ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - تحليل حوادث بصره و كوفه
بررسى قرار مىدهيم.
تحليل حوادث بصره و كوفه
اشاره شد كه سپاه سفيانى به سمت شرق عراق روانه مىشود و بصره را به اشغال خود درمى آورد سپس وارد مرزهاى ايران مىشود و به شهر اصطخر مىرسد. در آن زمان، ارتش خراسانى به فرماندهى شعيب بن صالح با پرچمهاى سياه خروج مىكند تا به لشكر امام مهدى (ع) كه در آن زمان به منطقه اهواز و بصره براى آزادسازى آن آمده است، بپيوندد. در روايات آمده است كه در اين زمان جنگى بزرگ روى مىدهد و سپاه سفيانى در آن شكست مىخورد.
اين جنگ به نظر ما، نخستين جنگ در مرزهاى عراق در بصره است و شيخ على كورانى بر اين باور است كه در اين هنگام، ايرانىها به سمت جنوب ايران كه نزديك مرز خشكى با حجاز در بصره است، مىروند. سپس آن جنگ كذايى با نيروهاى سفيانى كه اين روايت اشاره مىكند درمىگيرد و امام (ع) وارد جنوب ايران و عراق مىشود، و شايد اين بار از طريق خليج فارس و بصره وارد شود.[١]
روايات حاكى از آن است كه ارتش سفيانى شكست مىخورد و مردم از اين پيروزى شادمان مىشوند و از امام (ع) فرمانبردارى مىكنند. سپس ايشان همراه با ارتش خراسانى به رهبرى شعيب بن صالح، وارد عراق مىشوند. در روايات آمده است كه اين پرچمها (پرچمهاى سياه) در ساحل دجله فرود مى آيند.[٢] فاروق موسوى بر اين عقيده است كه پرچمهاى سياه در ساحل دجله از سمت القرنه (شمال بصره) فرود مىآيند، آنجايى كه رودهاى دجله و فرات به هم مىپيوندند، سپس به سمت كوفه و در نهايت به سمت نجف اشرف رهسپار مىشوند.[٣]
پاسخ اين پرسش كه، چرا سفيانى، منطقه جنوب ايران و عراق را برمىگزيند، دلايل زير است:
١. وجود نيروهاى غربى پشتيبان او در منطقه خليج فارس،
٢. خاطر جمع بودن ارتش سفيانى از طرف كشورهاى جنوب غرب عراق، علاوه بر آن، عدم توانايى و قابليت نداشتن آنها براى اينكه به جبهه حق بپيوندند زيرا آنها بسيار ضعيف و غربزدهاند و به تجمّلگرايى، راحتطلبى و خوشگذرانى اعتياد پيدا كردهاند،
٣. اهميت اين منطقه از بعد جغرافيايى و اقتصادى به دليل اينكه در رأس خليج فارس قرار گرفته و اين منطقه به دليل منابع نفتى، بسيار ثروتمند است.
ارتش خراسانى به رهبرى شعيب بن صالح نيز به دلايل زير، روانه جنوب ايران مىشود:
١. لشكر سفيانى، كاملًا بر عراق مسلّط شده است و اهل عراق نمىتوانند براى جنگ با او از داخل مرزهاى عراق تحرّكى داشته باشند،
٢. اطمينان از اينكه منطقه خراسان براى آن امن است و از آن حمايت مىكند، جدا از آن، اين منطقه در برگيرنده گروهى از ايرانىها و حامى و پشتيبان امام مهدى (ع) است.
با اينكه ارتش سفيانى داراى سلاحهاى پيشرفته و برنامهها و طرحهاى نظامى غربى است، امّا شكست سختى مىخورد و آن هم به دلايل زير است:
١. حضور فرماندهى موفّق و منحصر به فرد و مخلص كه همان امام مهدى (ع) است،
٢. ارتش امام سلاحهاى مهم و خطرناكى در اختيار دارد كه ارتشهاى پيشرفته با آن آشنا نيستند،
٣. ارتش امام برخوردار از طرحها و برنامههاى بسيار دقيق و حسابشدهاى است،
٤. وجود فرماندهانى درجه يك و طراز اوّل كه پس از امتحاناتى كه پشت سر گذاشتهاند، داراى تخصّص و آگاهىهاى زيادى هستند،
٥. وجود ارتش مؤمن به خدا و مؤمن به امام مهدى (ع)،
٦. شناخت راههاى خشكى و آبى در آن منطقه، به ويژه اينكه فرمانده كلّ ارتش از اين منطقه است،
٧. بسيارى از كشورها از جنايتهاى سفيانى، به ستوه آمدهاند به ويژه مردم مصر و شام پس از شكست دادن ارتش سفيانى، ارتش امام (ع) بر منطقه جنوب ايران و عراق مسلّط و از سمت بصره، وارد مرزهاى عراق مىشود و آنگاه براى راندن ارتش سفيانى روانه كوفه مىشود.
سپس جنگهايى پشت سر هم روى مىدهد و امام (ع) با ارتش نيرومند خود و با ياران صاحب عزم و اراده آهنين خويش، تمامى نقاط عراق را آزاد مىكند، آنگاه به سمت شام و ديگر كشورهاى جهان حركت مىكند.
پىنوشتها:
[١٧]. ابن حماد، الفتن، ص ١٨٧.
[١٨]. الحتميات، ص ٢٠٦.
[١٩]. شافعى، عقدالدّرر، ص ٩٣، قزوينى، الإمام المهدى (ع) من المهد الى الظهور، ص ٣٥٤.
[٢٠]. ماذا قال على (ع)، ص ٤٥٢.
[٢١]. ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص ١٠١.
[٢٢]. خطبه گذشته.
[٢٣]. ماذا قال على (ع)، ص ٤٤٦.
[٢٤]. آبادى معروفى از بلاد جبال كه به خراسان نزديك است. البكرى، معجم ما استعجم، ج ٢، ص ٩٦٠، يكى از مناطق مهم است و در آن منطقه درختان ميوه زيادى وجود دارد.
[٢٥]. شافعى، عقدالدرر، ص ١٧٤.
[٢٦]. عصر ظهور، ص ١٩١.
[٢٧]. عقد الدرر، ص ٩٣، قزوينى، الإمام المهدى (ع) من المهد إلى الظهور، ص ٣٥٤.
[٢٨]. ماذا قال على (ع)، ص ٤٤٠.
[٢٩]. ابن حماد، الفتن، ص ١٩٢.
[٣٠]. عصر ظهور، ص ١٤٢.
[٣١]. همان، ص ١٣٥.
[٣٢]. همان، ص ١٠٦.
[٣٣]. كاظمى، سيد مصطفى، بشار؟ الاسلام، ص ١٧٥.
[٣٤]. الحتميات، ص ٣٥٢.