ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - ٤- راز
٢- مذهب و سياست
موضوعى كه به بحث مذهب در زندگى مردم بسيار نزديك است، اضطرابى است كه با ادعاى افزايش نقش مذهب در سياست آفريده شده است. مركز تحقيقاتى «پو» اخيرا اعلام كرده است كه مذهب مى كوشد بيش از گذشته بر سياست آمريكا تاثير بگذارد. چرا وقتى كشيشان و راهبه ها در كنار مارتين لوتركينگ در سلما ايستاده بودند، قهرمانان مردمى بودند؛ ولى اكنون، به خاطر تظاهرات در مقابل درمانگاههاى سقط جنين، سرزنش مى شوند.
٣- ارزشهاى خانوادگى
امروزه مساله «ارزشهاى خانوادگى» بسيار مورد توجه است. البته اين توجه بيشتر به خانواده هاى آمريكاييهاى آفريقايى تبار و هموسكسوالها مربوط مى شود. جالب آن است كسانى كه بيش از همه فرياد ارزشها سر مى دهند خود، زن و فرزندانشان را ترك كرده، در پى زنان ديگر رفته اند.
بى ترديد افزايش آمار طلاق در افزايش آزادى ريشه دارد. آيا مذهب نبايد نگران عشق زناشويى (عشق به شوهر) باشد؛ بويژه مذهبى مانند مذهب ما كه عشق به همسر را تجلى عشق الهى مى داند؟ آيا ما نبايد به زوجهايى كه در آستانه طلاق قرار گرفته اند كمك كنيم تا دوباره فرصت زندگى مشترك بيابند؟ آيا نمى توانيم ميان حق طلاقى كه خيرى در آن است و طلاقى كه مايه شر است تمايز قائل شويم؟ مذهب بايد به زنان و مردانى كه نوميدانه مى كوشند عشق و زناشويى خود را زنده نگه دارند، كمك كند. رهبران مذهبى بايد يافته هاى مؤسسه پژوهشى ان. او. آر. سى. را مورد توجه قرار دهند. اين مؤسسه رضايت بخش ترين لذت جنسى را لذت حاصل از روابط يك زوج ثابت اعلام كرده است. آدم حيرت مى كند كه چرا بايد اين قدر طول بكشد تا سرانجام آنها بدين حقيقت دست يابند. براساس تحقيقات اين مؤسسه، انقلاب جنسى (آزادى روابط جنسى قبل از ازدواج براى زنان) و انقلاب فمينيستى اسباب سوء استفاده جنسى بيشتر از زنان و تجاوز به عنف را فراهم كرده است. بى ترديد هيچ كس اين فاجعه را پيشرفت تلقى نمى كند. بسيارى از پژوهشگران، روابط آزاد جنسى در دوران قبل از ازدواج را از عوامل اصلى طلاق مى دانند.
٤- راز
مذهب مقوله اى رمزواره است. اگر در دنيا هيچ رمزى وجود نداشت، به مذهب نياز نبود. پس بايد انسان از خود بپرسد چرا هم چپ گرايان و هم راست گرايان انديشه حذف راز از مذهب و تبديل آن به مجموعه اى از قوانين را در سر مى پرورانند و به نگاشتن شرحهايى كه بر پوچى مذهب تاكيد مى ورزد، مى پردازند؟
البته مذهب پوچ شده است اما فقط به خاطر آن كه وجود ما پوچ شده است. چطور شده كه ما اينجا هستيم؟ چرا اين همه چيزهاى مختلف در جهان وجود دارد؟ مذهب تلاشى است براى پاسخ به همين رازها.
بسيارى از علماى الهيات چنان مى پندارند كه علم در حال از ميان بردن اين رازها است. حقيقت آن است كه ما هرچه بيشتر بدانيم، رازها فزونى مى يابد.
مذهب بايد در برابر راز باز باشد. به نظر من، اشتباه است كه ما ابعاد شاعرانه، استعارى، شگفتى آور و حيرت انگيز مذهب را ناديده بگيريم.
كلارك روف مى گويد: به نظر مى رسد تجربه مذهبى و كاوش براى يافتن معناى تجربه مذهبى رو به افزايش است. حدس مى زنم، چنان كه كلارك اشاره دارد، انسان به سوى جداسازى تجربه مذهبى از مذهب بى روح و كسالت بار پيش مى رود.