ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - ديدگاه ها درباره راز بقاى ايران
بريتانيا) همراه با گرفتارىهاى وقت انگلستان در مصر، به رضاخان در آن قضيه حساب شده كمك داد و مانع عمل انگليسها به مواعيد كهن خويش به خادم قديمىشان (خزغل) گشت، عملًا به پايان گرفتن نظام ملوك الطوائف انجاميد و بالملازمه تماميّت ارضى ايران را تثبيت كرد.» به راستى راز بقاى ايران، و سرّ حفظ استقلال آن چيست؟! جالب آن است كه اين سؤال، و در حقيقت، اين معمّاى عجيب و حيرتانگيز، براى خود غربىهاى مطّلع (به ويژه كارشناسان استعمارى آنان) نيزمطرح شده است.
اعترافهاى غريبان و اظهار تعجب درباره ايران
آقاى سيد عبدالهادى فاطمى، دبير محترم رشته رياضى در مدارس قم، نقل كرد: «اوايل سال ١٣٦٩، نزد استاد دكتر حسين پديدار نيا در دانشكده علوم تربيتى دانشگاه اصفهان تحصيل مىكردم. ايشان، در يكى از جلسات درس روانشناسى تربيتى كه صبحهاى چهارشنبه تشكيل مىشد، به مناسبت بحث در باب علل انحطاط و پيشرفت يك جامعه چنين فرمودند: زمانى كه در آمريكا تحصيل مىكردم از استادم، كه آمريكايى بود، پرسيدم علل عقب ماندگى ايران از قافله علم و تمدن پيشرفته غرب امروز چيست؟ استاد پاسخى به سؤال من نداد ولى من مطلب را دنبال كردم و در گرفتن پاسخ اصرار ورزيدم، تا آنكه روزى سر ميز ناهار مجدّداً موضوع را با وى در ميان گذاشتم. او گفت:
- من نمىخواستم در كلاس، سؤال شما را پاسخ بدهم، ولى اينجا كه حالت خصوصى دارد و شما هم اصرار دارى، مىگويم. راستش اين است كه اصلًا ما (آمريكايىها) در تعجّبيم كه شما چطور تاكنون باقى ماندهايد، و كشورتان از صفحه روزگار محو نشده است؟! آن وقت شما از من مىپرسى كه چرا كشور ايران در پيشرفت و ترقى به پاى كشورهاى پيشرفته دنيا نرسيده است؟!
دكتر پديدار نيا مىگفت: مطلب برايم روشن نشد، توضيح بيشترى خواستم. وى گفت:
- با توجّه به جريانات مختلفى كه هر روزه در كشور شما رخ داده و مىدهد، چه جاى رسيدن به قافله تمدّن است؟! اصولًا كشورى چون كشور شما كه يك روز دچار حمله وسيع مغول شده و پس از آن نيز تقريباً هميشه دچار كشمكشهاى سخت درونى و فشارهاى حادّ خارجى بوده است و نوعاً وضع ثابتى نداشته چطور مىتواند حيات و موجوديّت اجتماعى سياسى خود را حفظ كند، چه رسد به اينكه پيشرفت هم بكند؟! شما خيلى هم هنر كردهايد كه، با وجود اين همه بلاها و مصائب، باز زنده و باقى ماندهايد! پيشرفت پيشكشتان! ما كه مىبينيد امروز تازه به اينجا رسيدهايم، در سايه حدود دويست سال ثبات و امنيت در سياست داخلى و خارجى بوده است
حجتالاسلام والمسلمين حاج سيدعبدالرسول موسوى تهرانى، استاد محترم حوزه علميه قم، در اوايل شهريور ١٣٧٤ نيز نقل كردند: «در اوايل پيروزى انقلاب اسلامى ايران، پيرمردى كه اكنون نام وى را در خاطر ندارم، براى من نقل كرد كه، من با سفير انگليس دوستى و مراوده داشتم. يك روز سفير به من گفت: فلانى، من از كار ايران در حيرتم. با مطالعات دقيقى كه من در ادوار اخير تاريخ ايران داشتهام به اينجا رسيدهام كه، گذشته از مشكلات گوناگونى كه در مواقع مختلف گريبانگير اين كشور بوده است، ١٧ بار مسائل و پيشامدهاى مختلف (فشارهاى خارجى و مشكلات داخلى) كار را به جايى رسانده است كه نزديك بوده است كشور ايران اساساً از روى نقشه جغرافيا محو شود، ولى به زودى حوادثى رخ داده و اوضاع در داخل و خارج كشور به گونهاى پيش رفته كه اين خطر برطرف شده است! حال چه سرّى در اين امر نهفته است، معلوم نيست.»
ديدگاهها درباره راز بقاى ايران
راز بقاى ايران را در موارد ذيل مى توان جستجو كرد:
١. مجاهدات و جانفشانىهاى مردم شجاع و غيور اين سرزمين به رهبرى علماى دين و هميارى برخى از رجال مستقلّ سياسى كه، نهضتهايى چون نهضت مبارزه با قرارداد رويتر، نهضت تحريم تنباكو، نهضت عدالتخواهى منتهى به مشروطيت، رستاخيز ملت ايران در جنگ جهانى اول، نهضت ملى كردن صنعت نفت، و ... انقلاب اسلامى اخير از آن جملهاند.
٢. بهرهگيرى رندانه رجال سياسى هوشمند (و احياناً علماى دين) از تضادّ سياسى قدرتهاى خارجى، در جهت حفظ منافع و پيشبرد مصالح ايران و اسلام.
نقش آن مجاهدات ملى اسلامى، و نيز اين بهرهگيرىهاى رندانه از تضادّ قدرتهاى خارجى، در خنثى كردن بسيارى از توطئهها و تجاوزها، امرى آشكار و انكارناپذير است، و بىگمان بايستى آنها را نيك شناخت و براى بهروزى حال و آينده كشور، از درسها و عبرتهاى بسيارى كه در آنها نهفته است بهره جست.
امّا حقيقت اين است كه دو عامل فوق با همه اهميت و تأثير تاريخى آن، چنانكه بايد، گره از معمّاى فوق نمىگشايد، زيرا اولًا، قدرتهاى مزبور، به رغم تضاد منافع با يكديگر، در محو اسلام و تشيع و سركوبى ايران شيعه با هم وحدت نظر دارند و عملًا نيز درمواقع متعدد و بسيار حساسى، نظير جنگ جهانى اوّل و دوم با هم بر سر تجزيه ايران به توافق رسيدهاند. و ثانياً، در عرصه جنگ نابرابرى كه ملّت و روحانيت اين كشور با استعمار داشتهاند، موارد مكرّرى پيش آمده است كه قشون بيگانه قوّه مقاومت آنان را به سختى درهم شكسته و به دلايل گوناگون داخلى و خارجى، سير حوادث به شكست فاحش دولت و ملت ايران انجاميده است.