ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - جهان در بحران قسمت اوّل
مىتوانند از اين مزيت براى تصاحب سهم بيشتر از درآمد جامعه استفاده خواهند كرد. مثال براى ذكر كردن فراوان است.
چيزى كه به نابرابرى موجود در بين كشورها و درون آنها دامن مىزند، قدرت رو به رشد مالكين سرمايه و زوال روز به روز قدرت كارگران (و دهقانان در كشورهاى فقير) است. اگر به طور عينى به كشورهاى جهان بنگريم، خواهيم ديد كه هر چه قدرت كارگران و دهقانان بالاتر باشد، توزيع درآ» د بيشتر به سمت تساوى متمايل مىشود؛ هرچند كارگران و دهقانان كشورهاى فقير ضعيفتر باشند، كشور بيشتر تحت سلطه و فشار ملل ثروتمند قرار خواهد گرفت و نابرابرى بين كشورها بالا خواهد رفت. هنگامى كه درآمد قشر فقير تا حدّاقل ميزانى كه مىتوان با آن زنده، پايين بيايد، نابرابرى در داخل اين كشورها نيز بالا خواهد رفت اين مسئله، حتّى زمانى كهGDP سرانه بالا باشد نيز صادق است. همينطور در كشورهاى ثروتمند هرچه كارگران ضعيفتر باشند، نابرابرى بيشتر خواهد بود و نيز احتمال اينكه كارگران بتوانند با برادران و خواهران خود به وحدت و همبستگى براى حفظ منافعشان دست يابند، كمتر است. اينكه آمريكا داراى ضعيفترين جنبشهاى كارگرى و بيشترين نابرابرى درآمدى در ميان مشورهاى ثروتمند است، اتّفاقى نيست.
در اقتصادهاى سرمايهدارى همه براى درآوردن پول آزادند، امّا بايد ديد اين مسئله تا چه حد به وقوع مىپيوندد. اقتصاددانان كاپيتاليست، ادّعاى حمايت از ارزشهاى عدالتطلبانه دارند؛ امّا در عمل، نتيجه كاركرد عادّى آنها، شديداً ناعادلانه است. همين تناقض در رابطه بين كشورها نيز ديده مىشود. كشورها وارد روابط آزاد تجارى مىشوند؛ امّا نتيجهاين تجارت، اختلاف شديد در ميزانGDP سرانه كشورها است.
چنين تناقض فاحشى بايد برطرف گردد. از يك سو كارگران و دهقانان سازمانهاى مختلفى ايجاد مىكنند كه گاه با مديريت اوضاع، توانستهاند امتيازهايى از سرمايهداران بگيرند و ندرتاً نيز توانسته فرصتهايى به دست بياورند كه منجر به انقلاب و تغيير كلّ سيستم شده است، امّا از سوى ديگر سرمايهداران و مزدورانشان سعى دارند اين تناقض را از فعّاليتها و حركتهايى كه منافع آنها را به خطر مى اندازند؛ مصون نگه دارند. نيازى به ذكر نيست كه زور و خشونت يكى از مهمترين صلاح هاى طبقه حاكم است؛ مخصوصاً زمانى كه تهديد و وقوع يك انقلاب در ميان باشد. البتّه سلاحهاى ديگرى نيز وجود دارد، مانند: تطميع رهبران كارگران و دهقانان؛ واگذارى مصلحتى امتياز و تلاشهاى ايدئولوژيك وسيع، براى متقاعد كردن مردم به اينكه اساساً هيچ تناقضى وجود ندارد.
پيرامون مورد اخير، بايد گفت: روزانه يك وعده غذاى كامل از تبليغات و پروپاگانداى كاپيتاليستى به خورد ما داده مىشود. در اين سيستم سود ثروتمندان حاصل از زيان است، يك عيبجويى است كه به عنوان «سياست نفرت آفرينى» صورت مىگيرد؛ دليل عقب افتادن كشورهاى فقير از ثروتمند اين است كه آنها به اندازه كافى شرايط بازار آزاد را پياده نكردهاند و چيزهايى از اين قيبل.
نابرابرى شديد و فزاينده كه در همه جاى جهان سرمايهدارى به چشم مىخورد، هنوز هم در حال ريشه دواندن و تحكيم پايههاى خود است. در آمريكا كارگران از سياستهاى دولت كه آشاكارا به زيان آنهاست، مانند لغو ماليات بر دارايى و ماليات بر درآمد، حمايت مىكنند كه اين مسئله به شدّت به نفع ثروتمندان خواهد بود. با اين خال، شواهدى وجود دارد كه مشكلاتى براى صاحبان قدرت و ثروت در حال به وجود آمدن است. نوعى «جنگ اجتماعى» در مناطق فقير جهان در حال شكلگيرى است كه اغلب شامل خشونتهاى بين طبقاتى نيز مىشود. اين مسئله نگرانى نخبگان را برانگيخته است.
به نظر مىرسد كه منازعات سياسى در دهههاى آينده، دهههاى آينده بستگى بسيار نزديكى با نابرابرى شديد كه از مشخصّههاى نظام سرمايهدارى معاصر است، خواهند داشت. با اين اوصاف به نظر نمىرسد كه اين سيستم بتواند از شعلهور شدن آتش نارضايتى از زير خاكستر جلوگيرى كند.
پى نوشتها:
[١].Michael D .yates ، استاد اقتصاد در دانشگاه پيتسبرگ آمريكا.
[٢]. سوره روم (٣٠)، آيه ٤١.
[٣]. قسمتى از دعاى عهد.
منبع: ٢٠٠٤،Monthly Review
برگرفته از: ماهنامه سياحت غرب (مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما)، سال دوم، شماره شانزدهم، آبان ١٣٨٣.