ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و سوم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
تبليغات دولتى
٤ ص
(٤)
مرد صابونى بصره
٧ ص
(٥)
از ميان خبرها
٨ ص
(٦)
موساد و تلاش براى جلوگيرى از گسترش تشيع در سودان
٨ ص
(٧)
يك يهودى ضدّ صهيونيست، عضو شوراى رهبرى فتح شد
٨ ص
(٨)
قدردانى آمريكا از سعودى ها براى ترويج اسلام جديد در خاورميانه
٨ ص
(٩)
صداى اذان براى نخستين بار در قلّه اورست
٨ ص
(١٠)
طرح حذف شرايط سنّى يادگيرى قرآن در تركيه
٨ ص
(١١)
ممنوع شدن ورود علما به كويت
٨ ص
(١٢)
سالانه 100 يهودى مسلمان مى شوند
٩ ص
(١٣)
شيعه كشى يمن با مشاركت عربستان
٩ ص
(١٤)
شلوارهاى موهن زنانه در فروشگاه هاى تهران
٩ ص
(١٥)
تحركات فرقه ضاله بهائيت در شمال ايران
٩ ص
(١٦)
راه اندازى يك سايت براى علاقه مندان به قرآن كريم
٩ ص
(١٧)
اسرائيل، دو ميليون كودك مسلمان را از كشورهاى عربى ربوده است
٩ ص
(١٨)
عراق در عصر ظهور
١٠ ص
(١٩)
كارنامه سياه سفيانى در عراق
١٤ ص
(٢٠)
كارنامه سياه سفيانى در عراق
١٥ ص
(٢١)
خروج شيصبانى در پيش قدم خروج سفيانى
١٥ ص
(٢٢)
عراق، تنها هدف سفيانى
١٥ ص
(٢٣)
شاخص ترين اقدامات سفيانى در عراق
١٥ ص
(٢٤)
1 سيطره سفيانى بر شهر كوفه
١٥ ص
(٢٥)
1- 1 تقارن خروج سفيانى با يمانى و خراسانى
١٥ ص
(٢٦)
1- 2 دوازده نيروى مسلّح در كوفه
١٦ ص
(٢٧)
1- 3 نسل كشى سفيانى در كوفه
١٦ ص
(٢٨)
1- 4 در به در به دنبال شيعيان
١٦ ص
(٢٩)
1- 5 ويرانى كوفه به دست سفيانى
١٦ ص
(٣٠)
2 سفيانى بر كرانه رود دُجَيل
١٦ ص
(٣١)
3 جنايات سفيانى در شهر بصره
١٦ ص
(٣٢)
4 كاركرد سفيانى در عَينُ التّمر
١٧ ص
(٣٣)
5 ديوار حايل
١٧ ص
(٣٤)
6 كشار فجيع در موصل
١٧ ص
(٣٥)
7 جنايات بى شمار سفيانى در بغداد
١٧ ص
(٣٦)
8 درگيرى هاى پراكنده
١٧ ص
(٣٧)
9 ديگر جنايت ها
١٧ ص
(٣٨)
افول قدرت سفيانى
١٧ ص
(٣٩)
دستگيرى سفيانى
١٨ ص
(٤٠)
بيعت سفيانى
١٨ ص
(٤١)
نجف، شهر پرچم هاى سفيد
١٩ ص
(٤٢)
بصره شهر پرماجرا
٢٠ ص
(٤٣)
الف- حوادث
٢٠ ص
(٤٤)
دستورالعمل هاى اخلاقى از حضرت آيت الله العظمى بهجت (ره)
٢٤ ص
(٤٥)
دستورالعمل اوّل
٢٤ ص
(٤٦)
دستور العمل دوم
٢٤ ص
(٤٧)
بصره و رويدادهاى سال ظهور
٢٥ ص
(٤٨)
1 مقاومت اهل بصره در مقابل سفيانى
٢٥ ص
(٤٩)
2 ياران امام و موضع گيرى بصرى ها
٢٥ ص
(٥٠)
3 جنگ بصره و پيروزى امام (ع)
٢٦ ص
(٥١)
تحليل حوادث بصره و كوفه
٢٧ ص
(٥٢)
كوفه مركز حكومت مهدوى
٢٨ ص
(٥٣)
كربلا، شهرى هميشه نقش آفرين
٣٠ ص
(٥٤)
عراق، هدف حمله مسيحيان صهيونيست
٣٢ ص
(٥٥)
رابطه معنوى امام با پيروانش
٣٥ ص
(٥٦)
تاراج ثروت هاى عراق به اسم دموكراسى
٣٦ ص
(٥٧)
سرقت هايى مثال زدنى!
٣٦ ص
(٥٨)
نفت وسوسه برانگيز عراق
٣٨ ص
(٥٩)
موساد در عراق چه مى كند؟
٤٠ ص
(٦٠)
ادب شيعه منتظر در روز عيد فطر
٤٣ ص
(٦١)
اتحاد وهّابى ها و حزب بعث ضدّ ايران
٤٤ ص
(٦٢)
سخن آخر
٤٧ ص
(٦٣)
ترياك، صادرات جديد عراق!
٤٨ ص
(٦٤)
عراق، وهّابيّت و ايران
٥٠ ص
(٦٥)
وهّابيّت در عراق
٥١ ص
(٦٦)
انفجارهاى ماه هاى اخير عراق
٥٢ ص
(٦٧)
مهارت هاى زندگى در عصر غيبت
٥٣ ص
(٦٨)
سربازان آسمان در عراق
٥٤ ص
(٦٩)
مدّعيان مهدويّت در عراق
٥٥ ص
(٧٠)
پشت پرده ادّعاها در عراق
٥٧ ص
(٧١)
ميهمان ماه
٥٨ ص
(٧٢)
هزار پنجره خورشيد
٥٨ ص
(٧٣)
چند رباعى مهدوى
٥٩ ص
(٧٤)
بدون چشم تو
٥٩ ص
(٧٥)
هر جمعه عصر
٥٩ ص
(٧٦)
گلستانه
٦٠ ص
(٧٧)
قرآن بخوان
٦٠ ص
(٧٨)
صبر حسن
٦٠ ص
(٧٩)
فزت و رب الكعبه
٦١ ص
(٨٠)
يك يا على
٦١ ص
(٨١)
پيام آيت الله صافى گلپايگانى به مناسبت نيمه شعبان
٦٢ ص
(٨٢)
دعا براى امام زمان (ع)؛ ويژه شب 23 ماه رمضان
٦٣ ص
(٨٣)
قطره اى از دريا
٦٤ ص
(٨٤)
توسّل به امام زمان (ع) كليد شب قدر
٦٨ ص
(٨٥)
داستان انار
٧٠ ص
(٨٦)
پيام ها و برداشت ها
٧٢ ص
(٨٧)
عناصر اخلاقى تشكيل دهنده انتظار
٧٤ ص
(٨٨)
1 اميد
٧٤ ص
(٨٩)
2 معرفت و اطمينان
٧٤ ص
(٩٠)
3 نزديك ديدن
٧٤ ص
(٩١)
4 محبوبيّت موضوع
٧٤ ص
(٩٢)
5 منفور بودن شرايط موجود و مأيوس شدن از آن
٧٤ ص
(٩٣)
6 آمادگى، تلاش عملى و زمينه سازى
٧٤ ص
(٩٤)
7 صبر و پايدارى
٧٥ ص
(٩٥)
8 عزّت طلبى
٧٥ ص
(٩٦)
9 تقوا محورى
٧٥ ص
(٩٧)
10 جديّت و پشتكار
٧٦ ص
(٩٨)
11 احساس يتيمى
٧٦ ص
(٩٩)
12 انديشه حسينى
٧٦ ص
(١٠٠)
جايگاه نمك در تغذيه
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - ٣ جنگ بصره و پيروزى امام (ع)

از ابدال هستند.[١]

حال كه مقام و جايگاه سپاهيان امام اين‌گونه والاست و مى‌دانيم آنها چه خلوص نيت و چه صبرى دارند، جايگاه فرماندهان برگزيده ايشان چگونه است! طبيعتاً مقام و رتبه آنها بسيار بالاتر است، زيرا اينان پيش از رسيدن به اين مقام، آزمايش و غربال شده و از امتحانات پيش از ظهور، سربلند بيرون آمده‌اند. حال، جايگاه و رتبه نخستين فرماندهانى كه به امام مى‌پيوندند، چگونه خواهد بود؟ قطعاً مقام و رتبه آنها بسيار بالاتر از بقيه فرماندهان است كه بعدها به ايشان مى‌پيوندند. امّا نخستين رهبران و فرماندهانى كه به امام مى‌پيوندند چه كسانى هستند؟

پاسخ اين است كه نخستين رهبران برگزيده كه به امام مى‌پيوندند، از اهالى بصره هستند و اين نكته‌اى است كه حضرت على (ع) در اين خطبه به نقل از پيامبر اسلام (ص) آن را تأكيد كرده است. ابن طاووس در «الملاحم و الفتن» به نقل از امام على (ع) آورده است: از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود: «نخستين آنها از بصره و آخرين آنها از يمامه هستند».[٢]

در خطبه البيان نيز آمده است، نخستين آنها از بصره و آخرين آنها از ابدال هستند.[٣] طبيعتاً اين اولويت فرماندهان بصرى اشاره به سطح بالاى فرهنگ آن منطقه و شهرى دارد كه آنها در آن پرورش يافته‌اند. با اين امتياز بزرگ، اين منطقه پيوسته اشخاص درجه يك و پيشتاز در ايمان، صبر، فداكارى و شهادت‌طلبى در راه خداوند، پرورش داده است. امّا چه كسى پيش‌قراول و فرمانده ارتش امام است و چه كسى پرچم ايشان را حمل مى‌كند؟ يادآور مى شوند كه جوانى سبزه‌رو به نام شعيب بن صالح از بنى‌تميم اين مقام را دارد كه از ميان «قصب آجام» خروج مى‌كند.[٤] در سطرهاى پيشين گفته شد كه موقعيت جغرافيايى، قصب آجام، همان منطقه شمال بصره، در دو سوى شهرهاى العماره و الناصريه در جنوب عراق است. چيزى كه اين مطلب را تأكيد مى‌كند، آن است كه قبيله بنى‌تميم در اين مناطق سكونت دارند.

اين‌گونه به نظر مى‌آيد كه شعيب بن صالح، پس از اينكه سفيانى عراق را به اشغال در مى‌آورد، به ايران مى‌رود تا جهاد ضدّ سفيانى را در آنجا ادامه دهد، زيرا در ايران شرايط و آزادى عمل بيشترى براى اين كار وجود دارد و در روايات آمده است كه شعيب از رى خروج مى‌كند.[٥] و[٦] نويسنده محقّق، كورانى معتقد است كه شعيب بن صالح، فرمانده كلّ ارتش امام مى‌شود و خراسانى براى آزادسازى شهرهايى كه سفيانى اشغال كرده است حركت مى‌كند.[٧]

بنابراين، به اين نتيجه مى‌رسيم كه اين منطقه (بصره و شمال بصره) اهميت زيادى در زمان ظهور امام (ع) دارد و از اين منطقه، فرماندهان، رهبران و انديشمندان بزرگى برمى‌خيزند؛ كسانى كه نه مال و نه مقام، آنها را وسوسه نمى‌كند و نمى‌فريبد و به همين دليل است كه روايات تأكيد مى‌كنند كه ياران امام (ع) در زمين ناشناخته و در آسمان معروف و شناخته شده هستند. همچنين روايات در مورد آنها گفته‌اند، آنها همانند تكّه‌هاى پولاد، شيرهاى جنگل‌ها و بيشه‌ها، شب‌زنده‌داران و روزه‌داران هستند.

٣. جنگ بصره و پيروزى امام (ع)

پس از آنكه سفيانى، دست به حملات سريع و ناگهانى به عراق مى‌زند، با مقاومت سختى روبه‌رو مى‌شود و شكست مى‌خورد، امّا بار ديگر به ترميم و جمع‌آورى نيروهايش مى‌پردازد تا يك حمله بزرگ ديگر ضدّ عراق انجام دهد، حمله‌اى كه مردم عراق توانايى مقابله با آن را نداشته باشند. او پس از اين حمله، تقريباً تمام عراق را به اشغال خود درمى‌آورد و آن‌گونه كه امام على (ع) مى‌فرمايد: «سپس با هفتاد هزار نفر به سمت عراق، كوفه و بصره حركت مى‌كند».[٨]

در خطبه‌البيان آمده است: «هان، واى بر كوفه شما، سفيانى چه‌ها در آن مى‌كند، او به بصره مى‌آيد و بزرگان آنجا را به قتل مى‌رساند سپس به زوراء (بغداد) مى‌آيد».[٩] اين فراگيرى، اشاره به مساحت جغرافيايى است كه ارتش سفيانى مشغول به آن مى‌شود، ظاهراً او به حمله شرق عراق بسنده نمى‌كند بلكه تلاش مى‌كند به خاك ايران نيز وارد شود. او وارد منطقه اهواز مى‌شود كه در نزديكى شهر بصره قرار دارد و شهر اصطخر را به اشغال در مى‌آورد.

ابن حماد به نقل از امام على (ع) مى‌گويد: «هنگامى كه همراهان سفيانى به سمت كوفه مى‌روند، او عدّه‌اى را براى جستجوى اهل خراسان مى‌فرستد، و اهل خراسان در طلب مهدى (ع) خروج مى‌كنند و او و هاشمى با پرچم‌هاى سياه كه در اوّل آن، شعيب بن صالح است، به هم مى‌رسند. او و ياران سفيانى در دروازه اصطخر به هم مى‌رسند و جنگ و كشتار بزرگى در آنجا روى مى‌دهد. پرچم‌ها پديدار مى‌شوند و سپاه سفيانى مى‌گريزند. در آن زمان، مردم آرزوى ديدار مهدى (ع) را مى‌كنند و به جستجوى او برمى‌خيزند».[١٠]

در خطبه امام على (ع) آمده است: «هنگامى كه (امام مهدى (ع)) قيام كند، يارانش كه شمارشان به اندازه شمار اهل بدر و ياران طالوت است (سيصد و سيزده نفر) به دور او گرد مى‌آيند، همه آنها شيرانى هستند كه مانند پاره‌هاى پولاد از بيشه هايشان بيرون آمده‌اند، اگر آنها همّت كنند و بخواهند كوه‌هاى استوار را از جا مى‌كنند. آنان كسانى هستند كه توحيد خداوند را آنچنان كه خداوند شايسته آن است به جا آورده‌اند

مورّخان، سمت و سويى را كه امام مهدى (ع) از آن وارد عراق مى‌شود، ذكر نكرده‌اند و بيشتر آنها تنها گفته‌اند: ايشان وارد كوفه مى‌شوند. امّا شيخ على كورانى بر اين باور است كه امام (ع) از طريق اهواز، پس از جنگ بصره وارد عراق مى‌شود.[١١] امّا خود او نيز در صفحات بعدى كتابش «عصر ظهور» تأكيد مى‌كند كه امام در حجاز، ايران و عراق، بنا بر مصالحى گردش مى‌كند و ايشان شخصاً در جنگ‌هاى سپاهش، مگر در مواقع بسيار ضرورى، شركت نمى‌كند.[١٢]

دشوارى پژوهش در مورد اين مسئله، به اين دليل است كه برخى روايات يادآور شده‌اند كه امام وارد كوفه مى‌شوند و برخى ديگر گفته‌اند ايشان وارد بصره مى‌شوند و در يك روايت آمده است كه ايشان به جنوب ايران مى‌روند و بدون قائل شدن تسلسل زمانى براى حوادث، تنها به ذكر اين موارد بسنده كرده‌اند امّا ما با پژوهش در رويدادها و جنگ‌هاى ورود ايشان به عراق، مى‌توانيم جنگ‌ها را از نظر زمانى با توجّه به منطقه جغرافيايى اين رويدادها، مرتّب كنيم:

١. جنگ اهواز و بصره؛ پيروزى امام (ع) و وارد شدن به بغداد،

٢. جنگ كوفه؛ پس از آنكه امام (ع) از راه كوفه وارد آن مى‌شود،

٣. عزيمت امام (ع) از سمت كوفه براى جنگ با سفيانى؛ تسليم شدن سفيانى سپس پيمان‌شكنى او، سپس آخرين نبرد و در نهايت آزادسازى عراق.

حال اين حوادث را با رعايت سلسله زمانى آنها مورد