٣٥٩.
[٤]. موعود، ش ٤٦، ص ٧١.
[٥]. به نقل از فصلنامه انتظار، ش ٣، ص ٢٢١.
[٦]. تفسير نمونه، ج ٤، ص ٤٢٨.