ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - ياوران حضرت مهدى (ع) در ايران
راز بقاى واقعى ايران
به هرحال، با همه آن مجاهدتها و جانفشانىهاى ملّت ايران و نيز بند بازىهاى هنرمندانه رجال سياسى اين سرزمين، بحرانها و طوفانهاى سخت بسيارى پيش آمده كه مردم ايران (از زبده و توده، و پير و جوان) دست به آسمان برده و از سوز دل و عمق جان به درگاه الهى ناليدهاند كه: «أللّهمّ إنّا نشكو إليك ... كثرة عدوّنا وقلّ عددنا وشدّة الفتن بنا وتظاهر الزمان علينا.»
افزون بر اين همه، پارهاى از اين توطئهها، دقيقاً در زمانى خنثى شده كه ملت ايران اسير جنگ دشمن بوده و امكان يا آمادگى تجهيز قوا و جنگ با خصم را نداشته است (نظير توطئه تجزيه ايران بين روس و انگليس در كمسيون سه جانبه منعقد درمسكو به سال ١٣٢٤، كه غائله حزب دموكرات در آذربايجان جزئى از همان توطئه بود) بلكه گاه پايتخت از توطئه بىخبر بوده و خداوندِ «سبب ساز و سبب سوز»، هواپيماهاى دشمن را در خاك طبس با طوفان شديد شنِ برخاسته از كوير يزد خاكستر ساخته است! در ماجراى خاكستر شدن هواپيماهاى آمريكايى در طبس (اوايل پيروزى انقلاب) مرحوم شهيد دكتر سيدرضا پاكنژاد، نويسنده معروف سرى كتابهاى «اولين دانشگاه و آخرين پيامبر» و نيز «مظلومى گمشده در سقيفه» كه آن زمان وكيل مردم يزد در مجلس شوراى اسلامى بود، مىگفت: ناگهان ما شاهد برخاستن طوفانى از شن و خاك شديم كه با سرعت به سمت كوير مركزى مىرفت و پيرمردان كهنسال شهر مىگفتند در ٧٠- ٨٠ سال اخير چنين طوفانى سابقه ندارد ... و بعداً فهميديم كه به سراغ هواپيماهاى آمريكايى در حدود طبس مىرفتهاند.»
حقيقت اين است كه بايستى، در پشت همه علل و عوامل ظاهرى كه به جاى خود درست و صحيح هم هست به دنبال علّتى نهانى و ماورايى، و دستى غيبى، معنوى و الهى بگرديم. و جالب است بدانيم كه حتّى برخى از سياستگران مطّلع خارجى، كه خود مدّتها عهدهدار وزارت خارجه يكى از قدرتهاى بزرگ بوده و يا به هر حال با بسيارى از بند و بستها و قبض و بسطهاى سياست جهانى آشنا و مرتبط بودهاند، در تحليل وضعيت شگفتانگيز «ايران اسلامى شيعه» بدينجا رسيدهاند كه يك نيروى غيبى دستاندركار حفظ ايران است. در اين باب، نقل داستانى شگفت از مرحوم آيالله ميرزا محمدحسين نائينى (استاد بسيارى از مراجع تقليد عصر اخير همچون حضرات آيات عظام حكيم و خوئى و ...)، سرآغازى خجسته براى بحث در باب اين موضوع است.
مىدانيم كه در جنگ جهانى اول، كشور ما از همه سو، مورد هجوم قشون متّفقين (روس و انگليس) و عكسالعمل متقابل متّحدين (عثمانى و آلمان) قرار گرفت و به ويژه نيروهاى ارتش تزارى به رهبرى ژنرال باراتوف، براى رساندن خود به جنوب عراق و شكستن محاصره شديد قواى انگليس توسط دولت عثمانى، تا قم و اصفهان بلكه تا حدود خانقين نيز پيش رفت. حضور قشون متجاوز اجنبى در خاك ايران، و كشتارهاى فراوانى كه از مردم مظلوم و غيور اين سرزمين در جريان كشاكش مزبور صورت گرفت، همراه با قحطى و كمبود شديد ارزاق عمومى كه خود داستانى دراز دارد، قلب همه عناصر شريف و مستقلّ اين ديار را به درد آورده و شديداً نگران اسلام و ايران و تشيّع ساخته بود. مرحوم آيتالله نائينى نيز، يكى از همين افراد بودكه مشاهده وضع اسَفبار ايران و مردم مسلمان و شيعه آن در زير چكمه صاحب منصبان ضدّ اسلام، آرام و قرار را از وى گرفته بود. يكى از وعّاظ مشهور سابق تهران مىگويد:
در دوران جنگ جهانى اوّل و اشغال ايران توسط قواى انگليس و روس كه حملات و هجومها به ملت شيعه اوج گرفته بود، مرحوم آيتالله العظمى نائينى (ره) خيلى پريشان بودند و نگران از اينكه وضع به كجا خواهد انجاميد. نكند كه اين كشور محبّ و دوستدار امام زمان (ع) از بين برود و سقوط كند. در همين زمانها، شبى به امام عصر (ع) متوسّل مىشود و در حال توسل و گريه و ناراحتى به خواب مىرود و خواب مىبينند كه ديوارى به شكل نقشه ايران، شكست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. در زير اين ديوار يك عدّه زن و بچه نشستهاند و ديوار دارد روى سر اينها خراب مىشود.
مرحوم ميرزا وقتى اين صحنه را مىبينند به قدرى نگران مىشوند كه فرياد مىزنند و مىگويند: خدايا اين وضع به كجا خواهد انجاميد؟ در اين حالات، مىينند كه حضرت امام عصر، ارواحنافداه، تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف ديوارى كه خم شده و در حال افتادن بود گرفتند و آن را بلند كردند و دومرتبه سرجايش قرار دادند و بعد فرمودند: «اينجا شيعه خانه ماست. مىشكند، خم مىشود، خطر هست، ولى ما نمىگذاريم سقوط كند، ما نگهش مىداريم.»
ياوران حضرت مهدى (ع) در ايران
داستان ديگر (كه ناقل آن فقيهى بزرگوار و صاحبدل است كه حوزه علميه قم وى را علاوه بر فقاهت اعلا، به مراتب والاى زهد وتقوى و صدق گفتار و كردار مىشناخت) باز مربوط به همان دوران فتنه بار جنگ جهانى اول است و ضمناً پرده از برخى جزئيات امر حمايت حضرت ولى عصر (عج) از استقلال ايران برمىدارد و نمونهاى از عملكرد «رجال الغيب» آن طبيب دوّار را به دست مىدهد.
مرحوم آيتالله حاج شيخ مرتضى حائرى (فرزند مؤسّس محترم حوزه علميه قم) در يادداشتهايى كه به مناسبت منبر خويش در ايام فاطميه (قسمت شب پنجشنبه دوم جمادى الثانى ١٣٩٢ ق) مرقوم داشتهاند،