سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ١١٤ - عقل، خاصترين خوبىها
باطلى كه انسان در ذهن بدون اينكه بداند به آن معتقد شده است و از بين بردن باطل در ديگران اگر بدون آگاهى به آن دچار شده باشند، دست مىيابد. تا آنجا كه اگر انسان اراده كند مطلوبى را بشناسد، چيزهايى را به كار مىگيرد كه به درستى باعث شناسايى مطلوب او شود و هر وقت در اعتقاد به چيزى برايش شك پيش آمد كه آيا آن چيز درست است يا نادرست، امكان امتحان كردن اينكه مطلب درست است يا نادرست تا رسيدن به يقين وجود دارد و اگر در اين ميان به طور اتفاقى بدون آنكه درك كند به باطلى دچار شد، برايش ممكن است كه با تعقيب كردن مطلب، باطل را از ذهن خود خارج كند، پس وقتى اين صناعت به كيفيتى است كه ما توصيف كرديم، ضرورتا لازم است كه به اين صناعت، مقدم بر ساير صناعات توجه نمود.
عقل، خاصترين خوبىها
١٨. با توجه به اينكه بعضى از خيراتى كه براى انسان وجود دارد خاصتر است و بعضى كمتر خاص است و خاصترين خير در انسان عقل اوست، چراكه آنچه [انسان] به داشتن آن انسان مىشود عقل است، و از طرفى آنچه صناعت منطق را براى انسان حاصل مىكند عقل اوست مىبايد گفت كه اين صناعت خوبىهايى را براى انسان حاصل مىكند كه خاصترين خوبىها براى انسان است.
كلمه[١] عقل گاهى به ادراك كردن چيزى توسط ذهن انسان اطلاق
[١] - كلمه« كلمه» و« لفظ» هردو در ترجمه كلمه« اسم» استفاده شدهاند.