ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - اشاره
و مسلمانان به خاستگاه و پيشينهاشان برنگشتند؛ بلكه مسلمانان در آيينه غرب، خودشان را مىبينند، نه در آيينه شرق.
روزى كه ياد بگيرند كه در آيينه شرق، شرقى كه عصاره و فشردهاش مىشود وحى و كلام وحيانى، خودشان را ببينند؛ روزىكه انسان شرقى و مسلمان بياموزد كه در آيينه شرق، يعنى وحى و كلام وحيانى خودش را ببيند، وضعش عوض مىشود. اين اتّفاق هم ابتدا بايد در نزد معلّمان ما بيفتد، نه در دختران چهارده ساله خيابانها. در بين معلّمان بزرگ و نه معلّمان جزئى ابتدايى كه فارسى و فيزيك و شيمى درس مىدهند. بايد در ميان معلّمان اصلى اتّفاق بيفتد؛ يعنى كسانى كه در شكل كلان در مباحث بزرگ در حوزه فرهنگى و تمدّنى مىخواهند، بينديشند و فكر كنند و راهبرد بدهند؛ در واقع بايد در حوزه مطالعات استراتژيك به شكل جدّى موضوع وارد شود.
دويست سال است كه شرق به اين موضوع مبتلا است. موضوع تازه نيست. بعد از اين هم خواهد بود. قصّه گفتوگوى شما هم يك موج است. يك رساله است كه نوشته مىشود و مىرود كنار ساير رسالهها. بقيه دوباره همان سير را ادامه مىدهند. به همين دليل است كه در وقت نسخه پيچيدن براى علاج درد هم مىگوييد: از اين به بعد راديو و تلويزيون حجاب را تشويق كنند؛ در حالىكه در همان قطار نشستهايم؛ قطار مدرنيته دارد شما را مىبرد، بايد از اين قطار پياده شويد و اگر جنوبى هستيد، به سمت جنوب حركت كنيد. تا زمانى كه ما مانند قحطىزدگان به زندگى مدرن چشم دوختهايم و مدرنيته را لازم براى حيات، بلكه لازمه حيات مىشناسيم، ما در اينباره هيچ اتّفاق بزرگى را نمىتوانيم شاهد باشيم.
\* پس يعنى فاتحه ما خوانده است؟
نه؛ اتّفاقاً مىخواهم بگويم كه نبايد با ساده لوحى به اين قضيه نگاه كنيم؛ بلكه بايد متفكّرانه به اطرافمان نگاه كنيم. نبايد خودمان را با مشغول كنيم.
اجزا به كلّ پيوند دارند. ارتباط اجزا با هم و ارتباط جزء با كل است. در تعريف از تفكّر مىگويند:
|
«تفكّر رفتن از باطل سوى حق |
به جزو اندر بديدن كلّ مطلق.» |