ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - شعر انتظار و انسان منتظر
خيال را به مخاطب انتقال دهد و خيالانگيز باشد يعنى در ذهن مخاطب هم تخيل را برانگيزاند. البتّه چون شعر قالبهايى داشته، بعداً وزن و قافيه و تقطيع و چيزهاى ديگرى به آن اضافه كردهاند كه جزء تعريف شعر نيستند، گرچه تعاريفى از شعر بعداً ارائه شد كه شعر را تنها امرى دانستند كه داراى وزن و قافيه باشد حتّى اگر خيال نقشى درآن نداشته باشد. البتّه اين تعاريف پر از اشكال هستند در تعريفى ديگر نيز، شعر را كلامى مىدانند كه داراى وزن و قافيه و تخيل باشد. به هر حال از لحاظ منطقى، شعر است كه فقط در آن عنصر تخيل به كار رفته باشد. با اين تعريف، حال سؤالى از دوستان داريم كه آيا شعر اصلًا رسالتى دارد يا نه؟ و اگر دارد با توجّه به اينكه تكليف انسان منتظر امروز، اين است كه اوّل به نقد وضع موجود بپردازد و دوم زمينهسازى و كوشش براى حركت در جهت وضع موعود داشته باشد، حال بفرماييد
وظيفه شعر چيست و ويژگىهاى شعر انتظار و شاعر انتظار چيست؟
آقاى ابوالقاسم حسينجانى: در فرصت كوتاهى كه همه ما براى زندگى داريم و اينجا نيز نمونه و برشى از زندگى است شايد نشود بدون برنامه و زمان بندى كارى كند. اينكه شعر چيست و رسالت ما چيست؟ انسان اصلًا كيست؟ همه اينها به انسان بر مىگردد و شعر هم برش و جلوهاى از زبان و بيان است. انسان چه وظيفهاى دارد؟ بعد مىفهميم كه شعر چه وظيفه و رسالتى دارد و شاعر كيست و انسان كيست؟ انتظار چيست؟ من فكر مىكنم شعر انتظار همان «شعر اعتراض» است. شعرى كه انسان را به جهان بياورد و با جهان آشنا كند و او را متوجّه كمبودهايش كند و بر او انگيزه و عشق و حركت و انرژى بدهد، اين شعر شعر انتظار است. اگر چه در آن ظاهراً از مهدى (ع) و دين حرفى زده نشده باشد. مثلًا حافظ وقتى مىگويد:
|
بر سر آنم كه گر ز دست برآيد |
دست به كارى زنم كه غصه سر آيد |