سعادت از نگاه فارابى - جابری مقدم، علی اکبر - الصفحة ١٥ - معلومات اوليه، مبادى تعليم
گرفتن از ديگران- ما مىدانيم كه جستجو در مورد اشيا چگونه است و آگاهيم كه تعليم و تعلّم در مورد شناخت اشيايى كه از آنها ياد كرديم به چه شكل مىباشد. «با اين نيرو است كه مىتوانيم در مورد امورى كه استنباط كردهايم، تميز قايل شويم و بدانيم آنچه داريم يقين است يا گمان است، خودش است يا خيال آن يا مثال آن. به همين شكل، آنچه از ديگران فراگرفتهايم و آنچه به ديگران مىآموزيم را مىتوانيم مورد آزمون قرار دهيم».[١]
معلومات اوليه، مبادى تعليم
٤. در هر جنس از موجودات، معلومات پايه اگر داراى شرايط و احوالى باشند كه جستجوگر را در علمى كه از آن، جنس خاص طلب مىكند به حق اليقين برساند، آن معلومات اوليه، مبادى تعليم در آن جنس خاص محسوب مىشوند.
و در صورتى كه انواعى كه يك جنس خاص، شامل تمام آنها يا بيشتر آنها مىشود داراى اسبابى باشند كه وجود اين انواع (كه آن جنس خاص شامل آنها مىشود)، به وسيله آن اسباب يا از آن اسباب يا براى آن اسباب باشد، آن اسباب، مبادى وجود انواعى مىشوند كه جنسى كه شناخت آن مطلوب است، آنها را در برگرفته است.[٢] در اين حالت مبادى تعليم، همان مبادى وجود خواهد بود و
[١] - آنچه در ميان گيومه آمده است به نظر مىرسد مربوط به انتهاى پاورقى اول باشد كه با تقدم تأخر مصحح، از روال عادى خود خارج شده است.
[٢] - ترجمه اين قسمت دقيق مىباشد و اغلاق متن از تأكيدهاى خود فارابى ناشى مىشود.