ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصدو هفتاد و چهارم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
من هجده سال دارم!
٤ ص
(٤)
اى كاش جوانان ما را مى كشتند!
٦ ص
(٥)
راز برهنگى در عصر غلبه تكنولوژى بخش دوم
٨ ص
(٦)
اشاره
٩ ص
(٧)
آيا در روايات ظهور، به داعش اشاره شده است؟
١٣ ص
(٨)
رجعت (بخش اوّل)
١٦ ص
(٩)
درآمد
١٦ ص
(١٠)
رجعت و تشيّع
١٦ ص
(١١)
رجعت در تاريخ
١٨ ص
(١٢)
رجعت كنندگان
١٩ ص
(١٣)
فلسفه رجعت
٢٠ ص
(١٤)
ادلّه اثبات رجعت
٢٠ ص
(١٥)
دليل عقلى رجعت
٢٠ ص
(١٦)
گلستانه
٢٢ ص
(١٧)
آبروى خاك
٢٢ ص
(١٨)
جمعه موعود
٢٢ ص
(١٩)
صبح صادق
٢٣ ص
(٢٠)
بيا كه عشق ببارد
٢٣ ص
(٢١)
جاهليت، يك مفهوم نه يك زمان
٢٤ ص
(٢٢)
آيات چهارگانه جاهليّت
٢٤ ص
(٢٣)
عوامل جهالت زا
٢٤ ص
(٢٤)
1 خودپرستى
٢٤ ص
(٢٥)
2 دنياطلبى
٢٦ ص
(٢٦)
3 روى گردانى از حكم خدا
٢٧ ص
(٢٧)
4 بى تقوايى
٢٧ ص
(٢٨)
5 خودآرايى
٢٨ ص
(٢٩)
توصيه قرآن به زنان مسلمان
٢٨ ص
(٣٠)
سياست خارجى
٢٩ ص
(٣١)
1 فروتنى نكردن در كلام
٢٩ ص
(٣٢)
2 آگاهانه سخن گفتن
٢٩ ص
(٣٣)
سياست داخلى
٣٠ ص
(٣٤)
1 حفظ ثبات در خانواده
٣٠ ص
(٣٥)
2 پرهيز از خودنمايى
٣٠ ص
(٣٦)
3 اقامه نماز، پرداخت زكات
٣٠ ص
(٣٧)
4 اطاعت از خدا و پيامبر
٣١ ص
(٣٨)
5 وحى گسترى و حكمت پرورى
٣١ ص
(٣٩)
انديشه هاى مثبت، انديشه هاى منفى
٣٢ ص
(٤٠)
مثبت نگران و منفى انديشان
٣٣ ص
(٤١)
مثبت انديشى در كلام نبوى (ص)
٣٣ ص
(٤٢)
1 ميانه روى
٣٣ ص
(٤٣)
2 شناخت حدود
٣٣ ص
(٤٤)
3 خوش گمانى
٣٣ ص
(٤٥)
4 يادآورى زيبايى ها
٣٣ ص
(٤٦)
5 سنجيده كارى
٣٤ ص
(٤٧)
6 قضاوت عادلانه
٣٤ ص
(٤٨)
7 اميدوارى
٣٤ ص
(٤٩)
8 سادگى و عدم تكلّف
٣٤ ص
(٥٠)
9 استفاده از كلمات مثبت
٣٤ ص
(٥١)
10 ايمان به همراهى خداوند
٣٥ ص
(٥٢)
برخى نمونه هاى ديگر
٣٥ ص
(٥٣)
1 قدر زندگى را دانستن
٣٥ ص
(٥٤)
2 پرهيز از حسد
٣٥ ص
(٥٥)
3 پرهيز از بخل
٣٥ ص
(٥٦)
4 نظر به زيردستان
٣٥ ص
(٥٧)
5 پرهيز از تنهايى
٣٥ ص
(٥٨)
6 تفريح و سرگرمى
٣٥ ص
(٥٩)
7 گشاده رويى
٣٥ ص
(٦٠)
معمارى و خانه سازى در عصر حكومت امام مهدى (ع)
٣٦ ص
(٦١)
اشاره
٣٦ ص
(٦٢)
آثار سوء و مخرّب معمارى سكولار و غيردينى
٣٦ ص
(٦٣)
1 معمارى دين گريز
٣٦ ص
(٦٤)
2 معمارى تجمّل گرا
٣٦ ص
(٦٥)
3 معمارى سلامت گريز
٣٧ ص
(٦٦)
4 معمارى فردگرا
٣٨ ص
(٦٧)
5 معمارى خودنما
٣٨ ص
(٦٨)
6 معمارى بدگرا
٣٨ ص
(٦٩)
احكام و آداب خانه سازى
٣٩ ص
(٧٠)
معمارى اسلامى در عصر حكومت امام مهدى (عج)
٤٠ ص
(٧١)
1 بستن پنجره هاى مشرف به كوچه ها
٤٠ ص
(٧٢)
2 برچيده شدن بالكن ها و ناودان ها
٤٠ ص
(٧٣)
3 تخريب خانه هاى مشرف به خانه همسايه ها
٤٠ ص
(٧٤)
مساجد در عصر ظهور
٤١ ص
(٧٥)
منع از تخريب مساجد
٤١ ص
(٧٦)
تخريب مساجد ملعونه
٤١ ص
(٧٧)
توسعه فيزيكى مساجد
٤١ ص
(٧٨)
تغييرات در مسجدالحرام و مسجدالنّبى (ص)
٤١ ص
(٧٩)
مسجد مركز حكومت و سكونت
٤٢ ص
(٨٠)
مسجد، دانشگاه علوم قرآن
٤٢ ص
(٨١)
حجره هاى كسب و تجارت
٤٢ ص
(٨٢)
درسى از قرآن
٤٤ ص
(٨٣)
غيبت باوران كيانند؟
٤٤ ص
(٨٤)
آنچه از شما نمى پسنديم!
٤٤ ص
(٨٥)
ويژه نامه شبكه هاى ضدّ اجتماعى
٤٥ ص
(٨٦)
سونامى در فضاى مجازى
٤٦ ص
(٨٧)
مقام معظّم رهبرى
٤٦ ص
(٨٨)
پيشنهاد مى كنيم
٤٧ ص
(٨٩)
اكنون در اينترنت چه مى گذرد؟!
٤٧ ص
(٩٠)
نگاهى گذرا به اينترنت كشور
٤٨ ص
(٩١)
نكته مهم
٤٩ ص
(٩٢)
مقايسه اى بين اينترنت ايران و آمريكا
٤٩ ص
(٩٣)
نقص در معرفى اينترنت
٥٠ ص
(٩٤)
چالش هاى فيلترينگ در شرايط كنونى و ارتباطات رمز شده غيرقابل تفكيك
٥٠ ص
(٩٥)
بى توجّهى به چالش حفظ امنيّت و حريم خصوصى
٥٠ ص
(٩٦)
جنگ به روش نظامى ها
٥١ ص
(٩٧)
نسل سوم تلفن همراه از ديدگاه غربيان
٥٢ ص
(٩٨)
اينترنت در آينه آمار
٥٣ ص
(٩٩)
پورنوگرافى به روايت آمار
٥٣ ص
(١٠٠)
بر اساس آخرين آمار وزارت ارتباطات ايران
٥٤ ص
(١٠١)
طبق اعلام گوگل
٥٤ ص
(١٠٢)
فيلترينگ در برخى كشورها
٥٤ ص
(١٠٣)
فيلترينگ در ايران
٥٤ ص
(١٠٤)
فلسفه امنيّتى، اطّلاعاتى سرويس هاى پيام رسان فورى
٥٥ ص
(١٠٥)
نتيجه گيرى
٥٨ ص
(١٠٦)
كفّاره واتس آپ
٦٠ ص
(١٠٧)
كفّاره
٦٠ ص
(١٠٨)
تعريف كفّاره دوم
٦٠ ص
(١٠٩)
ربطش به واتس آپ چيست؟
٦٠ ص
(١١٠)
1 فراغت بى برنامه
٦١ ص
(١١١)
2 فراغت انفعالى
٦١ ص
(١١٢)
3 فراغت فعّال
٦١ ص
(١١٣)
واتس آپ
٦٢ ص
(١١٤)
پيام هاى واتس آپ
٦٢ ص
(١١٥)
كفّاره اوّل
٦٢ ص
(١١٦)
كفّاره سوم
٦٢ ص
(١١٧)
كفّاره چهارم (كفّاره اصلى)
٦٣ ص
(١١٨)
سلطنت غول هاى مجازى!
٦٣ ص
(١١٩)
غول چراغ جادو!!!
٦٣ ص
(١٢٠)
نگاهى به اينترنت، فيلترينگ و شبكه هاى اجتماعى
٦٥ ص
(١٢١)
صهيونيسم
٦٦ ص
(١٢٢)
بد نيست كه همه بدانند!
٦٧ ص
(١٢٣)
خبرهايى درباره شبكه هاى اجتماعى
٦٧ ص
(١٢٤)
مشكلات واقعى، ابزار مجازى
٧٤ ص
(١٢٥)
چراغ جادو
٧٤ ص
(١٢٦)
سرزمين عجايب
٧٥ ص
(١٢٧)
حكايت همچنان باقى است
٧٦ ص
(١٢٨)
راهكارهايى براى خانواده ها
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - رجعت و تشيّع

رجعت (بخش اوّل)

هادى صادقى‌

درآمد

رجعت از آموزه‌هاى اختصاصى شيعه است. رجعت در لغت، به معناى بازگشت است و در اصطلاح، به معناى بازگشت جمعى از مردگان مؤمن و كافر به زندگى دنيا هنگام قيام حضرت مهدى (عج) است تا كافران مجازات دنيوى خود را ببينند و مؤمنان نيز ضمن مشاركت در قيام حضرت مهدى (عج) از مجازات كافران خشنود گردند.[١] درباره زمان دقيق رجعت، سه احتمال وجود دارد: كمى قبل از قيام، هم‌زمان با آغاز قيام و كمى بعد از قيام حضرت مهدى (عج).[٢] در هر صورت، مى‌توان از تعبير هنگام قيام استفاده كرد تا اينكه هر سه احتمال را در برگيرد.[٣]

بسيارى از انديشمندان، با توجّه به روايات اين باب، رجعت را خاصّ كسانى مى‌دانند كه در ايمان يا كفر خالص باشند. امام صادق (ع) مى‌فرمايند:

«إِنَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتْ بِعَامَّةٍ بَلْ هِىَ خَاصَّةٌ، لَا يَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضا؛[٤]

رجعت عمومى نيست؛ بلكه جنبه خصوصى دارد. تنها گروهى بازگشت مى‌كنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند.»

رجعتِ اصطلاحى با رجعتى كه برخى كافران در آستانه مرگ طلب مى‌كنند، متفاوت است. «قرآن كريم» آرزوى بازگشت كافران را چنين نقل مى‌كند:

«حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّى أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُون؛[٥]

تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد، مى‌گويد: پروردگارا، مرا بازگردانيد. شايد من در آنچه وانهادم كار نيكى انجام دهم. نه چنين است. اين سخنى است كه او گوينده آن است و پيشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.»

قرآن كريم ادّعاى آنها را تكذيب مى‌كند و مى‌فرمايد:

«وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُون؛[٦]

و اگر هم بازگردانده شوند، قطعاً به آنچه از آن منع شده بودند، برمى‌گردند و آنان دروغگويند.»

با استفاده از آيات ذكر شده و با توجّه به معناى رجعت، مى‌توان فهميد ميان رجعت اصطلاحى و اين آرزوى كافران، دست كم، چهار تفاوت وجود دارد:

١. درخواست كافران براى از سرگيرى عمل است؛ امّا رجعت كافران براى عمل نيست؛

٢. اراده كننده در رجعت خداوند است؛ امّا درخواست بازگشت كافران از سوى خود آنهاست؛

٣. هدف در رجعت، مجازات كافران است؛ امّا هدف كافران از بازگشت به دنيا، رهايى از مجازات است؛

٤. در تحقّق هدف رجعت، تخلّفى نيست؛ ولى در تحقّق هدف كافران، خلاف است؛ يعنى آنان دروغ مى‌گويند و اگر بازگردند، به آنچه گفته بودند، عمل نمى‌كنند.

رجعت به صورت احياى دوباره زندگى دنياست. بنابراين بايد روح به بدن بازگردد و بازگشتى جسمانى صورت پذيرد. نه فقط بازگشتى روحانى. بر اساس روايات اسلامى، بازگشت روحانى، براى بسيارى از مؤمنان اتّفاق مى‌افتد. آنان در مواقعى خاص، همچون جمعه، اجازه مى‌يابند كه سوى اهل منزل خود بروند و احوال آنان را مشاهده كنند؛ امّا اين بازگشت روحانى، غير رجعت است كه در آن، روح به بدن بازمى‌گردد و انسان زندگى جسمانى را از سر مى‌گيرد.

البتّه از كلمات بعضى از قدماى علماى شيعه و همچنين از سخنان مرحوم طبرسى در «مجمع البيان» برمى‌آيد كه اقلّيت بسيار كوچكى از شيعه، رجعت را به معناى بازگشت دولت و حكومت اهل بيت (ع) تفسير مى‌كردند؛ نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان. مرحوم طبرسى مى‌گويد كه مخالفت آنها طورى است كه لطمه‌اى به اجماع نمى‌زند.[٧]

رجعت و تشيّع‌

بسيارى از انديشمندان، اعتقاد به رجعت را از ضروريّات‌[٨] مذهب تشيّع‌[٩] و انكار آن را موجب خروج از مذهب مى‌دانند.[١٠]

شايد ضرورى دانستن اعتقاد به رجعت، از رواياتى ناشى شده باشد كه يكى از شرايط انتساب به تشيّع و اهل بيت (ع) را اعتقاد به رجعت، اعلام كرده است؛ مانند:

قَالَ الصَّادِقُ ع: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِكَرَّتِنَا وَ يَسْتَحِلَّ مُتْعَتَنَا؛[١١]

از ما نيست كسى كه به بازگشت ما ايمان نداشته باشد و متعه را حلال نداند.»

احتمال ديگر اين است كه به دليل كثرت روايات اين باب- كه از حدّ تواتر فزون است- و اهمّيت و اعتبار برخى از اين روايات، اعتقاد به رجعت را از ضروريّات مذهب دانسته‌اند؛ امّا برخى از معاصران، منكر ضرورى بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات روايات مربوط، وابسته دانسته‌اند؛[١٢] امّا گويا مقصود آنان اين بوده كه اعتقاد به رجعت از اصول دين نيست؛[١٣] وگرنه با توجّه به كمّيت و كيفيت احاديث رجعت، بايد آن را از ضروريّات مذهب دانست؛ هرچند از فروع اعتقادى است.[١٤]

علّامه مجلسى، درباره كمّيت و كيفيت احاديث رجعت مى‌گويد:

چگونه ممكن است كسى به صدق گفتار ائمّه (ع) و اهل بيت (ع) ايمان داشته باشد و احاديث متواتر رجعت را نپذيرد؟ احاديث صريحى كه شماره آن به حدود دويست حديث مى‌رسد كه چهل و چند نفر از