ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - اشاره
بسط ناهنجارىهاى اخلاقى و جنسىاند. بدون پرسش از اين واقعه و كنترل و تحديد اين سيستم، مگر مىتوان به حدّاقلى از مصونيتبخشى رسيد؟
تبعيت از دكترين سازمانهاى جهانى براى اجراى «استراتژى توسعه» در ميان كشورهاى توسعه نيافته، طىّ دو دهه اخير، به نحو مصيبتبارى بر گستره ناهنجارىهاى اخلاقى افزوده است.
توسعه شهرهاى كلان و مدرن، سوق دادن تمامى مناسبات اقتصادى بر محور صنعت، بسط و گسترش ميدان عمل زنان و دختران در همه عرصههاى تحصيلى و اشتغال و دهها بند ديگر از اين دكترين شيطانى، در خود و با خود، همه زمينههاى سوق دادن جوامع سنّتى به سوى مدرنيته، مصرف بىاندازه، بيكارى مردان، بىميلى به ازدواج و تشكيل خانواده و ... را پوشيده دارد.
اثرات وضعى هر يك از اين بندها را در بسط ناهنجارىهاى اخلاقى و جنسى مىتوان مشاهده و مطالعه كرد.
ساكنان غربى، در آخرين منزلگاه مدرنيته، در حال تجربه پيامدهاى سوء اخلاقى، خانوادگى و هوّيتند و ساكنان شرقى زمين، در ايستگاههاى چهارم يا پنجم، در شرايطى بحرانى و انفعالى، وجوهى از ناهنجارىها را به تجربه نشستهاند.
كلام آخر اينكه؛ چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.
ايّام ويژه سور و سوگ اولياء الله، كه در طول سال به نحوى و به نوعى آنها را نيز پاس مىداريم، نكات لطيفى براى شنيدن و متذكّر شدن دارند. به ويژه ايّام و اعيادى همچون شعبان المعظّم و ميلاد مسعود حضرت خاتم الاوصياء (ع).
يكى از اذكار اين اوقات و ايّام اين است كه: اى مسلمانان بىامام نيستيد؛ چنانكه هيچيك از اقوام ديگر، «بىامام» نيستند. هركس با امام خودش سير و سفر مىكند و با همو نيز محشور مىشود. مگر ممكن است حوزه وسيع و بزرگ فرهنگى و تمدّنى مدرن بىامام باشد؟
هيچ از امام اين حوزه پرسش كردهايم؟
تذكّر ديگر اين است كه اى مسلمانان و اى مؤمنان! امام شما در پس پرده غيبت است.
آيا هيچ از «راز غيبت»، و «راه بيرونرفت» از اين وضعيت اضطرارى كه بدان مبتلا شدهايم، پرسش كردهايم؟
تذكّر سوم اين است كه اى مردم! چنانكه نظر و عمل شما، باورها، فرهنگ و معاملات و مناسبات فردى شما، همسو و هماهنگ با خاستگاه آن امام معصوم (ع) نباشد، در ادامه غيبت و تجربه بحرانها، از سعادت اخروى نيز دور مىافتيد.
چهارمين ذكر اين ايّام مىفرمايد:
حوزه فرهنگ و تمدّن جاهلى مدرن، بىامام و بىحجّت خداست. حوزه تمدّنى جاهلى، به جاى ايشان، انسان آكنده از «هواجس و خودبنيادى» بر مسند قدرت تكيه زده است.
از اين رو، در انتهاى جاده كور و كر مدرن، بحران و بنبست در انتظار انسان نشسته است. حتّى اگر بر بلنداى همه ابنيّه و عمارتش، با كاشى هفت رنگ، كلمه طيّبه توحيد نقش بسته باشد. مسلمانان بايد دريابند كه با تظاهر و تزيين و شعارهاى تهى از حقيقت، به حوزه فرهنگى و تمدّنى مهدوى نمىرسند.