ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - تاريخچه ايران بعد از اسلام
بود. همسايگان نيرومند و قدرتهاى بزرگ جهانى كه زاده سرمايهدارى شكوفاى سده نوزدهم بودند، سهمى از سرزمين ايران را از شمال و خاور جدا ساختند كه بعدها كشورهاى افغانستان و پاكستان و جمهورىهاى آذربايجان شوروى و تركمنستان از آن پارهها متولّد شدند. تندباد دگرگونىهاى اجتماعى پايانى سده نوزدهم اروپا را درنورديد و در آغاز سده بيستم پس از گذار از بوسفور به آسياى باخترى راه يافت و آتش انقلاب مشروطيت را شعلهور ساخت. از سوى ديگر جور و بيداد حكّام، شاهزادگان و كارگزاران قاجاريان پناه بردن بسيارى از سران مذهبى به دامان امن حكومت، از تشيّع مذهب حاكم، نيرويى بىخطر و مطيع حكّام ساخته بود كه براى مردم به صورت مجموعهاى از سنّتهاى بىچون و چرايى كه به شدّت از در آويختن با مسائل اجتماعى پرهيز داشت، در آمده بود. پارهاى اصلاحات در زمان اميركبير، رفت و آمد به اروپا و آشنايى با غرب، ايجاد چاپخانه و كشيدن خطوط تلگراف، به ويژه تأسيس مدرسه دارالفنون (١٢٦٨ ق) مسائل تازهاى را رو در روى فرهنگ سنّتى ايران قرار داد. اخباريون و اصوليون در اين مواجهه هر يك به راهى رفتند. اصوليون با آزادىخواهان همنوا شدند و پيشتاز نهضت مشروطه گرديدند، آخوند خراسانى، آقا سيّد عبدالله طباطبايى، محمّد حسين نايينى و حاجى ميرزا خليل از اين گروهند. اينان با رهانيدن شيعيان از بن بست جزميت، راه را براى پذيرفتن تحولّات اجتماعى گشودند و با تأكيد در مقام مرجعيّت، پايگاهى نيرومند در گردآورى قدرت مادّى و معنوى روحانيان پديد آوردند كه در جنبش تنباكو به رهبرى ميرزاى شيرازى و بعد نهضت مشروطه جلوهگر شد. طى رويدادهاى پياپى كه از سال ١٣٢٣ ق به بعد رخ داد مردم توانستند پادشاه سالخورده قاجار را وادارند تا پاى فرمان مشروطيّت كه در اصل اوّل متمّم آن قيد شده مذهب رسمى ايران اسلام و طريقه حقه جعفريه اثنى عشريه است (١٣ جمادى الثانى ١٣٢٤ ق) امضا بگذارد. كشاكش آزاديخواهان و سياستگزاران به ناآرامىهاى دوران محمّدعلى شاه و احمدشاه انجاميد و در برابر سياستگزاران انگليس هواداران «اتّحاد اسلام» و مردم عادى شيفته پيشواى جديد آلمان شدند و آزاديخواهان به عثمانى محتضر پناه بردند.
رضاخان ميرپنج با كودتاى ١٢٩٩ ش قدرت را در دست گرفت و عملًا به حكومت قاجاريان پايان داد. بىنظمى و دخالتهاى آشكار دولتهاى روسيه و انگليس در ايران و شورش آزادىخواهانى چون خيابانى، ميرزاكوچكخان سبب گرديد تا رضاخان با شدّت هرچه تمامتر به سركوب برخيزد. مردم كه از نابسامانى به تنگ آمده بودند به ديكتاتورى تن دادند. تحوّلات كشورهاى همسايه و نظم قهرى به تثبيت مرزها انجاميد و آرامش برقرار شد. فرهنگ رفته رفته رشدى نسبى يافت. فشار بر روحانيّت، گرفتن آزمون و صدور اجازهنامه رسمى براى لباس روحانيّت و تبديل محاضر شرعى به دفترخانههاى دولتى و ديگر تضييقات از جنبههاى بارز اين دوران است. طوفان جنگ دوم جهانى رضاشاه را با خود برد. ورود متفقين اثرات اقتصادى و اجتماعى عميقى بر جاى گذاشت و نفت مهمترين موضوع در سياست و اقتصاد شد. همه اين عوامل دست به هم داد و دوران پرجوش و خروش آغاز سلطنت محمّدرضا شاه را رقم زد. وى با موجى از نوجويى قشر بزرگى از مردم روبهرو شد كه به تحوّلات دهه ٢٠ انجاميد. براى نخستين بار در تاريخ ايران جناحهاى گوناگون سياسى و سياسى مذهبى پديدار شدند و در كار حكومت دخالت كردند. اين تلاشها به دوران پر تلاطم حكومت دكتر مصدق انجاميد. نيروى تازه نفس سرمايهدارى آمريكا رقيب خود انگليس را كنار گذاشت و كودتاى ١٣٣٢ ش را رهبرى نمود. از آن پس محمّدرضا شاه به شيوهاى نيمهغربى به نوسازى ايران پرداخت كه به تعارض با باورهاى مذهبى در ميان مردم انجاميد. وى براى جلوگيرى از جنبش مردم، دگرگونىهاى اقتصادى- اجتماعى نيز پديد آورد، امّا در ١٥ خرداد ١٣٤٢ ش با قيام خونين مذهبى مواجه شد، قيامى كه سرانجام در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ ش به پيروزى رسيد و منجر به تشكيل نخستين حكومت شيعى تمام عيار در ايران گرديد.
منابع: ايرانشهر، انتشارات يونسكو، جغرافياى كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش؛ جغرافياى مفصل ايران؛ آل بويه و اوضاع زمان ايشان؛ تاريخ ايران از اسلام تا ملاجقه، ريچارد. ن. فراى؛ تاريخ ايران كمبريج، بويل؛ تاريخ مردم ايران قبل از اسلام و بعد از اسلام، زرينكوب.
\* با استفاده از دايرةالمعارف تشيع، ج ٢، ص ٦٢٥- ٦٣٣.