ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - ١- سكولار شدن و مبلغان آن
ستوده مى شد و مقصود از آن هم همان همكاران ساختمانهاى مختلف دانشكده بود- گسترده نيست. در حقيقت خوشبختانه بيشتر ما هنوز پيشامدرن هستيم. سرانجام، اين هزاره از راه رسيد.
آدمهايى مثل من برنامه ريزى شده اند تا واقعيت اجتماعى را خاكسترى، پيچيده، مبهم و سرشار از مساله و تحول اجتماعى را چيزى نامنظم و آشفته، چند سويه و غير قابل پيش بينى ببينند. به همين دليل، ما پيامبران و پيشگويان خوبى نيستيم. ما تنها مى توانيم از مسائلى كه مذهب اكنون و احتمالا در چند سال آينده با آن درگير خواهد بود طرحى كلى تهيه كنيم. نبايد فراموش كرد كه يك تحليل گر داده ها در برابر پيش بينى هاى بيش از پنج سال با ترديد عمل مى كند. پس اگر به خود جرات دهيم و درباره ده سال آينده پيش بينى كنيم، نبايد آن را خيلى جدى بگيريم.
طرحى كه من از اين موضوع تهيه كرده ام به هيچ عنوان مدعى كامل بودن يا منظم بودن نيست. اينها در واقع حوزه هايى هستند كه مذهب ممكن است تصميم بگيرد به آنها بپردازد.
١- سكولار شدن و مبلغان آن
فتواى پاپ درباره تنظيم خانواده، ضربه اى سنگين بر مذهب كاتوليك وارد كرد. چنانچه اين مورد ناديده گرفته شود، هيچ دليلى بر افول باورهاى مذهبى در آمريكا يا كاهش اهميت مذهب در زندگى آمريكاييان، در نيم قرن گذشته، وجود ندارد. گزارشهاى رسانه ها- كه پيوسته افول يا احياى دين و سكولار شدن يا تجديد آن را ادعا مى كنند- نشان دهنده عدم نگاه دقيق آنها به داده ها است. رفتار مذهبى ممكن است تغيير كند اما اين تغيير در جهت افول مذهب نيست.
افزون بر اين، آثار اخير پژوهشگرانى چون رادنى استارك، راجر فينك، استفان وارنر و لارنس لاناكون- كه گويا حوزه جامعه شناسى مذهب را در اختيار دارند- با نظريه افول مذهب ناسازگار است و تنها اندكى از دانشمندان آمريكايى در اين مورد موضع ملحدانه برايان ويلسون را پذيرفته اند. نظريه سكولاريزاسيون، در اروپا نيز در حال بازنگرى است. اين امر، رهاورد موج تازه گرايشهاى مذهبى در كشورهاى سوسياليستى سابق، بويژه روسيه، است. تنها دو مورد سكولاريزاسيون اصيل در اروپا وجود دارد: يك آلمان غربى و ديگرى احتمالا هلند.
منظور اين نيست كه آن داده ها يا نظريه جديد بر دانشگاهيان علوم اجتماعى و علوم انسانى و نيز روزنامه نگاران رسانه هاى شبه آكادميك تاثير نمى نهد. سكولاريزاسيون عاميانه، خود نوعى جزم انديشى مذهبى چالش ناپذير است. وقتى اين جزم انديشى در امتداد خطى قرار مى گيرد كه توصيف را از تجويز متمايز مى كند، مبلغان سكولار يعنى آن عواملى كه مى خواهند مذهب را به طور كامل از زندگى مردم خارج كنند آشكار مى شوند.
معتقدان به فرهنگ بى اعتقادى در پى تحميل ارزشهاى خود به جامعه اند، چنان كه مذهب نيز در همين راستا مى كوشد. جنگهاى فرهنگى نبردهاى نخبگان است و بر كليت جامعه، بويژه گروههايى كه سازمانهاى جنگ فرهنگى مدعى نمايندگى آنانند، چندان تاثير ندارد. اين جنگها نشان دهنده ميزان تلاش مبلغان سكولاريزاسيون براى خارج كردن مذهب از زندگى مردم است.
اينان مذهب را پوچ و زيانبار مى دانند و وقتى مى بينند هنوز در زندگى آمريكاييان نقش دارد، حيرت مى كنند. آزادى مذهب براى آنان به معناى آزادى از مذهب است.