ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - ٩ تقوا محورى
انتظار، هنگامى واقعى و صادق است كه انسان را به حركت و تلاش در مسير تحقّق امر مورد انتظار وادار نمايد، وگرنه صرف حالت انتظار، بدون آمادگى و تلاش عملى، آرزويى بىنتيجه يا انتظارى سطحى است؛ «من إنتظر أمراً تهيّأ له؛[١] هر كس كه منتظر وقوع امرى باشد، خود را براى تحقّق آن آماده مىكند». به همين دليل پيامبر اكرم (ص) انتظار را به عنوان يك حالت بسيار ارزشمند يا يك جهاد، آن هم، برترين جهاد امّت خود معرفى مىفرمايند: «أفضل جهاد أمّتى انتظار الفرج».[٢] بر اين اساس، واضح مىشود كه يكى از عناصر تشكيل دهنده اين فضيلت اخلاقى، كوشش و تلاش است.
رسول خدا (ص) در بيانى زيبا مىفرمايند: «از مشرق زمين مردمى قيام مىكنند و زمينه را براى ظهور مهدى (ع) آماده مىسازند».[٣] در كتاب «مكيال المكارم» نيز پس از تعريف انتظار آمده است: «پس هر قدر انتظار شديدتر باشد، آمادگى و مهيّا شدن، قوىتر خواهد بود».[٤]
٧. صبر و پايدارى
انتظار نتيجهبخش و معنىدار، انتظارى است كه توأم با پايدارى، صبر و مقاومت باشد وگرنه تبديل به يك تمنّى زودگذر و افتادن به دامهاى انحرافى و فريبنده و محبوبسازى جاهلانه مىشود. اينكه در روايات اهل بيت (ع) صبر در كنار انتظار فرج قرار داده شده و گاهى تصريح به انتظار توأم با صبر شده است، دلالت بر حياتى بودن صبر در شكلگيرى حالت انتظار دارد.
حضرت صادق (ع) در تفسير آيه: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ ...»[٥] فرمودند: «و البتّه شما (يعنى مؤمنان، قبل از قيام امام مهدى (ع)) را به سختىهايى همچون ترس، گرسنگى، نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بيازماييم و به صابران بشارت بده». سپس حضرت فرمودند: «يعنى بشارت بده به صابران در چنين زمانى به اينكه فرج و ظهور نزديك است».[٦] پيامبر خدا (ص) نيز مىفرمايند: «برترين عبادت، صبر كردن و سكوت و انتظار فرج است».[٧] و «صبورانه در انتظار فرج بودن، عبادت است».[٨] امام صادق (ع) نيز مىفرمايند: «پارسايى، پاكدامنى، درستى ... و صبورانه در انتظار فرج بودن، جزء دين امامان (ع) است».[٩]
٨. عزّتطلبى
يكى از خصايص فطرى وجود انسان، كمالجويى و عزّت طلبى و پرهيز از همه عوامل ضعف و ذلّت است. در طول تاريخ، عزّت خوبان و مؤمنان توسط ستمگران و نابخردان (به ظاهر) خدشهدار گشته و به همين دليل آنان هميشه به دنبال فرصتى بودهاند تا عزّت و مكانت از دست رفته خود را احيا نمايند. آنان نه تنها خود، بلكه پيشوا، كتاب و قانون خود را از سوى ظالمان، تحقير شده مىبينند و در صدد برگرداندن عزّت تمامى اين امور هستند. در دعاهاى مربوط به انتظار و ظهور، بر واژه «عزّت» و «معزّ» تأكيد بسيارى شده است: «كجاست آنكه عزّت دهنده اولياء و ذليل كننده دشمنان (دين خدا) است».[١٠] «پروردگارا! عزيزش كن و به وجود او (مؤمنان را) عزيز بگردان، يارىاش كن و به دست او (صالحان را) يارى بفرما، نصرتش بده، نصرتى با عزّت».[١١] «خداوندا! ما مشتاق (تشكيل) دولت باكرامتى از جانب تو هستيم كه به [وسيله] آن، اسلام و اهلش را عزيز كنى و نفاق و اهلش را ذليل گردانى».[١٢] «خداوندا! پراكندگى ما را به وسيله او برطرف كن، گسيختگىمان را به او دور كن، پريشانى ما را به او پيوست كن و كمى ما را به وسيله او زياد كن و ذلّت ما را به وسيله او، تبديل به عزّت كن».[١٣] «سلام بر عزّت دهنده دوستان (خدا) و ذليل كننده دشمنان (او)».[١٤] «خدايا طولانى شده زمان انتظار و فاجران به ما طعنه مىزنند و انتظار براى ما سخت شده است».[١٥]
٩. تقوا محورى
يكى از قوانين و سنن جارى در هستى، موفّقيت و پيروزى قانونگرايى، قانون محورى و تقواگرايى است. اگر كارى بر اساس صحيح و بنيان واقعى و راستين بنا شده باشد، ماندگار است. قرآن كريم درباره متّقين و پرهيزكاران مىفرمايد: «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ».[١٦]
اين اصل قرآنى در نظام تكوين و تشريع جارى است، لكن در عالم تشريع به جهت لزوم آزمايش انسانها،