ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - همه چيز برهنه است، همه برهنه اند!
قطار مدرنيته است.
به اين دليل است كه عرض مىكنم: يكى از دلايل اصلى ابتلاى جوامع مختلف به رفتارهاى سوء جنسى و ناهنجارىهاى مربوط به آن، معطوف به سوار شدن به قطار مدرنيته با جهانبينى و هستىشناسى مخصوص به آن است.
آن زمان كه پيامدهاى مختلف فرهنگى و مادّى اين سير و سفر، خود را نشان مىدهد، جوامع شرقى بانگ و فرياد برمىآورند كه ناهنجارىهاى اخلاقى رخ نموده و بايد درباره آن انديشه كرد و اقدامات بازدارنده ويژه معمول داشت.
اين جوامع، فرهنگ و تمدّن مدرن را پيراسته از الحاد، تبرّج، تظاهر، ريا، ناهنجارى جنسى و آراسته به خويشتندارى، حيا، پاكدامنى، بنيادهاى محكم خانوادگى و اقبالكننده به آسمان و عالم معنا مىطلبند يا حدّاقل آرزوى آن را در سر مىپرورند.
به آن مىماند كه شخصى طالب پرتقالى به رنگ كيوى، طعم انار و قدّ و قواره كدو حلوايى باشد.
مَثل اينان، مَثل طالب شير بىيال و دم و اشكم است و ناگزير بايد به او گفت:
اين چنين شيرى خدا هم نافريد!
عموم معاملات و مناسبات، چه از آن راضى و خرسند باشيم و چه دربارهاش كراهت داشته باشيم، از همين جنسند و حاصل و محصول همين وضعند.
همهچيز برهنه است، همه برهنهاند!
برخى مردان و زنان موجّه، مذهبى و آراسته به آداب اسلامى، در حالى از پوششهاى ناپسند و رفتارهاى برخى از مردان و زنان در كوى و برزن گلايه سر داده و براى وادار ساختن آنان، به مراعات شئون و پوششهاى اسلامى خواستار وضع قوانين ويژه مىشوند كه از كنار بسيارى از مناسبات و معاملات مرسوم، عمومى و حتّى قانونى آكنده از برهنگى و ناپرهيزگارى به راحتى عبور مىكنند و خم به ابرو هم نمىآورند. اجازه دهيد به مصاديقى از اين برهنگىهاى پنهان اشاره كنم.
آيا هيچ به معمارى رايج در ميان همه جوامع و در ميان همه اقوام نگريستهايد؟ كداميك از اين ابنيه آراسته به مصالح صيقلى و زيبا، واجد صفت پوشيدگىاند؟
در كداميك از اين آپارتمانهاى بركشيده شده، در «قم»، «شيراز» يا «مشهد»، محارم و نواميس مردم در امان از نگاه اغيارند؟
پردهها، ناگزير، صحن خانههاى برهنه را از نگاه نامحرمان مصونيت مىبخشند؛ درحالىكه معمارى داخلى و خارجى، هيچيك از ابنيههاى بركشيده شده در عصر حاضر، واجد صفت پوشيدگى، حيا و خويشتندارى نيستند و به عكس، جملگى آكنده از تبرّج، تظاهر، تفاخر و بىحيايىاند.
چه بسا، اين ابنيهها را برخى از همان مردمانى برمىكشند كه خود از فقدان عفاف در ميان شهر و كوى و برزن گلايه سر مىدهند.
حجاب به معناى پوشيدگى است و پوشيدگى صفتى است كه باعث مصون ماندن شخص از اغيار مىشود. آنكه بىپوشش خود را مىنماياند، خود را در معرض اغيار قرار مىدهد. حجاب و پوشيدگى مفهومى است كه در ميان عموم مناسبت و معاملات فردى و جمعى مصداق خارجى پيدا مىكند.
آنكه نفس خود را مزين به صفت پوشيدگى، خويشتندارى و حيا مىكند، از تعرّض و تجاوز بيگانهاى، همچون شيطان و جنودش در امان مىماند.
آنكه جسم خود را با پوشش مقبول پوشيده مىدارد، خود را از تعرّض و تجاوز بيگانگان مصونيت مىبخشد.
معمارى عارى از صفت پوشيدگى، ساكنانش را در معرض تيرهاى زهرآگين نگاه اغيار و متجاسرين قرار مىدهد. انسان متدين اين صفت را بر جمله دستاوردهايش بار مىكند.
مگر جز اين است كه شهر ما و شهرسازى ما يكپارچه تبديل به بازار و ميدان سوداگرى شده است؟ در اين شهر، هر انسان محجوبى بىحجاب و آلوده مىشود؛ در حالىكه پوشش و حجاب شهر و شهرسازى اسلامى، پيراسته از سوداگرى، اختلاط و ازدحام محرم و نامحرم است.
به عبارتى ما طالب ظاهر مذهبيم و بر آن پاى مىفشاريم و نگارنده نيز خواهان اين پافشارى است؛ امّا مىخواهم عرض كنم: همه مناسبات و معاملات ما، مبتلاى مذهبِ ظاهر است و از حقيقت مذهب دور.
مذهب ظاهر، همان اقبال به ظاهر دنيا و ادبار به حقيقت هستى است.
حوزه فرهنگى و تمدّنى مدرن، ذاتاً تابع مذهب ظاهر و ضرورتاً همه مناسبات فرهنگى و تمدّنىاش برونفكن و فاقد صفت پوشيدگى است و در سير از باطن به ظاهر، روى به جهنّم خودكامگى، انانيت و استيلاطلبى پيش مىرود. از اينجاست كه عرض مىكنم، هريك از اقوام و ملل، پس از سوار شدن بر قطار مدرنيته، متناسب با هريك از ايستگاهها و موقعيتها، وجهى از صفت ذات اين حوزه را در خود و با خود متجلّى ساختهاند.
در حال حاضر، ميل به مذهب ظاهر (با تجربه مدرنيته و مدرنيزاسيون در همه شئون فرهنگى و تمدّنى) چنان در رگ و پوست ساكنان شرق اسلامى دويده كه براى حصول به هريك از مراتب آن، هر هزينهاى را پرداخته و از جمله حدود شرعى و اخلاقى دينى، عقبنشينى كردهاند و در اين ميان، عموم مردم بىتقصيرند.
بايد پرسيد كداميك از مناسبات و معاملات فرهنگى و تمدّنى ساكنان عصر معاصر و انسان حاضر، واجد صفت پوشيدگى است؟
شايد برايند نهايى نظامهاى آموزشى جوامع سنّتى و شرقى و آموزههاى تزريقشده به محصّلان را تجربه پوشيدگى در حوزه فرهنگى و عملى مىشناسيد؛ درواقع چنين نيست.
اين نظامها، از ابتدا براى تربيت و آموزش انسانى طرّاحى مىشوند كه مددرسان جامعه مدرن شوند. حافظ مدرنيته و قوام بخشنده به آن.