ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - عاقبت كار راجى
|
به گردش درآمد زمين و سپهر |
به هفتم زمين ساخت بنگاه مهر |
|
|
قرين گشت در چرخ ماهى به ماه |
به سوى ثريا ثرى جست راه |
|
|
از او در دو عالم تزلزل فتاد |
به نه بام افلاك غلغل فتاد |
|
|
چو زلف بتان ختن شد زمين |
پريشان و آشفته و پر ز چين |
|
|
ز بس آب از ساوه بر فارس ريخت |
همه باد از آتشكده پارس ريخت |
|
|
ز بام حرم سرنگون شد منات |
به بابل فتادند عزى و لات |
|
|
به طاق مدائن درآمد شكست |
به يكباره شد زند و پازند پست |
|
|
شد اين نه خم چرخ چون يك سبو |
حوادث به چوگان زد اين هفت گو |
|
|
به يك ذره گرديد هر نه فلك |
يكى گشت جاى سما و سمك |
|
|
در علم در از كف كفر كند |
پس آنگه سوى آسمانش فكند |
|
|
چنان شد به بالا در آهنين |
كه شد حلقه گوش عرش برين |
|
|
عيان گشت بر چرخ ماه دگر |
بشد رشگ خورشيد زرينه در |
|
|
ز بالا درآمد دگر سوى پست |
برآورد دست خدا باز دست |
|
|
گرفت آن در آهنين در زمان |
فكندش دگرباره بر آسمان |
|
|
ز پستى به سوى بلندى فكند |
پسنديد داراى پست و بلند |
|
|
چنان شد بلند آن در آهنين |
كه شد از شرف فرش عرش برين |
|
|
در آهنين را شه نامدار |
به بالا فكند و گرفتش سه بار |
|
|
بيفكند و شد آن در از جا روان |
برآمد ز كون و مكان الامان |
|
|
بزرگان آن دژ اسير آمدند |
به دستش همه دستگير آمدند |
|
|
همه سر نهادند بر خاك پست |
همه گشته از كفر يزدان پرست ... |