سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ١١٣ - منطق، مقدم بر ساير صناعات
زيبا با صناعت فلسفه براى ما حاصل مىشود، ضرورتا لازم مىآيد كه اين فلسفه باشد كه به وسيلهاش، ما به سعادت مىرسيم و اين آن چيزى است كه براى ما با نيكويى تميز، حاصل مىشود و مىگويم:
اكنون كه فلسفه با نيكويى تميز، حاصل مىشود و نيكويى تميز با قدرت ذهنى بر درك درست به دست مىآيد، قوت ذهن است كه قبل از تمام اين امور بايد براى ما حاصل مىشود و قوّت ذهن وقتى براى ما حاصل مىشود كه نيرويى داشته باشيم كه به وسيله آن بر حق وقوف يابيم و به يقين بدانيم كه آن حق است و به آن معتقد شويم و به وسيله همان، نيروى باطل را بشناسيم و در مورد باطل بودن آن يقين كنيم و از آن اجتناب نماييم و باطلى را كه شبيه به حق است بشناسيم و در آن به اشتباه نيفتيم و آنچه را در ذات خود حق است، اگرچه شبيه باطل باشد تشخيص دهيم و در مورد آن خطا نكنيم و فريب نخوريم. آن صناعتى كه به وسيله آن، به اين نيرو دست مىيابيم، صناعت منطق است و اين صناعت است كه به مدد آن بر اعتقاد خود واقف مىشويم يعنى مىدانيم كه چه چيز حق است و اعتقاد باطل را مىشناسيم؛ يعنى مىفهميم كه باطل چيست و به همين صناعت است كه بر امورى كه انسان به وسيله آنها به حق مىرسد و امورى كه انسان به واسطه آنها از حق كناره مىگيرد آگاه مىشويم، با همين صناعت است كه انسان امورى را كه به واسطه آنها در مورد حق شك مىكند كه اى بسا باطل باشد، و امورى كه باطل را به صورت حق جلوهگر مىسازد و ذهن انسان را از جهتى كه حس نمىكند به باطل مىاندازد، مىشناسد و با اين صناعت است كه به روش از بين بردن