ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - مصاديق حسن خلق
است.»[١]
اين تعبير بسيار مهمّى است؛ يعنى روز قيامت كه اعمال انسان را ارزشگذارى و وزن مىكنند، سنگينترين چيزى كه در ميزان عمل قرار مىگيرد، حسن خلق است. باورهاى ما، مانند توحيد، نبوّت و ولايت اهل بيت (ع) و ... در جاى خودشان محفوظ هستند؛ امّا در رفتار ما، حسن خلق جايگاه بسيار مهمّى دارد.
در تعبير ديگرى كه بسيار درخور تأمّل است، فرمودهاند: «حسن خلق، گناهان را از بين مىبرد؛ همانطور كه تابش آفتاب، يخ را آب مىكند.»[٢]
وقتى قالب يخى را زير آفتاب بگذاريد، به تدريج آب مىشود تا تمام شود. كسى كه اخلاق خوبى دارد، در صورت انجام خطا يا لغزيدن در مسير، مورد بخشش خداى متعال قرار مىگيرد. اين موارد از آثار مهمّ حسن خلق است؛ امّا حسن خلق چيست و بايد چه اعمالى انجام دهيم تا صاحب اخلاق نيك شويم؟
از روايات و فرمايشات معصومان (ع) استفاده مىشود كه وقتى چند ويژگى كنار هم قرار بگيرند، حسن خلق تشكيل مىشود.
مصاديق حسن خلق:
١. چهره باز داشتن: اينكه انسان عبوس و گرفته نباشد و چهرهاى باز و همراه با لبخند داشته باشد. گاهى بعضى از افراد برعكس عمل مىكنند. در خانواده عبوس و گرفتهاند و طورى اخم مىكنند كه كسى نمىتداند با آنها صحبت كند؛ امّا به نامحرم كه مىرسند، چهرهاشان باز مىشود و پرلبخند.
در واقع، جايى كه معصيت خداست (در مقابل نامحرم) چهره باز داشتن، خوشاخلاقى نيست؛ بلكه اگر انسان در خانواده اين طور باشد، لبخند بر چهره داشته و چهرهاش گشاده باشد، همسرش از نگاه به چهره او سير نمىشود و بچّهها نيز از نگاه به پدر و مادر لذّت مىبرند و دوست دارند با آنها انس بگيرند و هرچه زودتر به منزل برسند؛ چون مىبينند در خانه، همه چهرهها باز و لبخند به لب است.
٢. زبان بىنيش و كنايه داشتن: شخصى اخلاق خوب دارد كه زبانش نيش و كنايه نداشته باشد و پاكيزه صحبت كرده و كسى را مسخره نكند، متلك نگويد و كنايه نزند. گاهى مىبينيد كه بعضى به گونهاى صحبت مىكنند كه در قلب اطرافيان زخم ايجاد مىكنند. داشتن زبان پاكيزه و بدون نيش و كنايه، تمرين زيادى نياز دارد.
زبان پاك خيلى مهم است. اينكه انسان بدزبان نباشد، فحش ندهد و به كسى توهين نكند و شخصيت او را خراب نكند و آبروى كسى را نبرد.
پىنوشتها:
______________________________
(١). «بحارالانوار»، ج ١٠٠، ص ٢٢٢.
(٢). «الغيبة للنعمانى»، ص ٢٠٠،
(٣). «عيون اخبار الرّضا»، ج ٢، ص ٣٧.
(٤). ايمان و كفر، ترجمه كتاب اليمان و الكفر بحارالانوار، ج ٢، ص ٢٩٧.