ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و نودم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
عروسِ همه چيز دان!
٤ ص
(٤)
گلستانه
٨ ص
(٥)
نصب امام، نصب خداوند متعال
١٠ ص
(٦)
دنيا به يك مصلح نيازمند است
١٦ ص
(٧)
اى روح دعا
١٩ ص
(٨)
پنهان يا آشكار ساختن نام امام زمان (ع)
٢٠ ص
(٩)
1 منع نام بردن از امام عصر (عج)
٢٠ ص
(١٠)
2 جواز نام بردن از امام عصر (ع)
٢٠ ص
(١١)
جمع بندى
٢٠ ص
(١٢)
امام، در هر سنّى امام است
٢١ ص
(١٣)
گواه تاريخ
٢١ ص
(١٤)
امامان، كودكانه رفتار نمى كنند
٢١ ص
(١٥)
سابقه درخشندگى در سنّ پائين
٢١ ص
(١٦)
اگر در خانه كس است، يك حرف بس است
٢٤ ص
(١٧)
انتظار، عمود خيمه شيعه
٢٥ ص
(١٨)
حال و هواى بهشت تأثير ياد امام زمان (ع) در زندگى
٢٦ ص
(١٩)
ياد امام زمان (عج)، زمينه ساز تقواست
٢٧ ص
(٢٠)
ياد امام زمان (عج) و پيش گيرى از گناه
٢٧ ص
(٢١)
درمان بعد از پيش گيرى
٢٧ ص
(٢٢)
دنياى سرگرمى آمريكا را چه كسانى در دست دارند؟
٢٩ ص
(٢٣)
كشتار خاموش
٣١ ص
(٢٤)
1 استراتژى كاهش جمعيت جهان
٣١ ص
(٢٥)
2 سوداگرى پرسود شركت هاى صليبى- صهيونى دارو، به چه قيمتى؟!
٣٢ ص
(٢٦)
3 آنفولانزاى خوكى، بيمارى جديد پديد آورده شده
٣٢ ص
(٢٧)
4 احتمال سرطان زا بودن واكسن هاى آنفولانزاى خوكى
٣٣ ص
(٢٨)
5 نقش غرب در توسعه بيمارى هاى واگيردار
٣٣ ص
(٢٩)
6 نقش برجسته آمريكا در توليد و شيوع آنفولانزاى خوكى
٣٣ ص
(٣٠)
ژنرال هاى جنگ نرم روپرت مردوخ
٣٤ ص
(٣١)
پيشينه كارى
٣٤ ص
(٣٢)
فرار مالياتى
٣٥ ص
(٣٣)
دستمزد و ثروت
٣٦ ص
(٣٤)
متّحد با نومحافظه كاران
٣٦ ص
(٣٥)
شبكه فارسى وان
٣٦ ص
(٣٦)
امپراتورى رسانه اى به هر قيمت ممكن
٣٦ ص
(٣٧)
فعّاليت هاى سياسى مردوخ در كشورهاى مختلف
٣٨ ص
(٣٨)
\* آمريكا
٣٨ ص
(٣٩)
\* انگلستان
٣٨ ص
(٤٠)
ديدارهاى خصوصى با سياست مداران
٣٨ ص
(٤١)
امّت برگزيده
٤١ ص
(٤٢)
عهد خداوند با امّت رسول خاتم (ص)
٤١ ص
(٤٣)
پاداش امانت دارى
٤٢ ص
(٤٤)
برداشتن بار گران از دوش امّت رسول خاتم (ص)
٤٢ ص
(٤٥)
چيره شدن دين رسول خدا (ص) بر تمام اديان
٤٣ ص
(٤٦)
زره آسمانى
٤٤ ص
(٤٧)
بعد از هر نماز
٤٤ ص
(٤٨)
صبحگاه و شبانگاه
٤٤ ص
(٤٩)
هنگام خواب
٤٥ ص
(٥٠)
با تو مى گويم اى دل
٤٦ ص
(٥١)
شكايت گنجشك پيش خدا از خراب شدن خانه اش
٤٦ ص
(٥٢)
ماجراى آن گردنه صعب العبور
٤٧ ص
(٥٣)
شميم عطر سيب جستارهاى قرآنى با صيغه ولايت مهدوى
٤٨ ص
(٥٤)
نقش امام معصوم و امامت و ولايت در اين عرصه
٤٨ ص
(٥٥)
كلامى بزرگ و برتر از تمام دنيا
٤٩ ص
(٥٦)
پرونده خانواده
٥١ ص
(٥٧)
خانواده مهدوى
٥٢ ص
(٥٨)
خصوصيات خانواده مهدوى
٥٢ ص
(٥٩)
حسن خلق
٥٢ ص
(٦٠)
مصاديق حسن خلق
٥٣ ص
(٦١)
روابط زناشويى
٥٤ ص
(٦٢)
نكته هاى كاربردى براى آقايان و خانم ها
٥٤ ص
(٦٣)
آقاى عزيز
٥٤ ص
(٦٤)
خانم محترم
٥٤ ص
(٦٥)
32 راز براى موفقيت در ازدواج
٥٥ ص
(٦٦)
روانشناسى صبر
٥٧ ص
(٦٧)
نظريه جنسى اسلام، قسمت سوم
٥٩ ص
(٦٨)
ب) خويشتن دارى جنسى
٥٩ ص
(٦٩)
يك- ضرورت و فضيلت خويشتن دارى جنسى
٥٩ ص
(٧٠)
دو- راهكارهاى تقويت خويشتن دارى جنسى
٦١ ص
(٧١)
اوّل- تقويت ايمان و باور دينى
٦١ ص
(٧٢)
\* آگاهى خداوند، فرشتگان و حجّت هاى الهى از اعمال بندگان
٦١ ص
(٧٣)
\* يادآورى مرگ و قيامت
٦٢ ص
(٧٤)
دوم- كاهش زمينه هاى خطر
٦٣ ص
(٧٥)
\* كاهش تماس
٦٣ ص
(٧٦)
\* كاهش تحريك
٦٣ ص
(٧٧)
\* مهار ميل جنسى
٦٤ ص
(٧٨)
سوم- تقويت توان انتظار كشيدن
٦٤ ص
(٧٩)
آموزش مسائل جنسى در رسانه ملّى
٦٦ ص
(٨٠)
تفاوت كلام در زن و مرد
٦٩ ص
(٨١)
آيا كلام در زن و مرد متفاوت است؟
٦٩ ص
(٨٢)
تفاوت زن و مرد در سؤال كردن
٦٩ ص
(٨٣)
موضوع گفت وگوى زنان و مردان
٧٠ ص
(٨٤)
برخورد مرد با كلام زن
٧٠ ص
(٨٥)
زبان بدن در زنان
٧١ ص
(٨٦)
بر سر دو راهى
٧٢ ص
(٨٧)
1 توكّل
٧٢ ص
(٨٨)
2 تقوا
٧٢ ص
(٨٩)
3 تفكّر
٧٢ ص
(٩٠)
4 مشورت
٧٣ ص
(٩١)
5 دعا
٧٣ ص
(٩٢)
6 اقدام
٧٣ ص
(٩٣)
7 عزم و پشتكار
٧٣ ص
(٩٤)
8 تفويض
٧٣ ص
(٩٥)
مزاج هاى چهارگانه دموى
٧٤ ص
(٩٦)
انواع مزاج
٧٤ ص
(٩٧)
تعريف خلط
٧٥ ص
(٩٨)
دم يا دموى ها (خون)
٧٥ ص
(٩٩)
علائم غلبه خلط دم
٧٦ ص
(١٠٠)
بازتاب هاى روانى و رفتارى در افراد دموى
٧٦ ص
(١٠١)
علائم پوستى افراد دموى
٧٦ ص
(١٠٢)
علائم گوارشى
٧٦ ص
(١٠٣)
توصيه و تدابير
٧٦ ص
(١٠٤)
نكاتى را كه بايد در زندگى روزمرّه رعايت كنند (مزاج گرم و تر)
٧٦ ص
(١٠٥)
خوراكى هاى مناسب براى دموى ها
٧٦ ص
(١٠٦)
غذاهاى خون ساز يا دم زا
٧٧ ص
(١٠٧)
برخى از غذاهاى گرم و تر عبارتند از
٧٧ ص
(١٠٨)
پرخورى و پيامدهاى آن بر جسم و جان
٧٧ ص
(١٠٩)
پاى درس اخلاق آيت الله ضياءآبادى
٧٨ ص
(١١٠)
عروسى ها و وليمه هاى ما مناسب حضور امام زمان (عج) است؟
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - اگر در خانه كس است، يك حرف بس است

اگر در خانه كس است، يك حرف بس است‌

مرتضى مهدوى يگانه‌

پيرمرد فرتوت، عصازنان و به سختى خود را به خانه امام صادق (ع) رسانيده بود. وقتى بر حضرت وارد شد، سلام كرد. آن‌قدر پير بود كه خميده شده و انگار در حالت ركوع بود. تكيه‌اش به عصايش بود. فكر مى‌كردى صد و بيست سالى از عمرش مى‌گذرد؛ امّا صورتى نورانى و چشمانى نافذ داشت و فرزانگى و عقلانيت در چهره‌اش پيدا بود.

امام به گرمى پاسخ سلامش را داد. پيرمرد آهسته جلو آمد. عشق و محبّت او به امام از رفتار و كردارش پيدا بود. عرض كرد: اى فرزند پيامبر! دستت را به من بده تا بر آن بوسه بزنم‌.

امام دستشن را جلو آورد. پيرمرد در حالى كه نمى‌توانست جلوى گريه عاشقانه‌اش را بگيرد، گل‌بوسه‌هاى مكرّر خويش را بر دستان امام و مولاى خود فرو مى‌آورد.

امام صادق (ع) با محبّت پرسيدند: «اى شيخ! چرا گريه مى‌كنى؟»

پيرمرد با اين سؤال امام، سفره دلش را باز كرد و سخن خود را آغاز كرد. اهل مجلس نيز كنجكاو شده بودند كه غم و غصّه پيرمرد چيست؟ از فقر و ندارى؟ از شكايت دنيا؟ از ضعف و ناتوانى در زندگى؟ يا ...

امّا سخنان عارفانه و عاشقانه پيرمرد آنان را از خيال خام خويش بيرون آورد. گفت: اى فرزند پيامبر، فدايت شوم! صد سال است در انتظار مهدى شما به سر مى‌برم. مرتّب به خود مى‌گويم اين ماه ظهور مى‌كند، امسال قيام مى‌كند و ... چشمانم به در زمانه مانده؛ امّا هنوز از مهدى شما خبرى نيست ... ديگر سنّم بالا رفته، استخوان‌هايم فروريخته و مرگم نزديك شده است؛ امّا در شما آل محمّد، شكوه و جلال و قدرتى را كه خدا برايتان داده، نمى‌نگرم؛ چون دشمنان، حقّ شما را ربوده و غصب كرده‌اند. شما اهل بيت (ع) را مى‌بينم كه به دست دشمنان كشته شده و قطعه قطعه مى‌شويد و در هر شهر و ديار آواره‌ايد، امّا دشمنان شما پر و بال درآورده و بر تخت قدرت و سلطنت تكيه زده‌اند. قربانت شوم! چگونه با اين وضع گريه نكنم؟

اينجا بود كه سرشك غم از ديدگان امام صادق (ع) نيز فروريخت و فرمودند: «اى پيرمرد! خدا آن‌قدر به تو عمر دهد كه به ظهور قائم ما برسى و او را ببينى، مطمئن باش با ما در مرتبت فرازين قرب الهى خواهى بود، امّا اگر مرگ تو فرارسيد و از دنيا رفتى، در روز قيامت با ثقل محمّد (ع) محشور مى‌شوى و ثقل پيامبر (ص)، ما اهل بيت (ع) هستيم كه فرمودند: «اى مردم! من از ميان شما مى‌روم و دو امانت گران‌بها و دو ثقل برايتان به يادگار مى‌گذارم كه اگر به هر دو متمسّك شويد، هرگز گمراه نخواهيد شد؛ كتاب خدا و عترتم، اهل بيتم‌

وقتى پيرمرد اين سخنان را از امام صادق (ع) شنيد، گويى بال درآورد و از شدّت خوشحالى گفت: ديگر مرا از هيچ چيز باكى نيست؛ چه بمانم و چه بميرم.

آنگاه امام صادق (ع) بعد از سخنانى فرمودند: «اى پيرمرد! به خدا سوگند! اگر روزگار آن‌قدر طولانى شود كه فقط يك روز ازعمر دنيا باقى بماند، خداوند آن روز را آن‌قدر طولانى مى‌گرداند تا قائم ما اهل‌