سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٩٠ - چند سؤال
يكى از آن دو نيكويى تميز واقع مىشود كه قوت ذهن ناميده مىشود و با ديگرى فساد تميز رخ مىدهد كه ضعف ذهن و كودن مجون (بلادت) ناميده مىشود و آنچه افعال و عوارض نفس به آن پديد مىآيد- خوب يا بد- خلق ناميده مىشود، و خلق عبارت است از آنچه به [وسيله] آن كارهاى زيبا و زشت از انسان سرمىزند.
از آن جهت كه افعال و تميز- كه به واسطه آنها سعادت حاصل مىشود- مشروط به شرايطى است كه ذكر شد و يكى از آن شرايط وجود اينها [افعال و تميز] در همه امور و در همه زمانها است، لازم مىآيد چيزى كه به واسطه آن افعال و تميزى داراى شرايط فوق پديد مىآيد، حالتى باشد كه شأن آن چنين باشد كه فقط در برابر يكى از دو امر (خوب يا بد) به وجود آيد تا براى انسان تداوم كار خوب و نيكويى تشخيص در تمام امور ممكن باشد و از ان جهت كه نيرويى كه انسان بر آن سرشته شده است به شكلى است كه فقط يكى از دو امر از او سر نمىزند [و مستعد در دو دسته افعال و تميزهاى خوب و بد است] و از طرفى حالت اكتسابى كه پس از آن براى انسان پديد مىآيد به شكلى است كه فقط يكى از دو امر (خوب يا بد) از آن سرمىزند، لازم است افعال و عوارض نفسانى كه ممكن است از ما سربزند به نحوى باشد كه انسان را لا محاله به سعادت برساند. [و اينچه وقتى است كه؟] خلق جميل براى ما حاصل مىشود و ما داراى نيكويى تشخيص مىشويم به نحوى كه لا محاله به وسيله آنها به سعادت برسيم؟
چه وقت قوت ذهن براى ما به صورت ملكهاى درمىآيد كه زوال آن ناممكن يا- لااقل- دشوار باشد؟