ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - رجعت و تشيّع
رجعت (بخش اوّل)
هادى صادقى
درآمد
رجعت از آموزههاى اختصاصى شيعه است. رجعت در لغت، به معناى بازگشت است و در اصطلاح، به معناى بازگشت جمعى از مردگان مؤمن و كافر به زندگى دنيا هنگام قيام حضرت مهدى (عج) است تا كافران مجازات دنيوى خود را ببينند و مؤمنان نيز ضمن مشاركت در قيام حضرت مهدى (عج) از مجازات كافران خشنود گردند.[١] درباره زمان دقيق رجعت، سه احتمال وجود دارد: كمى قبل از قيام، همزمان با آغاز قيام و كمى بعد از قيام حضرت مهدى (عج).[٢] در هر صورت، مىتوان از تعبير هنگام قيام استفاده كرد تا اينكه هر سه احتمال را در برگيرد.[٣]
بسيارى از انديشمندان، با توجّه به روايات اين باب، رجعت را خاصّ كسانى مىدانند كه در ايمان يا كفر خالص باشند. امام صادق (ع) مىفرمايند:
«إِنَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتْ بِعَامَّةٍ بَلْ هِىَ خَاصَّةٌ، لَا يَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضا؛[٤]
رجعت عمومى نيست؛ بلكه جنبه خصوصى دارد. تنها گروهى بازگشت مىكنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند.»
رجعتِ اصطلاحى با رجعتى كه برخى كافران در آستانه مرگ طلب مىكنند، متفاوت است. «قرآن كريم» آرزوى بازگشت كافران را چنين نقل مىكند:
«حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّى أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُون؛[٥]
تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد، مىگويد: پروردگارا، مرا بازگردانيد. شايد من در آنچه وانهادم كار نيكى انجام دهم. نه چنين است. اين سخنى است كه او گوينده آن است و پيشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.»
قرآن كريم ادّعاى آنها را تكذيب مىكند و مىفرمايد:
«وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُون؛[٦]
و اگر هم بازگردانده شوند، قطعاً به آنچه از آن منع شده بودند، برمىگردند و آنان دروغگويند.»
با استفاده از آيات ذكر شده و با توجّه به معناى رجعت، مىتوان فهميد ميان رجعت اصطلاحى و اين آرزوى كافران، دست كم، چهار تفاوت وجود دارد:
١. درخواست كافران براى از سرگيرى عمل است؛ امّا رجعت كافران براى عمل نيست؛
٢. اراده كننده در رجعت خداوند است؛ امّا درخواست بازگشت كافران از سوى خود آنهاست؛
٣. هدف در رجعت، مجازات كافران است؛ امّا هدف كافران از بازگشت به دنيا، رهايى از مجازات است؛
٤. در تحقّق هدف رجعت، تخلّفى نيست؛ ولى در تحقّق هدف كافران، خلاف است؛ يعنى آنان دروغ مىگويند و اگر بازگردند، به آنچه گفته بودند، عمل نمىكنند.
رجعت به صورت احياى دوباره زندگى دنياست. بنابراين بايد روح به بدن بازگردد و بازگشتى جسمانى صورت پذيرد. نه فقط بازگشتى روحانى. بر اساس روايات اسلامى، بازگشت روحانى، براى بسيارى از مؤمنان اتّفاق مىافتد. آنان در مواقعى خاص، همچون جمعه، اجازه مىيابند كه سوى اهل منزل خود بروند و احوال آنان را مشاهده كنند؛ امّا اين بازگشت روحانى، غير رجعت است كه در آن، روح به بدن بازمىگردد و انسان زندگى جسمانى را از سر مىگيرد.
البتّه از كلمات بعضى از قدماى علماى شيعه و همچنين از سخنان مرحوم طبرسى در «مجمع البيان» برمىآيد كه اقلّيت بسيار كوچكى از شيعه، رجعت را به معناى بازگشت دولت و حكومت اهل بيت (ع) تفسير مىكردند؛ نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان. مرحوم طبرسى مىگويد كه مخالفت آنها طورى است كه لطمهاى به اجماع نمىزند.[٧]
رجعت و تشيّع
بسيارى از انديشمندان، اعتقاد به رجعت را از ضروريّات[٨] مذهب تشيّع[٩] و انكار آن را موجب خروج از مذهب مىدانند.[١٠]
شايد ضرورى دانستن اعتقاد به رجعت، از رواياتى ناشى شده باشد كه يكى از شرايط انتساب به تشيّع و اهل بيت (ع) را اعتقاد به رجعت، اعلام كرده است؛ مانند:
قَالَ الصَّادِقُ ع: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِكَرَّتِنَا وَ يَسْتَحِلَّ مُتْعَتَنَا؛[١١]
از ما نيست كسى كه به بازگشت ما ايمان نداشته باشد و متعه را حلال نداند.»
احتمال ديگر اين است كه به دليل كثرت روايات اين باب- كه از حدّ تواتر فزون است- و اهمّيت و اعتبار برخى از اين روايات، اعتقاد به رجعت را از ضروريّات مذهب دانستهاند؛ امّا برخى از معاصران، منكر ضرورى بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات روايات مربوط، وابسته دانستهاند؛[١٢] امّا گويا مقصود آنان اين بوده كه اعتقاد به رجعت از اصول دين نيست؛[١٣] وگرنه با توجّه به كمّيت و كيفيت احاديث رجعت، بايد آن را از ضروريّات مذهب دانست؛ هرچند از فروع اعتقادى است.[١٤]
علّامه مجلسى، درباره كمّيت و كيفيت احاديث رجعت مىگويد:
چگونه ممكن است كسى به صدق گفتار ائمّه (ع) و اهل بيت (ع) ايمان داشته باشد و احاديث متواتر رجعت را نپذيرد؟ احاديث صريحى كه شماره آن به حدود دويست حديث مىرسد كه چهل و چند نفر از