ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - ١ خودپرستى
جاهليت، يك مفهوم نه يك زمان
سيّد على اكبر پرورش
در چهار آيه از «قرآن»، از جاهليّت سخن گفته شده و معمولًا در اين آيات، جاهليّت به عنوان يك مفهوم تلقّى شده است؛ نه يك زمان. دليل اينكه در پارهاى از متون اسلامى به جاهليّت قبل از اسلام نيز اشاره شده، اين است كه نويسنده خواسته است از يك روش مقايسهاى بيان وضعيت انسانها در زمان جاهليّت و تعالى و رشد آنها در نظام اسلامى استفاده كند؛ ولى در اينگونه متون نيز به خصلتهاى جاهلى تكيه شده است؛ نه به زمان جاهلى. اگر جاهليّت، محدود به يك دوره زمانى باشد، معنايش اين است كه آيندگان مىپندارند آن زمان، سپرى و دفن شده است؛ در حالىكه اين پديده در هر زمان و مكان، امكان بروز دارد و آنگاه كه بذر خصلتهاى جاهلى در سرشت يك فرد يا يك جامعه افكنده شود، جوانه زده و به شجره خبيثه تبديل خواهد شد. پس جاهليّت مىتواند زمان شمول و مكان شمول باشد.
اينك با همان ديدگاه قرآن درباره مفهوم جاهليّت، به سراغ اين آيات مىرويم تا با خصلتها و ويژگىهاى اين موضوع آشنا شده، در يك مقايسه بفهميم كه آيا اين بذر در وجود ما و جامعه ما نيز جاى گرفته است يا نه. آيا اين نهال ناپاك در جان ما ريشه دوانده است يا نه و اگر چنين است، درمانش را از قرآن بخواهيم كه «شِفاءٌ لِما فِى الصُّدُور»[١] است.
آيات چهارگانه جاهليّت
آيات چهارگانهاى كه از جاهليّت سخن مىگويد، عبارتند از:
١. «يَظُنُّونَبِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ؛[٢]
بر اساس انگارهها و پندارهاى جاهلى خويش به خدا هم گمان ناحق مىبرند.»
٢. «أَفَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ؛[٣]
با اينكه به نظام اسلام رهيافتهاند، آيا باز هم بر حكم جاهليّت سر مىسايند؟»
٣. «إِذْجَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ؛[٤]
آنگاه كه تب جاهلى، سراچه قلوب كافران حقپوش را فرا گرفت ...»
٤. «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى؛[٥]
اى زنان پيامبر! در خانههايتان ثابت باشيد و خويشتن را به خودآرايىهاى جاهليّت پيشين نيالاييد.»
در آيات فوق، «قرآن كريم»، پندارها، خودآرايىها و خودگرايىهاى جاهلى را به عنوان يك مفهوم طرح نموده و مىبينيم كه اين پديده متعفّن و هستىسوز، توان آن را دارد كه اجتماع مسلمانان را در هم شكند و به جان و دل و روان عدّهاى از آنان ره يابد و لباس ذلّت و اسارت و حقارت را بر اندام آنان بپوشاند.
اين قسمت از آيات، بيانگر اين نكته است كه جاهليّت يك مفهوم است؛ نه يك زمان؛ ليكن بررسى بيشتر، اين معمّا را براى ما روشن مىكند كه جاهليّت بر محور كدامين خصلت دور مىزند و با وجود كدامين صفت است كه اين مفهوم در جان انسان نقش مىبندد و از رهگذر كدامين دانه فريبندهاى است كه هُماى سعادت آدمى به دام جاهليّت مىافتد و خلاصه تحت تأثير كدامين انديشه و خواسته، جاهليّت در وجود آدمى شكل مىگيرد؟
عوامل جهالت زا
١. خودپرستى
«وَطائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ؛[٦]
و گروهى فقط و فقط به خود مىانديشند و فقط خود را مىخواستند و ديگر هيچ.»
اين مطلب بيانگر هسته مركزى پديده جاهليّت، يعنى خودخواهى، خودبينى، خود را نگريستن و به خود توجّه داشتن و به تعبير زيباى