ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - تاملى در منظومه راجى
تخلص مى كرد، بديهه سرايى او را آزمود و از او خواست به اين مصرع پاسخ بگويد: «در جهان چون حسن يوسف كس نديد» و راجى بى درنگ پاسخ داد: «حسن او دارد كه يوسف آفريد» راجى در باورهاى عاميانه مردم جايگاهى خاص يافت. مثلا از مردم كرمان نقل شده است كه ملابمانعلى روزى اين مصرع را سروده بود: «زره بر تن شاه دين گشت راست» اما نمى توانست بقيه آن را بسرايد. هنگام غروب در دامنه كوههاى «طاق على» جوانى سبزپوش به او برخورد و گفت: «دنباله را چنين بگو: ز هر حلقه اش صوت داود خاست»[١] بمانعلى ظاهر پس از بازگشت از سفر تهران و ديدار پادشاه از دنيا رفت. او را در محلى پشت مسجد جامع كرمان مشهور به قدمگاه به خاك سپردند و از يادها فراموش شد. آن چنان كه سالها محل مرقد وى خاكريزگاه عمومى بود تا سرانجام روزى به همت شيخ محمود افضل خاك و خاشاك پشت مسجد را برداشتند و سنگ قبر او را يافتند. آن مقبره را مرمت كردند و ملا اسدالله نامى را به قرآن خوانى آن گماشتند. در دهه هاى اخير هم اين قبر به همت افرادى به نامهاى شيخ على اصغر صالحى و سيد محمدرضا مدنى تعمير شد و خيابان جديدالاحداث جنب مسجد جامع و مزار ملابمانعلى را به نام «راجى» نامگذارى كردند. تاب راجى در اولين سال حكومت ناصرالدين شاه (١٢٦٤ ق). چاپ سنگى شد و در سال ١٢٧٠ ق. تجديد چاپ شد. همچنين نقل شده كه در سال ١٢٦٤ ق. اين كتاب در بمبئى چاپ شده است. همچنين در سال ١٢٩٨ اين كتاب در تهران چاپ سنگى شده است. اين كتاب توسط شركت سهامى چاپ كتاب» براى اولين بار چاپ سربى شد. همچنين يكبار به اهتمام رحيم مشتاقى در اصفهان به چاپ رسيده است. آخرين نسخه چاپى اين كتاب سال ١٣٣٧ ش. توسط انتشارات اسلاميه در خيابان بوذرجمهرى [پانزده خرداد] تهران منتشر شده است.[٢] اين كتاب با مقدمه كوتاهى از حاج سيداحمد كتابچى مدير انتشارات اسلاميه و گراورهايى همراه است.
تاملى در منظومه راجى
اگر بخواهيم ارزيابى كوتاهى درباره راجى ارائه دهيم و مقايسه اى كوتاه بين سروده او و منظومه باذل ارائه كنيم بايد گفت كه بى گمان راجى بيش از باذل به حماسه اش رنگ و بوى ايرانى و شيعى داده است. باذل بيشتر حكم يك تاريخ پژوه دقيق و بى طرف را دارد و راجى بيشتر قصه گويى ايرانى است كه از راهيابى باورهاى عاميانه به داستانش حتى اگر از نظر تاريخى معتبر و مستند نباشند ابايى ندارد. عناصر اغراق و تخيل در منظومه راجى پررنگ تراند. همين طور تعصب شيعى و غيرستيزانه او بمراتب افزون تر از باذل است. داستان پردازى، شور و لحن حماسى راجى بر باذل برترى دارد. اما سلامت زبان و صحت اساليب شعرى و لغوى در سروده بازل محفوظتر است. نكته ديگر گرايشات عرفانى، معنوى و باطنى راجى است كه گاه به غلو و مبالغه اى مى انجامد كه چندان با ظاهر شرع هماهنگ نيست. حال آنكه باذل از اين بابت مقيدتر و محتاطتر بوده است. از آنجايى كه راجى چندان در قيد و بند تاريخ نبوده و بيشتر قصه داستان گويى داشته تا نقل تاريخ به تخيل خود مجال جولان داده و از حيث ادبيت و خلاقيت ادبى كار او بر باذل برترى دارد. به عبارتى در كار باذل از نظر تاريخى اصالت دارد و كار راجى از نظر قصه پردازيى. كتاب راجى محدود به تاريخ نيست بلكه در آن نكات حكمى و نغز، حكايتهاى آموزنده و جذاب، تغزلهاى عارفانه، طنز، ... نيز يافت مى شود.
پى نوشتها:
[١]. مجمع الفصحا، تصحيح دكتر مظاهر مصفا، جلد چهار، ص ٣٣٣.
[٢]. حمله حيدرى، راجى كرمانى، به كوشش دكتر حسين بهزادى اندوهجراى، ص ١٠ و ١١.
[٣]. همان، ص ٥.
[٤]. دكتر اشرف زاده در كتاب «نوبت زن كوى ساقى» يك جا آغاز سرايش حمله حيدرى را ١٣٢٠ نوشته (ص ٥) و در جاى ديگر تاريخ مرگ او را ١٢٦١ ق. ذكر كرده (ص ٨) هر دو غلط و احتمالا اشتباه چاپى است.
[٥]. البته براساس نسخه هايى كه حقير رويت كردم، رقم ٢٨٠٠٠ بيت به نظر دقيق تر مى آيد.
[٦]. اندوهجراى، همان، ص ١٤.
[٧]. اشرف زاده، همان، ص ٢٥.
[٨]. الذريعه نوشته آقا بزرگ تهرانى، مصنفات شيعه نوشته محمدآصف فكرت، فهرست كتب چاپى فارسى نوشته خان بابا مشار.