ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - تشنگى جهان براى ظهور منجى
سلامتى حضرت مهدى (ع) بود. حتّى دعايشان را به عربى قرائت مى كردند «اللّهمّ أيّد و انصر سلطاننا يعنى سلطان الدّين و الدّنيا» بعد اسم حضرت را مى بردند. عجيب بود. كسانى كه حضور داشتند همه افراد دانشگاهى، شاعر و نويسنده بودند. چون مردم عوام كه اصلًا نمى دانند دين اسلام چيست. طبعاً آنها كه مطالعه و سواد دارند به اين سمت كشيده مى شوند. خيلى غصّه خوردم كه ما شيعيان كه ادّعا داريم، در آنجا سرگرم چه كارهايى هستيم و اينها خودشان از روى عطش خود گشته اند و راهى پيدا كرده اند. خيلى خودخواهانه مى گوييم: بياييد به طرف ما. كجا بيايند؟ اگر نشانى از عشق به مولا باشد ديگر اثرى از كذب و هيچ نوع آلودگى و ظلمى نبايد باشد. خيلى از افراد وقتى حضرت را ندا مى كنند يا حتّى خدا را ندا مى كنند واقعاً مناداى آنها خدا و امام عصر (ع) نيستند. خيلى از دعاها و نيايش هاى ما اين گونه است. از خدا چيزى را طلب مى كنيم در حالى كه نگاهمان به جاهاى ديگر هم هست. اگر متوجّه شويم كه از جاى ديگرى- كه آن هم متعلّق به خداست- حاصل مى شود، خدا را فراموش مى كنيم. كسى مى خواست براى (برآورده شدن) حوائجش تا چهل شب به جمكران برود. شب سوم كه حاجتش برآورده شد ديگر نرفت. مشخّص بود كه او دنبال نياز خودش است نه دنبال مهدى (ع). گفتم: چرا ديگر مشرف نمى شوى؟ گفت: قضيه تمام شد، (مشكل) الحمدلله حل شد. در آيه ١٨٦ سوره بقره، خداوند اين را از جانب خودش مى گويد: «إِذاسَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي» بندگان من اى پيغمبر از تو راجع به من مى پرسند «فَإِنِّيقَرِيبٌ» بگو من نزديكم. «أُجِيبُدَعْوَةَ الدَّاعِ» اجابت مى كنم دعاى هر كسى را كه دعا كند يا پاسخ مى دهم به هر كسى كه مرا فرا بخواند «إذا دعانِ» اگر (واقعاً) مرا فرا بخواند. نماينده خدا، بقيّةالله (ع) هم همين را مى گويد: «اگر مرا بخواهيد.» ولى ما خودمان را مى خواهيم. اگر ما تشرّف پيدا كنيم به هر كجا به نام آن حضرت است، بدون اينكه چيزى طلبكار باشيم فقط به خاطر او و وصال و نيل به جوار او، اين ديگر نشانه عشق و اوج معرفت است و آن وقت به قول مولوى:
|
هر كه را جامه زعشقى چاك شد |
او ز عيب و حرص كلّى پاك شد |