ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - من هجده سال دارم!
امام على (ع) مىفرمايند:
«قلب نوجوان، مانند زمين آماده است كه هر بذرى در آن افشانده شود، مىپذيرد.»
اوّلين روزى كه در طولانىترين خيابان اين ديار، يعنى خيابان ولىّعصر (عج) تهران، بر طولانىترين اتوبوسى كه از بام تا شام، از جنوب تا شمال شهر را زير چرخهاى خود دارد طولانىترين تبليغ تجارى، با عبارت: من هجده سال دارم! را ديدم، از آن سر در نياوردم. شايد به اين دليل بود كه سالهاى زيادى از هجده سالگىام گذشته و رنگ خاكسترى موهاى سرم، مجال دريافت سريع پيامها را از من ربوده است. ترديدى ندارم كه مشاهده اين عبارت و عكس بلندبالاى جوانى كه به تازگى مرز نوجوانى را پشت سر گذاشته و برق معصوميت را در چشمانش مىشود ديد، جمع بزرگى از مردان را از سويى، به ياد دوران اوّليه جوانىاشان مىاندازد و از سويى، به جوانى نوخط كه در خانه دارند.
اى كاش! مردانى كه در لباس پدر، با هزاران اميد، چشم به آينده جوانانشان دوختهاند و همواره و در اوّلين عبارت دعايى، خواهان سعادت آنهايند، از آنچه كه از بام تا شام جوانانشان را تهديد مىكند و از دامهاى پرزرق و برقى كه ابليس فراروى سرمايههاى دنيايى و آخرتى آنان چيده است، باخبر شوند.
حيف! در چنين وقتى است كه طولانىترين واژه پرسشى، يعنى: «چرااااا؟» سرتا سر وجودشان را اشغال مىكند؛ در حالىكه هيچ پاسخ آرامشبخشى از سوى صدها نهاد و سازمان رسمى و غيررسمى كه عرض و طولشان، پهناى اين وطن اسلامى را اشغال كرده است و بابت مسئوليتهايى كه بر دوششان نهادهاند و هزاران ميليارد تومان در سال برايشان هزينه مىشود، دريافت نمىكنند.
در طولانىترين تبليغ تجارى نقش بسته بر طولانىترين اتوبوس آمده بود:
٦٠٠٠ دقيقه تماس صوتى رايگان
٦٠٠٠ عدد پيامك رايگان
١٢٠٠ مگابايت اينترنت رايگان
به علاوه يك سيم كارت اعتبارى هديه، براى جوانى كه پاى در هجدهيمن سال زندگىاش گذارده است.
بذل و بخشش حاتمگونهاى كه چشم هر بينندهاى را خيره مىسازد و هوش از سرش مىربايد.
به خودم گفتم: جَلّالخالق، بالأخره يكى پيدا شده كه بىزحمت و بىمنّت، درهاى گنجينه را گشوده و بار عام مىدهد. كاش من هم يك بار ديگر هجده ساله مىشدم و از خوان كرم گشوده شده، بهرهاى مىبردم!
هركسى با چند روز وبگردى (و به عبارت صريحتر ولگردى) مىتواند دريابد كه اينگونه بذل و بخششها، چندان هم بىمزد و منّت نيست، كنتور درآمد جهنّمى شركتهاى ارائه كننده خدمات مخابراتى و اينترنتى، از زمانى با سرعتى نجومى به كار مىافتد كه يكى از اين كارتهاى پيچيده شده در بستههاى چشمنواز از حالت انتظار خارج شده و فعّال مىشود. جستوجويى بىپايان در اقيانوسى بىكرانه. شربى مدام از چشمه آبىشور كه هر لحظه بر تشنگى مىافزايد.
در اين شهر بىدروازه و پاسبان و در اوج غليان و شور جنسى، به ناگهان درهاى شهر شيطانى و شهوانى بر جوانان باز مىشود تا بىهيچ دردسر و بىترس از هر شحنه و گزمه، كرانه هاى آن را در نورديده و