ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - افول قدرت سفيانى
٤. كاركرد سفيانى در عَينُ التّمر
در منابع حديثى آمده است كه، سفيانى در «عَينُ التّمر»[١] هفتاد هزار نفر را به قتل مىرساند.[٢]
٥. ديوار حايل
سفيانى با لشكرى جرّار به سوى عراق حركت مىكند، يكصد هزار نفر به دنبال او حركت مىكنند، در بين جلولا و خانقين سدّ ايجاد مىكند و معترضان را همانند گوسفند سر مىبرد.[٣]
٦. كشار فجيع در موصل
در خطبه البيان منسوب به اميرمؤمنان (ع) آمده است: «سفيانى پس از حوادث خونبار حِمص، حلب، رقّه، رأسالعين و نُصَيبين، وارد موصل مىشود، مردم بغداد در آنجا گرد آيند و اهالى شهر حضرت يونس به لخمه مىروند، نبرد سختى در موصل رخ مىدهد كه تعداد شصت هزار نفر در آن ميان كشته مىشود».[٤]
٧. جنايات بىشمار سفيانى در بغداد
از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه سپاه سفيانى بيش از پانصدهزار نفر را در بغداد به قتل مىرساند.[٥] اميرمؤمنان (ع) در فرازى از يك خطبه طولانى از كشته شدن هفتاد هزار نفر در بغداد خبر داده است.[٦] امام صادق (ع) از انتقال پايتخت عبّاسيان به زوراء (بغداد) خبر داده، در فرازى از آن مىفرمايد: «در آن هنگام سفيانى خروج كرده بدترين شكنجهها را روا مىدارد».[٧]
٨. درگيرىهاى پراكنده
امام باقر (ع) مىفرمايد: «هنگامى كه سفيانى بر ابقع، منصور، كندى، ترك و روم چيره شود، به سوى عراق عزيمت مىكند ... بر شهرى سيطره پيدا مىكند، كشتار فجيعى در آن به راه مىاندازد، افرادى را- صبراً- مىكشد و شش تن از افراد برجسته بنىالعبّاس را به قتل مىرساند».[٨] و در حديث ديگرى از درگيرى سپاه سفيانى در اصطخر، قومس، دولات رى، مرز زريخ ... رى، بابل، مداين و نصيبين و حوادث مرگبار در آنها سخن گفته است.[٩]
٩. ديگر جنايتها
آنچه گفته شد نمى از يم و اندكى از جنايات بىشمارى است كه سفيانى در عراق مرتكب مىشود.
در حديثى، امير بيان مولاى متّقيان (ع) شمارى از جنايات او را بر شمرده كه در زير مىآوريم:
١. دستگيرههاى اسلام را يكى پس از ديگرى نابود مىكند،
٢. اهل دانش و فضيلت را مىكشد،
٣. قرآنها را طعمه حريق مىسازد،
٤. مساجد را ويران مىكند،
٥. محرّمات را مباح مىسازد،
٦. دستور ساز و آواز در كوچه و بازار مىدهد،
٧. فرمان باده نوشى در گذرگاهها صادر مىكند،
٨. كارهاى ناشايست را مباح اعلام مىكند،
٩. از انجام فرايض جلوگيرى مىكند،
١٠. در گسترش فسق و ستم تلاش مىكند،
١١. هر لحظه بر طغيان و سركشى خود مىافزايد،
١٢. از روى دشمنى با اهلبيت، هر كس را كه نامش: محمّد، احمد، على، جعفر، حمزه، حسن، حسين، فاطمه، زينب، رقيّه، امّ كلثوم، خديجه و عاتكه باشد، به قتل مىرساند،
١٣. كودكان را جمع مىكند، در ديگ با زيتون مىجوشاند،
١٤. دو كودك را كه حسن و حسين نام دارند، دستگير كرده به دار مىزند.[١٠]
افول قدرت سفيانى
جنايات بىشمار سفيانى موجب مىشود كه گروههاى غيور با يكديگر پيمان بسته، عليه سفيانى خروج كنند، كه به چند نمونه از آنها اشاره مىكنيم:
١. سپاه سفيانى بر عفّت سى هزار دوشيزه در كوفه تعدّى مىكنند، سپس سرهاى آنها را برهنه كرده، به عنوان برده در معرض فروش قرار مىدهند ... خبر به اهل بصره مىرسد، از دريا و خشكى حمله مىكنند و زنها را از دست آنها رهايى مىدهند.[١١]
٢. نيروهايى از كوفه و بصره هم پيمان شده، با سفيانى به نبرد مىپردازند.[١٢]
٣. سفيانى چهل روز با آنها درگير مىشود، چون نيروى كمكى نمىرسد، به ناگزير با روميان قرارداد صلح امضا مىكند، كه هيچ يك از طرفين، چيزى به طرف ديگر پرداخت نكند.[١٣]
٤. سيّد هاشمى با پرچمهاى سياه به پرچمدارى «شعيب بن صالح» از خراسان حركت مىكند، در دروازه اصطخر با سپاه سفيانى درگير مىشود، نبرد سختى روى مىدهد، پرچمهاى سياه پيروز مىشوند و سپاه سفيانى فرار مىكنند.[١٤]
٥. به هنگام خروج سفيانى از كوفه، دو سپاه متّحد شده، با سپاه او مىجنگند، آنها را از پاى در مىآورند، غنايم و اسيران جنگى را از دست آنها مىرهانند.[١٥]
٦. جوان هاشمى، با خالى در كف دست چپ، با پرچمهاى سياه و جلودارى مردى از بنى تميم به نام شعيب بن صالح، با سپاه سفيانى نبرد مىكند و آن را شكست مىدهد.[١٦]
٧. پرچمهاى سياه سپاه سفيانى شكست داده، آنها را تا بيتالمقدّس عقب مىرانند و زمينه را براى حكومت حضرت مهدى (ع) فراهم مىسازند.[١٧]
بشارت ظهور: پيشواى پرواپيشگان، اميرمؤمنان (ع) در فرازى از خطبه مفصّلى مىفرمايد: «هنگامى كه لشكر سفيانى به سوى كوفه عزيمت نمود، منتظر ظهور بهترين