ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - چه بايد كرد؟
...
همه مناسبات فرهنگى و مادى در ادوار تاريخى متاثر از حوزههاى مختلف نظرى و منعكسكننده آن است.
چگونه مىتوان شهرسازى، مسكن، پوشش و يا تربيتبدنى يك قوم را جدا و منفك از حوزه نظرى حاكم بر حيات آنان و فرهنگى كه آنها را در برگرفته فرض كرد. بهمان سان كه نمىتوان جامعه ايرانى امروز را تجلىگاه تمامعيار فرهنگ و تمدن عصر اسلامى و يا فرهنگ و تمدن غربى فرض نمود. صورت بيرونى معمارى، شهرسازى و ساير مناسبات در كنار هم، نوعى مدنيت را منعكس مىسازند كه قابل شناسايى، تعريف و رديابى است. بهمان سان كه فرهنگ و ادب حاكم بر آنها خود ناظر بر ديدگاه كلى و عمومى حاكم بر آن ادب است.
تنها واسپس اين سير مطالعات فرهنگى و تاريخى است كه مىتوان مختصات امروز را به دست آورد؛ مطالعاتى كه به عنوان تكيهگاهى براى برنامهريزى سختبدان نيازمنديم.
متاسفانه طى ٢٠ سال اخير مبتنى بر مفروضاتى مجهول عمل كردهايم. از همين رو همواره در طراحى و برنامهريزى ناگزير به تجديدنظرهاى مكرر بودهايم.
اگر نگاهى به پيرامون بيفكنيم درمىيابيم كه طى سالهاى گذشته اولا، صورتهاى مختلف حيات مادى و مدنى را مطلوب، پذيرش آن را ناگزير و آنها را عارى از جهتگيريهاى فرهنگى و نظرى دانستهايم. ثانيا، بر شالوده شهرهاى موجود نظام شهرنشينى را گسترديم. صورت و سيرت نظام ورزشى را مورد تاييد قرار داديم و با الصاق تابلو «و ان يكاد»، «بسمالله» و ... به اسلامى شدن آنها دل خوش داشتيم.