ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - پيام ها و برداشت ها
صفت كماليه خداوند متعال هستند:
در بخشى از دعاى ماه رجب مىخوانيم:
«يا من يعطى من سأله يا من يعطى من لم يسأله و من لم يعرفه؛[١] اى كسى كه به آنكه از تو درخواست كرده عطا مىكنى، اى كسى كه به آنكه از تو درخواست نكرده و تو را نمىشناسد، عطا مىكنى».
در دعاى ديگر در شبهاى ماه مبارك رمضان مىخوانيم:
«انت الذّى تفيض سيبك على من لايسألك و على الجاحدين بربوبيّتك؛[٢] خداوندا تو كسى هستى كه بخششت را بر آنكه از تو درخواست نكرده و كسى كه پروردگارى تو را منكر مىشود، جارى مىكنى».
٧. عالم به صرف ادعا، سخن كسى را نمىپذيرد، چنانچه ردّ هم نمىكند تا وقتى كه دليلى بر اثبات يا ردّ كلام او پيدا كند. در حديث است كه وقتى سيّد حسنى متوجّه مىشود امام زمان (ع) ظهور كردهاند، به يارانش مىگويد صبر كنيد تا من در ابتداء او را امتحان كنم و شايد هم خودش نيازى به امتحان ندارد. ولى براى اثبات امامت آن حضرت براى مردم، اوّل امتحان مىنمايد و بعد از اثبات امامت آن حضرت با ايشان بيعت كرده و يارانش را هم به بيعت با امام زمان (ع) ترغيب مىكند.
٨. سحر و جادو گرچه از نظر ظاهر، شبيه معجزه است، در اينكه هر دو كارى خارق عادت هستند؛ ولى سحر و جادو داراى علّت طبيعى است كه جادوگر با مخفى كردن آن علّت، سعى مىكند كار خود را بدون علّت متعارف نشان داده تا در چشم بينندگان، عجيب جلوه كند. در حالى كه معجزه اگر هم طبق نظر بعضى داراى علّت باشد، علّت آن امرى طبيعى و متعارف نيست. و از همين جهت است كه سحر و جادو قابل تعليم و تعلّم است و جادوگر مىتواند آن علّت مخفى را تعليم بيرون آوردن شترصالح از كوه چون عليت طبيعى متعارف ندارد، قابل تكرار براى ديگران يا تعليم آن واقعه به ديگران نيست.
٩. آنچه واقعيّت دارد، هميشه داراى استدلال عقلى و برهان قوى ومتين مىباشد، امّا آنچه كه باطل است، جولانى پيش ندارد و همچون كف روى آب، تنها ظاهرى وارد و از بين رفتنى است. امام زمان (ع) در جريان انار، هم جواب حيله وزير را دادند و هم خبرى از آينده بيان كردند.
«كَذلِكَيَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ؛[٣] خداوند حق و باطل را چنين مثل مىزند. امّا كفها به بيرون پرتاب مىشوند، ولى آنچه به مردم سود مىرساند، در زمين مىماند».
١٠. در جهان تكوين موارد فراوانى وجود دارد كه نام اهلبيت (ع) به طور طبيعى ترويج شده است. مرحوم محدّث نورى در كتاب «نجمالثاقب» بعد از نقل حكايت شيعيان بحرين، چند نمونه آنها را ذكر كردهاند. از جمله مىفرمايند: شيخ عبدالحسين تهرانى نقل كردند كه وقتى به حله رفته بودند، درختى را در آنجا از وسط دو نيم كرده بودند، در باطن آن در هر نصفى ديدند به خط نسخ، نقش «لا اله الا الله محمّد رسول الله على ولى الله» ترسيم شده بود. محدّث نبيل، سيّد نعمتالله شوشترى در كتاب «زهرالربيع» آورده كه نهر شوشتر، سنگ كوچك زردى كه آن را از زير زمين درآورده بودند، يافتيم كه بر آن نوشته شده بود:
«بسمالله الرحمن الرّحيم لا اله الا الله محمّد رسول الله على ولى الله لمّا قتل الحسين بن على بن ابى طالب، كتب بدمه على ارض حصباء وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ».[٤]
عالم جليل مير محمّد حسين، سبط علّامه مجلسى و امام جمعه در اصفهان نقل كردند كه آن سنگ شاه سليمان آوردند. وى اهل صنايع را حاضر كرد و سنگ را بر همه عرضه داشت. پس از تأمل و تدبّر، همه تصديق كردند كه چنين سنگى از صنعت بشر بيرون و جزخالق كسى چنين قدرتى ندارد كه نقشى اينچنين در اين سنگ ظاهر نمايد.[٥] نمونه ديگر اينكه حضرت سليمان (ع) در فلسطين، سنگى پيدا نمود كه روى آن اسم پيامبر اكرم (ص) و حضرت على (ع) و سفارش به تبعيّت از آن حضرت حكاكى شده بود. حضرت آيتالله ميرجهانى در كتاب ارزشمند «ولايت كليه»، به كوهى در افغانستان اشاره دارند كه تمام سنگهاى آن، منقش به اسامى پنج تن آل عبا (ع) است و نيز داستان پيدا شدن پارههاى كشتى حضرت نوح (ع) در شوروى سابق را ذكر مىنمايند كه اسامى پنج نور مقدّس (ع) بر بدنه كشتى كندهكارى شده بود.[٦] شايسته است اينگونه موارد براى تقويت ايمان جوانها به خداى متعال و اهل بيت (ع) ذكر و تبليغ شود.
پىنوشتها:
[١]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٣٦٠.
[٢]. وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً. سوره اعراف، آيه ١٤٢ و نيز آيات ١٤٥ و ١٤٨- ١٥٦ و سوره بقره، آيه ٥١- ٥٦ و ٦٣- ٦٤ و ٩٢- ٩٣.
[٣]. سوره آل عمران، آيه ١٨. به همين مضمون، آخرين آيه از سوره رعد: وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ.
[٤]. سوره مائده، آيه ٣٥.
[٥]. اصول كافى، ج ٤، ص ٢٤٥.
[٦]. احتجاج طبرسى، ص ٤٩٧.
[٧]. بخشى از دعاى ماه رجب.
[٨]. فرازى از دعاى ابوحمزه ثمالى.
[٩]. سوره رعد، آيه ١٧. به همين مضمون است آيات سوره اسراء، آيه ٨١. سوره انبياء، آيه ١٨. سوره سبا، آيه ٤٩. سوره شورى، آيه ٤٢.
[١٠]. زمين پر از سنگ ريزه.
[١١]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٣٦٠.
[١٢]. ولايت كليه، ج ١، ص ٣٤٦- ٣٥٢.