ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩
تاريخچهاى كوتاه از يهوديان انگليس
نخستين نشانههاى سكونت و زندگى يهوديان در انگلستان به دوران نورمانها برمىگردد. در سال ١٠٦٦ پس از ميلاد، ويليام فاتح پادشاه انگلستان، گروهى از يهوديان را از شهر روئن (پايتخت تاريخى نورماندى در شمال غربى فرانسه) به پايتخت انگليس دعوت كرد تا مهارتهاى تجارى و سرمايههاى خود را به آنجا بياورند. در قرون وسطى قرض دادن پول با گرفتن سود- رباخوارى- گناه محسوب مىشد و براى مسيحيان قدغن بود، ولى سلاطين آن دوران به يهوديان اجازه چنين كارى را مىدادند، زيرا برايشان سود داشت و مىتوانستند مخارج دربار را از يهوديان رباخوار تأمين كنند. در سال ١١٦٨، ارزش دارايىهاى شخصى يهوديان انگليس (در حدود ٦٠ هزار پوند) به اندازه يك چهارم كل ارزش انگلستان بود، به گونهاى كه وقتى يكى از يهوديان ثروتمند به نام آرون فوت كرد ١٥ هزار پوند سرمايهاش به هنرى دوم رسيد.
در دوران سلطنت هنرى دوم، يهوديان زندگى خوبى در كنار همسايگان مسيحى خود داشتند. در عين حال يهوديان كمك فراوانى به صومعههاى مسيحى مىكردند و در مقابل اجازه مىيافتند تا در زمانهايى كه به دلايل مذهبى يا تجارى مورد آزار و اذيت قرار مىگرفتند، به آنجا پناه ببرند.
با اين وجود هر از چند گاهى روحانيون مسيحى و پاپها سبب به وجود آمدن احساس تنفّر در مسيحيان نسبت به يهوديان مىشدند و از يهوديان به عنوان «قاتلان مسيح» ياد مىكردند كه همين امر مسيحيان را تحريك به اقدام برضدّ يهوديان مىكرد. نمونه اين مسئله قضيه ويليام در سال ١١٤٤ بود. برمبناى اين داستان، يهوديان انگليس براى برگزارى مراسم عيد فصح پسربچهاى ١٢ ساله و مسيحى را كشته و با خون آن كلوچه درست كرده بودند. گفتنى است كه اين ماجرا سپس از انگليس به فرانسه و اسپانيا و سرتاسر اروپاى قرون وسطى شايع شد و نهايتاً در تبليغات نازىها در قرن ٢٠ مورد استفاده قرار گرفت.[١]
در سال ١٢١٨ اولين قوانين ضدّيهود در سرتاسر جهان در انگليس تدوين و به اجرا در آمد، بهصورتى كه يهوديان مجبور شدند نشانهاى را به لباس خود آويزان كنند تا از بقيه متمايز شوند. در عين حال لردهايى كه به يهوديان رباخوار بدهكار بودند نيز مردم را تشويق كردند به خانههاى آنها حمله كنند تا در نتيجه اين غارت و چپاول، اسناد بدهكارى آنان از بين برود.
در پايان قرن دوازده نيز از آنها خواسته شد به دين مسيحيت در آيند كه در نتيجه مقاومت در برابر اين درخواست برخى خودكشى كرده و برخى نيز كشته شدند. در سال ١٢٩٠ ادوارد اول كه منبع ديگرى را در ميان بازرگانان ايتاليايى جهت تأمين نيازهاى مالى خود پيدا كرده بود، دستور خروج و تبعيد يهوديان از انگليس را صادر كرد.
پس از آن، در حدود بيش از سيصد سال هيچ يهودى به طور رسمى در اين كشور وجود نداشت تا اينكه چارلز اول كشته شده و يهوديان براى بازگشت احساس اطمينان كردند. در سال ١٦٥٦ هم يكى از يهوديان هلند به نام مناسح بن اسرائيل از طرف اوليور كرامول (رهبر سياسى و نظامى انگليس در فاصله سالهاى ١٦٥٣ تا ١٦٥٨ م.) اجازه بازگشت يهوديان به انگليس را اخذ كرد. پس از كسب اين اجازه بسيارى از يهوديان هلندى، اسپانيايى و پرتقالى به لندن آمدند و در سال ١٧٠١ نخستين كنيسه يهودى را در آنجا بنا كردند.
در سال ١٧٥٣ هم دولت انگليس جهت قدردانى از كمك يهوديان در جنگ با اسپانيا، نشان دادن وفادارى خود به انگليس و دفاع داوطلبانه از لندن «لايحه يهودى» را جهت تصويب به پارلمان اين كشور داد كه نهايتاً هم تصويب شد. بر مبناى اين لايحه، يهوديان اجازه كسب شهروندى و تابعيت انگليس را به دست مىآوردند.
تا سال ١٨٩٠ يهوديان در برخى پستهاى دولتى مشغول به كار شدند ولى انتقادات گستردهاى برضد آنها مىشد، تا اينكه در اين سال تمام محدوديتها براى كسب مناصب دولتى به استثناى پادشاهى براى يهوديان كه در آنزمان ٤٦ هزار نفر جمعيت داشتند، برداشته شد. از همين سال به بعد نيز مهاجرت بسيار يهوديان به انگلستان آغاز شد. تا سال ١٩١٤، جمعيت يهوديان به ٢٥٠ هزار نفر مىرسيد كه غالباً در شهرهاى لندن، منچستر و ليورپول سكونت داشتند. اين يهوديان هرچند فرهنگ و آداب و رسوم متمايز خاص خود را داشتند، ولى برخلاف يهوديان ديگر كشورهاى اروپايى در فرهنگ انگليسى جذب شدند و حتى برخلاف يهوديان آمريكا نامها و آداب و رسوم خود را انگليسى كردند. در جنگ جهانى دوم نيز انگلستان ٩٠ هزار يهودى را پذيرفت و به كودكان يهودى بىسرپرست پناه داد.
هماكنون نيز انگلستان با حدود ٣٥٠ هزار يهودى- حدوداً دو سوم آنها در لندن، ٣٠ هزار نفر در منچستر و شمار قابل توجهى در ليدز، گلاسكو، برايتون، ليورپول، بيرمنگام، بورنموث، گيتسهد و ساوتلند- پنجمين جامعه بزرگ يهوديان در جهان را دارا مىباشد.
پىنوشتها:
[١]. لازم به ذكر است در صحت يا جعلى بودن اين داستان ترديد وجود دارد.