سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ٢٢ - طبيعت
نيز با تعليم بزرگىها ياد داده مىشود. سپس بزرگىهايى مورد توجه قرار مىگيرند كه عدد به آنها نسبت[١] داده مىشود.
به دو دليل اين اندازهگيرى و ترتيب و استحكام و سامانبندى مناسب براى اعداد و اعظام به وجود مىآيد:
١. از آن جهت كه اين ويژگىها براى اعظام به اعتبار اعظام بودن به وجود آمده است؛
٢. از آن جهت كه اين ويژگىها را به اعتبار عدد بودن دارد؛ و آنچه جزء اعظام نباشد ويژگىهاى عدد بدان ملحق مىشود. و در اين صورت الحاق آنها به اعتبار اعظام بودن آنهاست. سپس به ساير موجودات توجه مىشود تا هر موجودى كه قابليت اندازهگيرى و ترتيب و سامانبندى مناسب دارد، در اين ويژگىها بدان ملحق شود.
طبيعت
١٠. پس در ابتدا از اعداد شروع مىشود، سپس به بزرگىها (- اعظام) مىرسد، و بعد به ساير اشيايى كه اعداد و بزرگىها، بالذات به آنها ملحق مىشود مثل مناظر و اعظام متحركه كه عبارتند از اجسام آسمانى، سپس به موسيقى و اوزان و حيل. پس شكل كار بدين ترتيب است، از چيزهايى كه بدون ماده فهميده شده و تصور مىشود شروع شد، سپس به چيزهايى پرداخته مىشود كه شأن آنها اين است كه
[١] - براى مثال به سطح يك مثلث يا حجم يك كره، مىتوان عددى نسبت داد.