ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - همه چيز برهنه است، همه برهنه اند!
جوامع سنّتى شرقى و از جمله مسلمانان، هيچگاه مجال جدّى تفكّر درباره مبادى و مبانى علوم جديد و نقد بنيادين آن را نيافتهاند؛ در حالىكه جملگى اين جوامع، علوم جديد را كه برخاسته از دريافتهاى عصر جديد (مدرن) و متّكى به آراى علماى مبشّر و مبلّغ عصر جديد غربىاند، در جان نونهالان و محصّلان و دانشجويان تزريق مىكنند و با آذين بستن صفحاتى از منشورات ترجمه شده، با عباراتى شرقى و اسلامى، آنهمه را شرقى و اسلامى مىنمايانند. در واقع، نظامهاى آموزشى، آموزههاى جهان مدرن را اسلاميزه مىكنند.
از قديم گفتهاند، درخت را از ميوهاش مىشناسند، آيا جز اين است كه جمله دانشآموختگانِ ما، حاصل و محصول همين درخت، يعنى نظام آموزشىاند؟
مگر جز اين است كه نخبهترين اين دانشآموختگان، بيشترين تطابق و سازگارى را با نيازها و مطالبات جوامع غربى دارند و در طرفةالعينى، بار سفر را بسته و كوچ مىكنند؟
شهر برهنه، خانه برهنه، نظام آموزشى برهنه و نظام مالى برهنه، لاجرم انسان برهنه مىپرورد. بدين سبب، بىحجابى شهرهاى مدرن، به مراتب بيشتر از بىحجابى خانمها در ميادين اين شهرها است.
هركه و هرچه در برابر اغيار مصونيت نداشته باشد، برهنه است.
چنانچه مبتنى بر مطالعات فرهنگى، به جهان پيرامون مىنگريستيم، درمىيافتيم كه اصلاح ناهنجارىهاى اخلاقى و برهنگى، كه ناگزير به تعدّى و تجاوزِ آشكار جنسى مىانجامد، نيازمند حركتى بنيادين و فراگير است.
از نظر نگارنده، ميان برهنگى و تجاوز آشكار جنسى، در ميان برخى از زنان و مردان و بانكدارى قوامدهنده و نظمدهنده به نظام اقتصادى متّكى به سرمايهدارى عصر مدرن، هيچ فرقى نيست. پوشش زنان همان اندازه از حقيقت اسلام تهى است كه نظام پولى و مالى؛ به همان سان كه شهرسازان، در اثر برهنگى فكرى و فرهنگى، شهرهايى را بر مىكشند كه فاقد هرگونه پوشش و صفت پوشيدگى است.
ساكنان شرق، به دليل شيفتگى بسيارشان به جهان مدرن، همه آنچه را كه به عنوان زشتى، پليدى، هرزگى و گناه در نظام فرهنگى دينى مىشناسند و مصاديق تمام عيارش را در غرب و در ميان مناسبات ساكنان غرب مشاهده مىكنند، «زايد» بر حوزه فرهنگى و تمدّنى مدرن، ارزيابى مىكنند و ميان آنچه مكروه مىنمايد و ذات آن حوزه، نسبتى نمىشناسند يا مايل نيستند كه بشناسند.
امروزه، مفهوم و مصداق «هرزگى و هرزهنگارى»، با مفهوم «پورنوكراسى» گره خورده است. «پورنوكراسى» فرايندى است كه در آن، «هواى نفس» و «شهوات انسانى» بر انسان و جوامع، حكومت مىكند. مگر جز اين است كه «غلبه هواى نفس»، ترجمه «اومانيسم» و اومانيسم، جان مايه تفكّر و فرهنگ غرب مدرن است.
«پورنوكراسى»، تنها يكى از مراتب و مراحل سير و سلوك انسان غرب بر ريل اومانيسم و خودبنيادى است كه در اين دوره، مجال ظهور و بروز يافته است.
بسيار مضحك مىنمايد چنانچه شخصى همچون رئيس جمهور آمريكا، در چنين موقعيتى از فروپاشيدگى خانواده يا زنازادگى گلايه سردهد. تنها مردانى احمق، همچون اوباما، نويسنده كتاب «جسارت اميد» مىتواند از افسارگسيختگى و زنازادگى گلايه كرده و اعلام دارد: بيش از ٥٠% از افراد با هويت آمريكايى از پدر حقيقى خود اطّلاع ندارند و پس از آن، مديريت جامعه آمريكايى را سخت ارزيابى كند؛ در حالىكه جمله نظام مادّى و فرهنگى غالب غربى، برخاسته از برهنگى فكرى است.
چگونه است كه دردمندان از اينهمه، غفلت ورزيده و به سراغ عوارض رفتهاند و گمان مىبرند با پوشيدن عوارض، جامعهاى سالم و صالح خواهند داشت. اين به آن مىماند كه آرايشگرى بخواهد دُمل برآمده بر صورت بيمارى را با موادّ آرايشى بپوشاند.
اين دُمل، دير يا زود، سر باز مىكند و دهها مرتبه بدتر از قبل، زشتى و آلودگى و كثافت خود را مىنماياند.
چشمان ظاهربين، تنها برهنگى را در صحن كوى و برزن و در چهره و سيماى زنان مىنگرد و از ديدار برهنگى فراگير كه همه حوزهها را در خود فرو مىبرد، درمىماند.
بايد پرسيد، مناسبات اقتصادى كداميك از جوامع شرقى يا غربى واجد صفت پوشيدگى است؟ چنانچه آن مناسبات واجد آن صفت بود، از آلودگى به ربا مصونيت داشت. چنانچه ربا از نظام مالى و پولى جوامع شرقى و غربى حذف شود، آن جوامع از هم مىپاشند. اين نظامهاى مالى، بر پايههاى ربا بركشيده شدهاند؛ بهسان معمارى و شهرسازى مدرن كه بر پايههاى برهنگى و بىحيايى بركشيده شدهاند.
انسانهايى برهنه، صبحگاهان از خانههايى برهنه، پاى در شهرى برهنه مىگذارند و در ميان مناسبات مالى و اقتصادى برهنه، نشو و نما مىكنند.
آنان فرزندانشان را به مدارس مىسپارند تا آنها را براى پايدارى و ادامه حيات فرهنگ و تمدّن بىحياى مدرن تربيت كنند و بلندگوها نيز از بام تا شام نويد مىدهند كه با تجربه تمام عيار توسعه و مدرنيته، به زودى عدالت، امنيت، آرامش و سلامتى عمومى فراگير خواهد شد. چنانچه اين معانى از مسير تجربه مدرنيته تمامعيار محقّق مىشد، امروزه، غرب، بهشتى بود كه خداوند وعدهاش را در قيامت كبرى به