ماهنامه موعود
(١)
شماره بيست و سوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
اندر حسرت فهم درست!
٢ ص
(٤)
دست دعا
٥ ص
(٥)
مسيحيت پس از سال 2000
٦ ص
(٦)
1- سكولار شدن و مبلغان آن
٧ ص
(٧)
2- مذهب و سياست
٨ ص
(٨)
3- ارزشهاى خانوادگى
٨ ص
(٩)
4- راز
٨ ص
(١٠)
5- تكثر و ميراث خودى
٩ ص
(١١)
پايان كلام
٩ ص
(١٢)
امام زمان، عليه السلام، و تربيت انسان
١٠ ص
(١٣)
عطر موعود گزارش فعاليتهاى مؤسسه فرهنگى موعود در ايام جشن ميلاد
١٤ ص
(١٤)
درآمدى بر استراتژى انتظار
١٦ ص
(١٥)
چه بايد كرد؟
١٦ ص
(١٦)
شيعه يعنى يك جهان دلدادگى
٢١ ص
(١٧)
يادى از ياران ظهور
٢٢ ص
(١٨)
در مطبوعات
٢٥ ص
(١٩)
جنگ صليبى با مسلمانان در ايتاليا
٢٥ ص
(٢٠)
پاره هاى خورشيد
٢٦ ص
(٢١)
1 على، عليه السلام، رهبرى انسان ساز
٢٦ ص
(٢٢)
2 پوشاك على، عليه السلام،
٢٦ ص
(٢٣)
3 خوراك رهبر مسلمين
٢٦ ص
(٢٤)
4 كلام امام، عليه السلام
٢٧ ص
(٢٥)
5 شجاعت
٢٨ ص
(٢٦)
6 مروت و جوانمردى
٢٨ ص
(٢٧)
7 يك مقايسه
٢٩ ص
(٢٨)
8 سياست تبعيض و مصلحت، هرگز
٢٩ ص
(٢٩)
11 قيام در برابر خوارج
٣١ ص
(٣٠)
12 فزت و رب الكعبه
٣١ ص
(٣١)
شعر و ادب
٣٢ ص
(٣٢)
در خلوت دل
٣٢ ص
(٣٣)
مهدى موعود
٣٢ ص
(٣٤)
واژه غم، تفسير نگاه
٣٣ ص
(٣٥)
خورشيد كعبه
٣٣ ص
(٣٦)
گل سرخ
٣٤ ص
(٣٧)
غم هجران
٣٤ ص
(٣٨)
جاده فراق
٣٥ ص
(٣٩)
گداى نگاه
٣٥ ص
(٤٠)
يلداى غبيت
٣٥ ص
(٤١)
ظهور خورشيد
٣٥ ص
(٤٢)
مدعيان مهدويت در نهضت هاى سياسى- اجتماعى
٣٦ ص
(٤٣)
1- انتظار توام با صبر
٣٧ ص
(٤٤)
2- ادعاى مهدويت
٣٧ ص
(٤٥)
در آستان جانان
٤٠ ص
(٤٦)
عروس باغ سيب
٤٢ ص
(٤٧)
حماسه دينى در ادب پارسى
٤٨ ص
(٤٨)
عاقبت كار راجى
٥١ ص
(٤٩)
تاملى در منظومه راجى
٥٢ ص
(٥٠)
معرفى كتاب
٥٣ ص
(٥١)
شوق ظهور
٥٤ ص
(٥٢)
دكتر اوصاف احسان از كشور هند
٥٤ ص
(٥٣)
عليرضا حسين دامجى از تانزانيا
٥٦ ص
(٥٤)
نورمحمد از تايلند (كه شاه وليد، نام تايلندى وى است)
٥٦ ص
(٥٥)
زميل حسين از پاكستان (طلبه در قم)
٥٧ ص
(٥٦)
سيد ظهيرالحسنين شيرازى، پاكستان (پنجاب) طلبه در قم
٥٧ ص
(٥٧)
محمد عبدالقيوم و محمد عبدالجبار سركار از بنگلادش
٥٧ ص
(٥٨)
موسى باكومبا از سنگال (داكار) طلبه در قم
٥٨ ص
(٥٩)
ابوصادق جعفرعلى از مجلس اعلاى عراق
٥٩ ص
(٦٠)
با هر مرد آسمانزاد
٦٠ ص
(٦١)
با دعاى ندبه در پگاه جمعه
٦٢ ص
(٦٢)
در پاسخ به معترضين
٦٢ ص
(٦٣)
آيا دعاى ندبه حالت تخديرى دارد؟
٦٢ ص
(٦٤)
آيا دعاى ندبه بدعت است؟
٦٣ ص
(٦٥)
آيا دعاى ندبه با عقل منافات دارد؟
٦٤ ص
(٦٦)
آيا دعاى ندبه با اعتقاد به امامت دوازده امام ناسازگار است؟
٦٦ ص
(٦٧)
آيا معقول است كه دعاى ندبه از معصوم صادر شود؟
٦٦ ص
(٦٨)
آيا فرازهايى از دعاى ندبه با قرآن ناسازگار است؟
٦٧ ص
(٦٩)
على در قرآن
٧٠ ص
(٧٠)
نگرشى به زيارت آل ياسين
٧٢ ص
(٧١)
1 السلام عليك ايها العلم المنصوب
٧٢ ص
(٧٢)
2 و العلم المصبوب
٧٣ ص
(٧٣)
موعود در روايات
٩٠ ص
(٧٤)
در لباس پاسبانى
٩١ ص
(٧٥)
از توبه تا زهد
٩٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - ٨ سياست تبعيض و مصلحت، هرگز

پرسيد: آيا شاهدى بر اين ادعا دارى؟ فرمود: رسم قضا اين است كه شريح قاضى دارد، ولى من بر اين امر گواهى ندارم. پس قاضى حكم به نفع نصرانى داد و او زره را به همراه برد. اما هنوز چند گامى نرفته بود كه برگشت و گفت: عجبا، اميرالمؤمنين در دعوى حق خود مرا به محضر قاضى مى‌خواند و قاضى با اينكه مامور او است او را محكوم مى‌كند و به من حق مى‌دهد. پس شهادتين گفت و مسلمان شد و اعتراف كرد كه زره از آن امام است. امام فرمود: «چون مسلمان شدى زره را به تو هديه مى‌كنم.» بعدها اين مرد به عنوان يكى از ياران وفادار امام در ميدان نهروان با خوارج جنگيد.

٧. يك مقايسه‌

محمودالعقاد؛ نويسنده شهير مصرى در كتاب «عبقرية الام» مى‌نويسد:

هنگامى كه اميرالمؤمنين و پيشواى امپراطورى اسلام پس از شهادت چند درهمى ميراث نگذاشت و آن تنها نقدينه ايشان بود نقدينه عثمان روزى كه كشته شد، طبق نوشته مسعودى، به صد و پنجاه هزار دينار و يك ميليون درهم مى‌رسيد، ارزش املاك او در «وادى القرى» و «حنين» يك صد هزار دينار بود و اسبان و شتران فراوانى در تملك او بود. از «زبير» چهارصد هزار دينار و يكهزار اسب و يكهزار كنيز ماند. درآمد «طلحه» از غله عراق روزى هزار دينار و از املاك «سراة» بيش از اين مبلغ بود و در كوفه و مدينه خانه ساخته بود. عبدالرحمن بن عوف، هزار اسب و هزار شتر و ده هزار گوسفند داشت.

٨. سياست تبعيض و مصلحت، هرگز

هنگامى كه امام با اصرار و درخواست فروان مردم انبوهى كه به خانه‌اش ريخته بودند و جامه خلافت را تنها، برازنده و شايسته وجود شجاع‌ترين، عابدترين، مهربان‌ترين، عادل‌ترين و كامل‌ترين انسان معاصر خويش يافته بودند امام با وجود آنكه مى‌دانست اين مردم تاب تحمل حكومتش را نخواهند آورد اما به خاطر اصرار فراوان مردم و اينكه اگر نپديرد حقيقت اسلام از بين خواهد رفت و درباره وى نيز خواهند گفت كه على، عليه‌السلام، از اول هم علاقه‌اى به اين امر مهم نداشت‌بناچار به امر خلافت گردن نهاد، ولى از همان ابتداى خلافت آنچنان درها را برروى طماعان و باندهاى سياسى و طالبان سياست تبعيض و رفاقت‌بازيها محكم بست كه همگى نااميد از درگاهش به سوى ديگران كه حاضر به معامله بودند شتافتند و براى رسيدن به جاه‌طلبى‌هاى خويش با آلت دست‌ساختن مهره‌هاى شناخته شده جامعه دسته و گروه تشكيل داده، سپاه فراهم آورده، و در مقابلش صف‌آرايى كردند. در اين زمان، به اصطلاح خيرانديشان و دوستان پيرامونش جمع شدند كه: مصلحت اين است. راه اين است و صلاح اين گونه است كه اينها را صاحب حكومتى، ثروتى و يا مقامى بنمايى و ... «امام على، عليه‌السلام، خروشيد كه: شما از من مى‌خواهيد كه پيروزى را به قيمت تبعيض و ستمگرى به دست آورم؟ از من مى‌خواهيد كه عدالت را به پاى سياست و سيادت قربانى كنم؟ خير، سوگند به ذات خدا كه تا دنيا دنيا است چنين كارى نخواهم كرد و به گرد چنين كارى نخواهم گشت. من و تبعيض؟ من و پايمال كردن عدالت؟ اگر همه اين اموال عمومى كه در اختيار من است مال شخص خودم و محصول دسترنج‌خودم بود و مى‌خواستم ميان مردم تقسيم كنم، هرگز تبعيض روا نمى‌داشتم تا چه رسد كه مال، متعلق به خدا است و من امانتدار خدا هستم.

٩. اثر كلام على، عليه‌السلام‌

كلام امام به مصداق «سخنى كه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند» تاثير و نفوذ فراوانى بر شنوندگان (و حتى‌