ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - ادب شيعه منتظر در روز عيد فطر
ادب شيعه منتظر در روز عيد فطر
سيّد بزرگوار رضىالدّين علىبنطاووس (ره) در بخشى از كتابش به عنوان «ادب بنده در روز عيد نسبت به كسى كه معتقد است كه او امام و داراى اين مقام والا است»، مىفرمايد: «پس مىگويم: بدان، هنگامى كه عيد فطر فرا رسد، پس اگر صاحب حكومت و امور (امام زمان (ع)) در ملّت و مملكتش تصرّف داشت و رعيّت او آنگونه بودند كه مولايشان خواسته بود، پس به آن حضرت به خاطر اينكه خدا به او رو كرده و به خاطر سلطنت و قدرتى كه به او احسان نموده، تهنيت گو، سپس به خودت و كسى كه نزد تو عزيز است و براى دنيا و اهل آن و براى هر كسى كه به امامت آن حضرت سعادتمند شده و از وجود و امامت، و يمن او و هدايتش و بهرههاى دولتش بهرهمند است، تبريك بگو.
و اگر كسى كه معتقد به وجوب اطاعتش هستى، از تصرّف در آنچه مقتضاى رياست او است، منع شده باشد بايد اثر خشم و غضب الهى بر تو نمودار باشد و بر آنچه از فضل و احسان او از تو فوت شده، حسرت و اندوه داشته باشى.
پس همانا روايت كردهايم با سند خود به شيخ صدوق، از كتاب «من لايحضره الفقيه» و غير آن، با سند او به حنّان بن سدير، از عبدالله بن دينار، از امام باقر (ع) كه حضرت فرمودند: «اى عبدالله براى مسلمانان هيچ عيد قربان و فطرى نيست، مگر اينكه در آن روز براى آل محمّد (ص) حزن و اندوه تازه مىشود.
عبدالله گويد: عرض كردم براى چه؟
حضرت فرمودند: براى اينكه ايشان (ع) حقّ خودشان را در دست ديگران مىبينند».
مىگويم: اگر احوال زمان ظهور را مىدانستى و مستحضر بودى كه در آن هنگام چگونه پرچمهاى اسلام به عدل و عدالت باز و احكام مردمان به فضل و دانش آشكار گشته و اموال در راه خدا به بندگان او بذل و بخشش مىشود و آرزوها شاداب و خندان و برآوررده شده و امنيّت و آرامش شامل نقاط دور و نزديك مىشود و نصرت و پيروزى، انسانهاى ضعيف و ذليل و غريب را فرا گرفته است و خورشيد خوشبختى در دنيا طلوع كرده است و دنيا را روشن ساخته و خوشبختى و اقبال در زمينهاى پست و بلند گسترده گرديده و حكم روشن خداوند و سلطنت نيرومند او چنان ظاهر شده كه خردها نشاط يافته و دلها شادمان و همه كرانهها را نور فرا گرفته، به راستى عيدى كه به فرارسيدنش مسرور گشتهاى بر تو مكدّر مىگشت و مىفهميدى كه از كرم خدا و الطاف او چه مقدار از دست دادهاى و گريه و سوز دل و آه و حسرت بر تو غالب مىگشت و اين سزاوارتر است و به وفا نسبت به كسى كه نزد تو عزيز است نزديكتر است.
با ذكر اين مطالب، مختصرى پرده را برايت كنار زدم، ولى آنگونه كه بايد شرح و توضيح ندادم و آنچه كه ما آن را ذكر كرديم، به نحو آگاه كردن و اشاره بود، به خاطر اينكه عبارات براى شرح آنچه كه ما مىخواهيم آن را بيان كنيم، عاجز مىباشد.
و بدانكه همانا صفا و صميميّت و وفادارى براى صاحبان حق هنگام جدايى و دورى نيكوتر است از صفا و صميميّتى كه در حال نزديكى و حضور باشد؛ پس، صفا و صميميّت و وفادارى بايد شعار قلب تو براى مولايت باشد؛ و پروردگارت بر گشودن و برطرف كردن حزن و اندوه و مشقّت تو قادر است».[١]
پىنوشت:
[١]. إقبال الأعمال، ص ٥٨٤.