ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - اندر حسرت فهم درست!
عليه السلام، ساختند جماعتى ديگر در هواى ايجاد طوفانى بزرگ و در خيال تهييج عمومى و رسيدن زودتر به واقعه شريف ظهور تماميت فقه و فقاهت و احكام و رساله را به سخره گرفتند و باب سنت شكنى را از سويى ديگر گشودند و با بيان مطالبى كه هيچ مبناى روشن و مستدل و مستند و منطقى نداشت انبوهى از شبهات را در ميان نسلى پراكندند كه به اتكاء علم جديد غربى و عقل بوالفضول منكر هرنوع نگرش غيرمادى است و در درياى شك و ارتياب همه امور را به مدد عقل كمى و تجربى ميسنجد.
پيش از اين متذكر شده بوديم كه طرح اين موضوع مهم در سطحى پست و آكنده از افسانه و خواب و خرافه، گوشهنشينى و انزوا همان اندازه خطرناك است كه مبدل ساختنش به بهانهاى براى عيش و نوش و طرب و غفلت. همچنين متذكر اين موضوع بودهايم كه ضرورتاً ميبايست با اتكاء به تحقيق و پژوهش و به مدد همه ادوات و امكانات سالم، مشروع و پاك، فرهنگ مهدوى را در ميان سطوح مختلف اجتماعى و حيات مادى و معنوى مردم گسترد تا ضمن مصونيت بخشيدن به آنها براى در امان ماندن از ابتلائات سوء و هجوم فرهنگى قوم معاند و مستكبر غربى، امكان اصلاح زيرساخت مناسبات گوناگون مردم فراهم آيد.
يكى از مهمترين مباحث در اين عصر شناخت كفر و شرك و نفاق جارى و سارى در گستره عصر حاضر است. امرى كه بدون شناسايى و بازپرسى از آن امكان خروج از بستر شائبهها فراهم نميشود و بعكس هرنوع انديشه ناب و زلالى را نيز آلوده و ملوث ميسازد.
فرهنگ انتظار نقطه مقابل فرهنگ استكبارى مضل و فاسد و مفسد رايج در قرن ٢٠ و ٢١ است و بى نفى اين فرهنگ نميتوان به اثبات آن فرهنگ ولايى حقيقى نشست. شايد از همين رو بوده كه جمع كثيرى از مبلغان و مبشران انديشه مهدوى طى دو سه دهه اخير عموماً از طريق نظام تعليمى و تربيتى ويژه، مقوم فرهنگ و تمدنى بودهاند كه در ذات خود با اساس تفكر مهدوى در تعارض است چنانكه امام، عليهالسلام، در واقعه شريف ظهور ناگزير به مقابله جدى با اساس فرهنگ و تمدن غربى و سردمداران يهودى زده آنها ميشود. ورود به عرصه اين فرهنگ به همان سان كه عزمى بزرگ ميطلبد نيازمند هوشمندى و فرزانگى است تا سره از ناسره تشخيص داده شود.
نكته جالب توجه اينست كه در ميانه اين غوغا متوليان امور فرهنگى كشور آرام و ساكت از كنار همه جريانهاى فرهنگى ميگذرند، راه خود گرفته و ميروند بيآنكه بحقيقت دانسته شود ره به كدام ديار ميپويند؟ بسيارى شواهد حكايت از وجود نوعى درماندگى فكرى و ايستايى و واپسگرايى (با چاشنى سياست زدگى روز) در سطوح تصميمگير نهادها و سازمانهاى مسؤول ميكند و البته با گوشهايى بسته كه امكان شنيدن هر صدايى و نوايى جز زمزمه ها و نواهاى خويش را از آنان سلب كرده است.
در برابر مهمترين و اساسيترين نيازهاى حقيقى در اين عصر و زمان به همان اندازه ساكت و ماتاند كه در برابر هجمه فرهنگى سازمان يافته غربى طى يك دهه اخير. اى كاش كمى از افتادگى و خضوعى را كه در هنگام برخورد با علوم غربى و علماء علمالاجتماع و علمالابدان فرنگى مآب از خود نشان ميدهند در هنگام شنيدن سخنان ائمه دين و مردان و زنان دردمند اهل دين و در عين حال خودآگاه و فداكار از خود نشان ميدادند، شايد خداوند دربهاى رحمت خود را بر آنان ميگشود و قفلها را از قلبهاشان باز ميكرد.
در پايان متذكر اين نكته ميشويم كه حسب اخبار رسيده از ائمه معصومين، عليهمالسلام، ظهور آن امام غائب چونان شهاب ثاقب است و بناگاه فرا ميرسد، در حالى كه دوستان نيز از باور اين امر در حيرت ميمانند، آيا اگر جمعه روزى ناگهان از آسمان ندايى آمدنش را اعلام كرد آماده پاسخگويى هستيم؟ ...
سردبير