ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - چه بايد كرد؟
اقتصادى، كشاورزى، صنعت، سياست داخلى و خارجى، نظاميگرى و ... معلوم مىشود.
اولويتها معلوم مىگردد، برنامه جامع تعليماتى نونهالان تدوين مىشود و هر يك از دستگاههاى اجرايى در بافتى درهم تنيده حركت درازمدت و كلان خود را درمىيابند و ...
٣. توجه جدى به امام حى و حاضر و آخرين حجتخداوند بر روى زمين بعنوان حجت عمل و آنچه كه با ايشان محقق خواهد شد و تبيين دقيق موضوع عدل در ساحتهاى مختلف
مراد نگارنده به هيچ روى ناظر بر جار و جنجال و چاپ آگهى و تشكيل سمينار و پخش نقل و نبات و شيرينى نيست. اينهمه شادى عوام است و متناسب با درك همانان از موضوع. (بدا به حال قومى كه عوام و خواصش به يك شكل و اندازه به شادى و سوگ بنشينند).
اين موضوع تذكار «ضرورت ترسيم وضع مطلوب و مقصود مورد نياز قومى است كه مىخواهد در شهر منتظران و در ميان مردمى چشمبراه و در هيات منتظران زمينهساز ظهور مولايش باشد.»؛
اين موضوع تذكار «احياء عهدى است كه فراموش شده و وفادارى بدان عهد در ساحت نظر و عمل مسلمين»؛
اين موضوع تذكار «ضرورت پوشيدن لباس مطمئن بر قامت مردم و سرزمين اسلامى استبراى دور ماندن از فتنهها و بلاياى آخرالزمان»؛
اين موضوع تجربه عملى قيام است. تكليفى كه بر گردن ابناء بنىآدم در عصر غيبت است تا آنگاه كه زندهاند.
تنها در اين وقت است كه اگر مولا ظهور كند بر كاستيهاى ناخواسته ما مىبخشد و اگر بميريم دلخوش به اداء تكليف انجام شده به حضورش مىشتابيم. چونان مردانى كه در حريم او و پناه او مىزيند.
تنها در اين وقت است كه مىتوان خواند:
اللهم ان حال بينى و بينه الموت الذى جعلته على عبادك حتما مقضيا فاخرجنى من قبرى مؤتزرا كفنى، شاهرا سيفى مجردا قناتى ملبيا دعوة الداعى فى الحاضر و البادى.
خدايا اگر مرگ ميان من و او فاصله انداخت، همان كه براى همه بندگانت قرار دادهاى مرا از قبر در حالى خارج كن كه كفن بر كمر بسته، شمشير در دست و نيزه مهيا در حالى كه دعوت كننده به سوى او هستم در شهر و صحرا. «دعاى عهد»