ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - الف- حوادث
مىبنديد، دريا باعث افزونى اموال شما مىشود و اگر استقامت ورزيد و شكيبا باشيد، درخت طوبى منزلگاه شما خواهد بود و بر سر شما سايه خواهند افكند». سپس فرمود: «روزى پيامبر (ص) در حالى كه كسى جز من با ايشان نبود، به من فرمود: جبرئيل مرا بر شانه راست خود گذاشت و زمين و ساكنان آن را به من نشان داد، تا آنكه كليدهاى آن را به من داد و مرا از گذشته آن آگاه ساخت، هرچه در گذشته در آن روى داده و آنچه تا قيامت روى خواهد داد و آن براى من همانند آموزش همه اسمها به حضرت آدم بود، در حالى كه ملائكه مقرّب نيز آن را نمىدانستند. من بر ساحل دريا، روستايى (شهرى) را ديدم به نام بصره، بصره، دورترين نقطه زمين به آسمان و نزديكترين نقطه به آب است. آن شهر، منطقهاى بسيار زود ويران شدنى و خاك آن بسيار زبر است و عذاب در آن سختترين است و بارها در گذشته بخشهايى از آن در زمين فرو رفته است و زمانى فراخواهد رسيد كه اين حوادث دوباره در آن روى مىدهد و شما اى اهل بصره و روستاهاى اطراف شما، روزى بسيار سخت در پيش داريد و من محلّ جوشش آن آب را نسبت به روستايتان مىدانم».[١]
با دقّت در اين خطبه درمىيابيم كه بخشهايى از آن به دليل نقل، مبحث ما غير مرتبط با يكديگر است و علّامه مجلسى علّت آن را اينگونه بيان مىكند، زيرا آن مجموعهاى از اماكن متفرّق است امّا همه آنها، در مورد خطبه امام در بصره صادق است.[٢]
براى تجزيه و تحليل اين خطبه، بايد عناصر اصلى آن را شناخت. ما در اين خطبه، دو عنصر اصلى را مشاهده كرديم: ١. توصيف موقعيّت جغرافيايى آينده اين شهر، ٢. ستايش اهل بصره. اين توصيف، شامل حالت آنها در روز جنگ جمل و حوادث آينده ديگرى است كه اغلب آن، حوادث به اين شهر و اهل آن آسيب مىرساند.
امام (ع)، اهالى شهر بصره را در روز جنگ جمل اينگونه توصيف نموده است: «اى لشكريان آن زن و پيروان آن مركب». از اين عبارت كاملًا روشن است كه امام در اين خطبه، مىخواسته كسانى را كه ضدّ امام در اين جنگ شركت كرده بودند سرزنش كند، زيرا آنها در تمام حركاتشان از شتر پيروى كردند، تا آنكه پس از پى شدن شتر، شكست خوردند و به همين دليل امام (ع) تصريح كرد كه آنها پيروان چهارپا هستند.[٣]
امّا در مورد اين سخن امام كه فرموده است: «گويى روستاى شما را مىبينم كه آب آن را پوشاند و تنها كنگره مسجد روستاى شما ديده مىشود، كه گويى سينه پرندهاى در ميان آب است». اين سخن، روشن است كه از جمله اخبار آينده است و اين ناحيه در معرض غرق شدن قرار مىگيرد. به هر حال، اين به معناى نكوهش مردم اين منطقه نيست، زيرا سيل و آب ممكن است مناطق زيادى از زمين را فرا گيرد و در زمان حاضر نيز بسيارى از شهرها به دليل فشارهاى جوّى و تحرّكات و رانشهاى زمين دچار اين بلا شدهاند. البته اين مطلب جزو اخبار آينده نيست كه جزو غيبيات باشد.[٤]
از جمله امورى كه اين شهر در آينده، دچار آن مىشود و زيان مىبيند و امام نيز آن را يادآور شدهاند، گرفتار شدن اين شهر به نابيناى دجّال، ابن صياد (ابن صائد) است. او از مشرق، از روستايى به نام رستاق آباد از توابع اصفهان خروج مىكند.[٥] از پيامبر (ص) در اين مورد نقل شده كه فرمودند: «ميان دو چشم دجّال، نوشته شده، او كافر است. تمام كسانى كه از كارهاى او كراهت دارند و تمام مؤمنان آن (كافر) را مىخوانند. [و او را مىشناسند] او مىگويد: بشتابيد،