ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨ - صهيونيسم و انواع آن
حل مساله يهوديان» منتشر ساخت كه چيزى شبيه انديشهها و ايدههاى تئودور هرتزل بود.
با اين حال از تئودور هرتزل (١٨٦٠- ١٩٠٤) روزنامهنگار اتريشى به عنوان پدر صهيونيسم مدرن نام برده مىشود كه با نوشتن كتاب «دولت يهود» نظريه خود را مبنى بر لزوم ايجاد يك دولت ملى يهودى در فلسطين به جامعه يهوديان عرضه كرد. در واقع هرتزل صهيونيسم را از يك واژه مذهبى به يك استراتژى بلند مدّت سياسى تبديل نمود.
پس از آن اوّلين كنگره صهيونيستها در بازل سوئيس در سال ١٨٩٧ تشكيل شد كه در آنجا هدف صهيونيستها مبنى بر ايجاد يك دولت ملى در فلسطين رسماً اعلام گرديد. در اين زمان مركز صهيونيستها و مقر هرتزل در وين قرار داشت و تا سال ١٩٠١ هر ساله و از آن به بعد هر دو سال يك بار، اجلاس كنگره جهانى صهيونيسم در آنجا تشكيل مىشد.
هرتزل براى تحقق آرزوى صهيونيستها ابتدا به سلطان عثمانى پيشنهاد داد تا خود مختارى فلسطين را اعلام كند و زمينه را براى مهاجرت يهوديان به آن منطقه فراهم آورد؛ اما سلطان عثمانى پيشنهاد وى را نپذيرفت و او به انگلستان متوسل شد. انگليسىها پيشنهاد كردند تا منطقهاى غيرمسكونى در اوگاندا را به يهوديان واگذارند. اقليتى از صهيونيستها از اين پيشنهاد استقبال كردند؛ اما هرتزل واكثريت يهوديان خواهان سرزمين فلسطين بودند. بنابراين در سال ١٩٠٥ كنگره صهيونيستها ايجاد دولت يهود در غير فلسطين را مردود شمرد. هرتزل در سال ١٩٠٤ مرد و بعد از وى مركز صهيونيستها به كلن و سپس به برلين و بعدها به لندن منتقل شد.
به هرحال در بحبوحه جنگ اول جهانى، صهيونيسم رشد سريعى يافت تا اينكه در سال ١٩١٧ آرتور جيمز بالفور وزير خارجه انگليس اعلاميهاى صادر كرد- يا در واقع نامه وزارت خارجه به لرد روتشيلد از حاميان اصلى صهيونيسم- و در آن قول داد كه دولت انگليس از يهوديان براى ايجاد دولت يهودى در فلسطين حمايت خواهد كرد. با اين اعلاميه كه به «اعلاميه بالفور» مشهور است، اولين نطفههاى رژيم صهيونيستى بسته شد. گفتنى است تا ظهور هيتلر روند مهاجرت يهوديان كند بود، اما فشارى كه نازىها بر يهوديان وارد كردند روند مهاجرت را تسريع كرد. در طى جنگ جهانى دوم، صهيونيسم طرفداران بيشترى يافت، بخصوص يهوديان ثروتمند آمريكايى حمايت مالى گستردهاى از آن به عمل آوردند و از آن به بعد به يكى از عمدهترين حاميان صهيونيسم مبدل شدند.
بعد از جنگ دوم جهانى نيز سازمان ملل از تشكيل دو كشور مستقل اسرائيل و فلسطينى حمايت و قطعنامهاى در سال ١٩٤٨ در تأييد آن صادر كرد. اعلام موجوديت رژيم صهيونيستى به سرعت بعد از صدور قطعنامه سازمان ملل انجام گرفت و در پى آن اولين مرحله از جنگهاى اعراب و اسرائيل شروع شد.
در نيمه دوم قرن ١٩، برخى از بزرگان يهود و در رأس آنها تئودور هرتزل، روزنامهنگار اتريشى، به بهانه نجات قوم يهود در پى افزايش يهودستيزى در اروپا، تنها راه ممكن براى حلّ مشكلات آنان را تشكيل دولتى مستقل اعلام داشتند. آنها در ابتدا تلاش زيادى كردند تا سرزمين فلسطين را در مقابل پول از سلطان عثمانى به دست آوردند، ولى ناكام ماندند و به سوى امپراتورى بريتانيا روى آوردند و دقيقاً از همين زمان بود كه منافع بريتانيا و صهيونيستها در راستاى هم قرار گرفت و پيوند استعمارى آنها آغاز گرديد.
با اين وجود، پيش از مطرح شدن جدّى صهيونيسم و اشاعه افكار آنها در بريتانيا، يهوديان حضور پررنگى در جامعه اين كشور داشتند و با نشاندادن وفادارى خود به اين كشور بيش از يهوديان كشورهاى ديگر جذب فرهنگ انگليسى شده بودند، به گونهاى كه در جنگ با فرانسه، جنگ جهانى اول و جنگ جهانى دوم در كنار سربازان انگليسى مىجنگيدند. در عين حال برخى يهوديان همانند بنجامين ديزرائيلى كه دوبار در فاصله سالهاى ١٨٦٨- ١٨٨٠ به نخستوزيرى بريتانيا رسيد، به پستهاى بالاى مملكتى نيز نائل مىشدند.
به هر حال، جنگ جهانى دوم در عين نشان دادن همگرايى يهوديان و وفادارى آنان به جامعه انگليس، پيچيدگىهايى را نيز در اين زمينه به وجود آورد. در ماههاى پايانى اين جنگ يهوديان تحت تأثير ادعاهاى صهيونيستها مبنى بر قتلعام يهوديان در آلمان و واقعه هولوكاست، پذيرش بيشتر انديشههاى صهيونيستى و تشكيل دولت يهودى در فلسطين را آغاز كردند كه همين امر مسئله «وفادارى دوگانه» را مطرح ساخت كه بدان وسيله يهوديان انگليس وفادارى صرف به بريتانيا را كنار گذاشته و از آن زمان به بعد وفادارى همزمان به بريتانيا (به عنوان كشور محلّ سكونت و تابعيت) و انديشههاى جاهطلبانه صهيونيستى مبنى بر تشكيل يك دولت يهودى را اتخاذ كردند.
با اين توضيح، پژوهش حاضر تلاش دارد با بررسى چگونگى شكلگيرى صهيونيسم در بريتانيا، ميزان تعامل و تأثيرگذارى آنها بر سياستهاى دولت بريتانيا و نقش و جايگاه مهمترين سازمانها و نهادهاى آنان را در اين فرايند مورد بررسى قرار دهد. لازم به يادآورى است كه نويسنده سعى نموده است تا با استفاده از منابع و سايتهاى اينترنتى مربوط به خود سازمانهاى صهيونيستى درك تازهاى را از ماهيت اين گروهها در جامعه و ساختار سياسى دولت بريتانيا چه در حال و گذشته ارائه دهد.